من اگر بخوام كاري انجام بدم و روش تمركز كنم واقعا بهش مي رسم و موفق ميشم.
هدف هم توي زندگيم دارم. ولي هي از اين شاخه به اون شاخه مي پرم. موضوع ازدواج نكردن هم خيلي ازارم ميده تقريبا همه ي هم سني هام ازدواج كردند و من هنوز تو گذشته خودم موندم. دلم ميخاد مشكلات بچگيم ريشه كن بشه با اينكه ميدونم همه ي مشكلاتم از كجاست ولي راه درمانش بلد نيستم.
توي مقالاتي كه خوندم فكر كنم اختلال شخصيت وابسته دارم و اونم همش بخاطر مقايسه هايي كه توي زندگيم مي شدم هنوز هم اگر يكي منو با كس ديگه مقايسه كنه به شدت عصبي ميشم و ميرم توي لاك خودم
بخاطر مشكلات و ناراحتي هاي شديد اخيرم پشت گردنم به شدت خارش گرفته احساس مي كنم ديگه نمي تونم خوب بشم و رنگ شادي ببينم دلم فقط ميخاد از اين كشور برم يه جايي كه بتونم با يكي راحت زندگي كنم كسي مقايسه ام نكنه از نگاه هاي فاميل و اينكه هي تو هر مجلس عروسي مي گند ايشالا بعدي تو باشي راحت بشم. از اينكه بخاطر يه اشتباهم تا اخر عمرم زجر بكشم راحت بشم








علاقه مندی ها (Bookmarks)