سلام
برای احساسات متناقضتون
اول برای خودتون در یک خط بنویسید اگر چطور شرایطی در این شرکت داشتید ، راضی بودید؟ که کارتون خیلی راحت تر بشه .
شاید اون یک خط این باشه :
من برای شرکتی با مزد و امتیاز خیلی پایین تر از حقم کار کردم . توافق اولیه ما پروژه ساده تری بود .
من برای شرکتی با مزد و امتیاز خیلی پایین تر از حقم کار کردم . توافق اولیه ما حقوق و مزایای بیشتری بود .
من برای شرکتی با مزد و امتیاز خیلی پایین تر از حقم کار کردم . توافق اولیه ما خیلی غیرحرفه ای بود . من باید حقوق متقابلمون رو در نظر میگرفتم .
برای همه ما یه چیزهایی ارزشمندتر از پول هست واسه همین یه استاد دانشگاه میاد با جان و دل واسه دانشجوی فعالش درس میده و ساعتها توی آزمایشگاه براش وقت میزاره ،در صورتی که اگر این وقت رو بزاره روی یه پروژه پول خیلی خوبی گیرش میاد اما
اینکه ما این نیازمونو کجا تخلیه کنیم خیلی مهمه ، شرکت شما جایی نبود که بخواهی برای ارزشهات ، انرژی و دانشتو در طبق اخلاص و مفتی بدی بره.
برای قدر نشناسی مدیرانتون :
1- توافقات : اصلا بحث قدرنشناسی نیست بحث اینه که شما راضی شدی با حداقل مزایا براشون کار کنی .
2- خودتون رو قاطی مسائلی کردید که بهتون ربطی نداشته.:
این نتیجه ای که الان بهش رسیدی خیلی طبیعیه ، پیچیده هم نیست .سر دریافت حقوق هیچ وقت فشاری نیاوردم میگفتم بذار فعلا به اونا که متاهل اند سهم بیشتری برسه ، من پولمو دیر تر میگیرم
فقط میتونی ازش درس بگیری به عنوان یک تجربه طلایی و ارزشمند . به فریبکاری اون مدیر بوووقم فکر نکنی و به قول بی نهایت فکر کن واسه رزومه ات این کارو کردیتازه یه حقوقی هم گرفتی دستشون درد نکنه
![]()








تازه یه حقوقی هم گرفتی دستشون درد نکنه

علاقه مندی ها (Bookmarks)