ممنونم که نظراتتون رو شفاف مطرح میکنید .
خیلی خوبه گاهی ناامید میشم و فکر میکنم و خودمو آماده میکنم و گاهی امیدوار میشم و انرژیم مظاعف میشه . به واقع بینی میرسم و از بلندپروازی فاصله میگیرم.
خانم یه دوست ، آب پاکی رو ریختید روی سر من و شبیه موش آب کشیده شدم .
درمورد شراکت فامیلی ، نیاز به ظرافت داره و سیاست خاص و با هرکسی هم نمیشه شراکت کرد رابطه ها خراب میشه یا مثل قبلش نمیشه.
ما اولین بارمون نیست که داریم شراکت میکنیم توی خانوادمون همه ضربدری باهم شریکن و یه دلخوریهایی بوده که طبیعیه اما روابط خوب هستش چون که بین شرکا قرارداد هست
و این قراردادها رو همیشه خواهر بزرگم که وکیله تنظیم میکنه (به این خواهرم شورای حل اختلاف هم میگیم)
ببینید من به یه موضوعی به شدت معتقدم ، اینکه بعد از کار و تلاش خودمون روزی دست خداست . 2تا حلیم فروشی کنارهم هستن ، موقعیت تجاریشون دقیقا یکیه ، کیفیتشون هم همینطور
اما برای یکی صف میکشند و اون یکی پرنده پر نمیزنه . وقتی بررسی میکنیم میبینیم تازه کیفیت اون حلیم فروشیه خلوت بهتره قیمتش هم با اون رقیبش برابره.
این یه مثال کوچیک بود در مورد شرکت هم همسر دوستم که پارتی داره هم سوادشو داره و سالهاست داره توی این بازار کار میکنه 3بار تاحالا شرکتشو جمع کرده .
درسته ما غیرحرفه ای هستیم ، درمورد قوانین شرکتها هیچی نمیدونیم و این ضعف بزرگیه .
منم واسه همین دنبال یادگرفتنم اینجا تاپیک زدمو هر نکته ای رو دوستان مطرح کنند میرم درموردش تحقیق میکنم درواقع این تاپیک برای من منبع ، معرفی میکنه.
، نصاب حرفه ای از بیرون میاریم ، فعلا به فکر سود نیستیم و نمایندگی مون برای یکی از بهترین شرکتها در این زمینه است.
از طرفی خانواده من همه در کار ملک هستن از پدربزرگم که مشاور املاک داشت تا خواهرم که وکیله فقط ملک کار میکنه و یکی دیگه از خواهرام معمار قدریه و دکوراسیون کار میکنه (رشته تحصیلیش هم معماری بود و واقعا بااستعداده)
این خواهرم که دکوراسیون کار میکنه نه نمایشگاه داره نه سایت نه اپ های مجازی هیچی ، اما واقعا به لطف خدا از یه نمایشگاه دار و کارگاه دار خیلی بیشتر مشتری داره
چندتا شرکت دکوراسیون بهش پیشنهاد کار و شراکت دادن ، 2تاکارگاه دار التماسش میکنن کارشو بده به اونها در عوض شریک باشن .
خودش اندازه میگیره ، طراحی میکنه ، جنس میخره بالا سر کارگاه دار وایمیسه و بالاسر نصابها . هروقتم دوست نداشت پروژه نمیگیره.
من با این شیوه کار کردنش مخالفم و معتقدم باید تیم تشکیل بده و دفتر فنی و دکوراسیون بزنه که زیربار نمیره. اما منظور اینکه نخوردیم نان گندم ولی دیدیم دست مردم.
الان پارتی نداریم و اون پروژه بانک رو بدون پارتی گرفتیم ، قبلا گفتم که خیلی استقبال کردن و شعبه های دیگرشونم بهمون دادند .
بازار رقابت سنگینه ، من نابلدم اصلا خیلی اصطلاحات پیش پا افتاده بازرگانی و بازاریابی رو نمیدونمو خیلی موانع که بهش اشاره کردید
اما منم از رو برو نیستم نمیدونید من چه سمجی هستماز طرفی خسته شدم از این کارمندی ازین وقت نداشتن ها ، آرزو به دلم موند گواهینامه
توکل به خدا باید یاد بگیرم
باید سختی بکشم
باید تا تهه تهش برم
اما به کمک احتیاج دارم و از همه حتی پدر بزرگم که توی روستا هست و کشاورزی و مزرعه داری میکنه هم کمک میگیرم. خانم یه دوست تهه دلم هووررری ریخت ولی این تلنگرهام لازمه
همدردی شکر خدا از دکتر و پروفسور و کارآفرین و مدیر و رئیس بهره منده ، چرا مشارکت نمی نمایید و بنده را به عنوان کارگر ساده هدایت نمی نمایید ؟ (مدیر مدیره ؟ طاقچه بالا میذارید؟(مدیران عزیز طاقچه بالا میزارن یا میذارن؟!!) یکم این پایین مایینارو ببینید خوب![]()









) 
و خیلی موانع که بهش اشاره کردید
از طرفی خسته شدم از این کارمندی ازین وقت نداشتن ها ، آرزو به دلم موند گواهینامه 

علاقه مندی ها (Bookmarks)