سلام
5 ماه آشنا هستید و هیچ اقدامی نکرده اند.
* چطور آشنا شدید؟
* خانواده شما و اون آقا مطلع هستند؟
* ایشون تهران هستند؟ شما کدام شهر هستید؟
* اصلیت ایشون کجائی است؟ شما اصلیت خانوادگی تون متعلق به کجا است؟
* چه نوع ارتباط و تماسی دارید؟ تلفنی؟ حضوری؟ ... اگر ارتباط حضوری دارید رابطه ای بیش از صحبت کردن هم بین تان وجود داره؟
** این آقا ممکنه شرایط ازدواج رو نداشته باشند. حالا میخواد علتش مسائل مالی، مشکلات فردی یا خانوادگی، تحصیلی، عدم رضایت خانواده شان ... یا مجموعه ای از آن ها باشه. یا
امکان داره قصدشان برای ازدواج با شخص شما خیلی جدی نباشه. ممکنه همزمان گزینه های دیگری رو هم در حال امتحان کردن باشند.
شما نباید تا قبل از قطعی شدن ازدواج وابسته بشید . خواستگاری و نامزدی از اسمشون مشخصه که عدم قطعیت رو باخودشون دارند. ممکنه به انجام برسند یا نرسند. پس نباید دلخوش کرد که حتما به نتیجه موردنظر شخص منتهی میشه.
ترس های شما در حد معقولی باشند به جا هستند ولی بیش از اندازه نباید بترسید از چاله به چاه بیفتید.
تا وقتی ازدواج نکرده اید یک مشکل دارید. ازدواج ناموفق بکنید هزار جور مشکل. لطفا پست های مرتبط با ازدواج های ناموفق رو بخونید و درس بگیرید و پیشگیری کنید.
"اینکه بگم رسمی اقدام کنه و فکر کنه آویزونشم"
آویزون بودن یعنی چی؟ مگه شما دارید ازشون برای ازدواج تمنا می کنید؟ وقتی دختری چند ماه رابطه رو در همین حد ارتباط متعارف ادامه بده اون آقا اگر واقعا قصد ازدواج با آن دختر رو هم داشته باشه انگیزه ای برای تلاش و اقدام نخواهد داشت. اگر رابطه به حد ناپسند برسه که دیگه هیچ. بعد یه مدت دختر رو ول میکنه میره دنبال یکی دیگه که خودش رو راحت در دسترس نذاره.
شما ارتباط تان رو "به کلی" با ایشون قطع کنید. به هیچ پیامی جواب ندهید.
اگر تماس گرفتند مادرتون جواب بدند و بهشون بگند اگر قصد ازدواج دارند رسما اقدام کنند.
این کار رو بکنید اگر شخص قصدی غیر از ازدواج داشته باشه، حالا هر چی میخواد باشه. وقتی دختر ارتباطش رو قاطعانه قطع کنه میفهمه طعمه آسانی نیست. و وقتی با خانواده دختر طرف بشه راهش رو میکشه میره دنبال یه نفر دیگه.
حالت دوم اگر قصد ازدواج داشته باشه تلاش میکنه شرایط کار رو فراهم کنه. حتی شده در حد خواستگاری و تهیه مقدمات ازدواج آماده بشه و جلو بیاد. اگر نمی تونه در حد خواستگاری و مراسم عقد اقدام بکنه یا مشکلاتی داره که مانعش میشند دیگه به خودش مربوطه. ممکنه تا 5 سال دیگه هم این وضعیت ایشون ادامه داشته باشه. نمونه هاش هم زیادند کسانی که چندین سال دختر رو معطل کرده اند (دختر هم ساده لوحانه منتظر نشسته شرایط شون جور بشه) و آخرش هم هیچی.
حالت سوم اینکه با خانواده میان خواستگاری. اگر این کار رو کرد درضمن خواستگاری و تحقیقات مشخص میشه توانائی مالی، تناسب های اعتقادی، خانوادگی، فرهنگی و غیره رو با هم دارید یا خیر. مهریه هم همانجا مطرح میشه. اگر کار به این مراحل رسید حتما تحقیقات کامل هم انجام بدید. از محل تحصیل، کار و زندگی.
*بگذارید به عنوان یه آقا این رو بهتون بگم. مردی که زنی رو بخواد همه تلاشش رو میکنه که زودتر بهش برسه. یا حداقل کار رو به جائی برسونه که مطمئن بشه ازدستش نمیره. یعنی خواستگاری و عقد رو انجام میده.حالا اگر بقیه مراحل زمان ببره خیالش راحته که دختر مال خودشه. نه اینکه 5 ماه طرف رو ول کنه نگران هم نباشه شاید یکی دیگه زودتر بیاد ببردش. حداقل روان شناسی مردهای معقول اینطوریه.
اینکه پدر شما موافقت کنه یا نکنه رو شما باید با شناختی که از ایشون دارید و اطلاعاتی که از اون آقا و خانواده اش تابحال بدست آورده اید حدس بزنید. اگر مطمئن هستید خانواده تان مخالفت شدید می کنند خیال پردازی نکنید و وابسته نشید که بعدا ضربه روحی یا احیانا جسمی بخورید و خدای ناکرده حیثیتی بخورید.
خواستگارای بیریخت رو نمی دونم دقیقا منظورتون چیه. اگر دنبال فرد ایده آل باشید به جائی نمی رسید.
تو زندگی به حرف مردم" اهمیت بیش از اندازه" ندید. مردم غیر از حرف زدن اهمیتی به شما یا زندگی شما نمیدند. شما کار صحیح رو انجام بدید. اگر شکست بخورید حداقلش اینه که تصمیم از خودتون بوده و اگر موفق بشید هم چه بهتر. البته مشورت کردن با افرادی که دو خصیصه عاقل بودن و تمایل به کمک را داشته باشند همیشه خوبه.
به هرحال هر چه زودتر این مسئله رو حل کنید. نگذارید اینقدر درگیرش بشید.
موفق باشید![]()








علاقه مندی ها (Bookmarks)