نقل قول نوشته اصلی توسط « 7 » نمایش پست ها
سلام وقتتون بخیر؛

چرا مادرتون رغبتی ندارن برای پیدا کردن همسر برای شما ؟

باهاشون صحبت کردین درباره ی این موضوع ؟

میشه بیشتر توضیح بدین درمورد زندگیتون آیا مشکل یا موانعی هست که وجود داشته باشه ؟

اول با مادرتون درباره ی اینکه قصد جدی برای ازدواج دارین صحبت کنید ، نمیشه که بی خیال باشند حتما تا قبل از این شما رغبتی نداشتید برای ازدواج و یه دفعه دیدید که دیگه وقتشه.

بعد در صورتی که صحبت هاتون باز هم اثر نکرد به رفیق یا همکاری که بهش اطمینان دارید بسپرید که اگر در آشنا دختری مجرد که شرایطش با شما جور باشه هست بهتون معرفی کنن.
خب من پسر اخری هستم احساسم میگه چون مادرم از تنهایی میترسه نمیخاد قدمی برای این قضیه برداره
واقعا خسته و کلافه شدم

- - - Updated - - -

نقل قول نوشته اصلی توسط جوادیان نمایش پست ها
سلام

چن تا راه هست که میتونین امتحان کنین..

اولیش از فامیل و همسایه شروع کنین

دومی اینه که از دوست و اشنا پرس و جو کنین

سومی اینه که تو سایت های همسریابی ثبت نام کنین و کیس های زیادی اونجا هست که میتونین بنابه شرایطتون انتخاب کنین

چهارمی اینه که اگه بیرون کسی نظرتونو جلب کرد و پوشش و متانتش براتون قابل قبول بود تعقیبش کنین و خونشونو پیدا کنین

پنجمی میتونه از همون محل کاز خودتون باشه ( خانمهای همکار و کارمند)

ششمی از طریق جستجو تو مخیط دانشگاه

الاان شما به بیشتر این راه ها ایراد گرفته و خواهید گفت که نمیشه اعتماد کرد..

اما راه حلش تحقیق و پی گیری مستمر هستش و من احتمال میدم مادرتون بخاطر سخت گیریه شما تو انتخاب کردن قید این کارو زده باشن..

بهر حال باید از یه جایی شروع کنین.. شغل شما دولتیه و بعد از ظهر بیکار هستین.. میتونین از این زمان استفاده کنین ..

الان بیشتر پسرها خودشون دختر مورد نظرشونو پیدا میکنن نه از طریق مادر و خواهر
اره خب این حرف درستیه
ولی چه میشه کرد عمرم رو صرف کار و زندگی سالم کردم نه ازون نمونه هاش که سر به زیر باشمو خیلی مذهبیه آن چنانی نه
دنباله رو روشهایی که پسر دختر همو میبینن سریع عاشق میشن بعد هم مشکلات و این داستانها نبودم
تو محیط کار اتفاقا هستن دختر خانمایی که منتظرن یه قدمی جلو بزارم ولی راستش من زیاد پسندشون نکردم
تو دانشگاه هم خیلی سال پیش موردهای اینجوری بوده. نمیخاستم سریع از رو عشق و عاشقی تصمیم بگیرم (کاش میگرفتم نه)