سلام
با وجود متادون در اینکه همسرتون گرفتار مواد مخدر هستند شکی نیست.
با خوندن تاپیک شما بیشتر از پیش فهمیدم که اعتماد و حرمت نفس چقدر میتونه به ما در تصمیم گیری در شرایط بحرانی کمک کنه و چقدر ادمها در این زمینه متفاوتند و چه انسانهایی که به ظاهر شاغل و مستقل و تحصیلکرده هستند و قوی ولی در باطن چقدر ترسو وابسته و ناتوان و نااگاه و گرفتار.
من فقط یک بار قرص متادون پیدا کردم از جیب شوهرم و بلافاصله در مدت یک ماه تصمیم قطعی گرفتم و صحبتهارو با شوهرم خانواده ها وکیل و مشاور در همین یک ماه پایان دادم و ششماه بعد کارهای طلاق تموم شد و خلاص شدم. ودر تمام اون یک ماه دلایل حرف و حدیث و حتی تهمت های فراوان شنیدم حتی ادعا کردند دوست پسر دارم و خودم عمدا تو جیب شوهرم متادون گذاشتمو خیلی چیزهای دیگه ولی من بدون توجه به همه اینها فقط یک حرف و یک جمله داشتم و اون هم این بود
کسی که تو جیبش متادون پیدا شده به درد من نمیخوره .
از مهریه و طلا ها و حتی خیلی از وسایل جهیزیه هم گذاشتم و تنها چیزی که به اصرار تمام از وکیلم خواستم این بود که سریعترین و راحت ترین و بی دردسر ترین راه رو انتخاب کن توی دادگاه و فقط هرچه سریعتر من رو از این منجلاب بکش بیرون. و 15 سال پیش 5 میلیون برای هرچه سریعتر شدن مراحل طلاق پول خرج کردم. و همیشه خداروشکر میکنم که در سن بیست و سه سالگی چنین قدرت تصمیم گیری داشتم و چه تصمیم خوب و عاقلانه ای گرفتم.
در ضمن به نظرم اگر اون مدتی رو که مادرتون نیستند بچه رو با پدرش تنها نذارین عاقلانه تر خواهد بود. اگر در غیاب شما در حین مصرف از بچه غافل بشه چی ؟ یا اگر بچه رو با خودش به خونه اون دوستان مصرف کننده دیگه که معلوم نیست کی هستند ببره چی؟ هیچ فکر اینها رو کردید؟
یا تنها فکر و دل مشغولی تون این هست که چطوری جلوی فامیل ادای خوشبختها رو دربیارین؟
به فکر بچه تون باشید
شما مادر هستید
به فکر بچه باشید








علاقه مندی ها (Bookmarks)