سلام
این پستتون خیلی برام مفید شد و ازتون تشکر میکنم..
در مورد نظری که نوشتین و تو کادر کردم باید عرض کنم من به هیچ وجه حقو به اونا ندادم و خودمم ناراحتم از اینکه برادر بزرگم زیاد خودشو درگیر رسیدگی نمیکنه و باید یک بزرگتر ازش بخواد ..
بهر حال نظرات شما و همه دوستان خیلی بدردم خورد و میخوام فعلا کم کم روش کار کنم تا ببینیم چی میشه..
انشالله که حال مادر زود خوب بشه و کمتر شاهد این جور مشکلات باشیم..
در مورد بند دوم هم کتابهارو قبلا هم گفته بودین و من کوتاهی کردم و نخریدم..اما این بار حتما پیگیر خواهم شد.. قبلا هم تو تاپیک قبلی نوشته بودم که ایشون تحت تاثیر مادرشون این مدل تربیت شدن..
خواهر کوچکترشون این جوری نیستن ها اما خانم بنده نمیدونم چرا انقد شبیهه مادر خانمم شدن..
یادمه یه روز مادر خانمم یه فرش کهنه پهن کرده بود و خواهر خانمم تا اونو دید گفت مامان همین الان اینو جمع میکنی تا شوهرم نیومده ..
ولی من این رفتارو در مورد خانمم به هیچ وجه ندیدم..
از شما خانم میس بیوتیه عزیز خیلی تشکر میکنم بابت صفتهای خوبی که به من نسبت دادین و بنده سزاوار این خصلت ها نیستم..هدف بنده انسان بودن و انسان گونه زندگی کردنه
برای شما هم ارزوی موفقیت دارم..![]()









علاقه مندی ها (Bookmarks)