چه جالب..یکی از دلایلی که من خیلی دوست ندارم مهاجرت به کشور خارج رو همین حسه بدیه که همش فکر میکنم همسرم دچار لغزش بشه اونم به خاطر اینه که اینجا هم که هستیم یکی در میون نمازشو میخونه و روزه میگیره....خواهر عزیزم به نظر من هم همسرتون اعتقاد قوی ومحکمی نسبت به مسائل دینی نداشتن مثل شما و با دیدن فرهنگ کاملا متفاوت اونجا الان دیگه مسیرش رو تغییر داده و این فکر میکنم یکی از تبعات خارج از کشور رفتن که باید قبل از رفتن به اونجا شمایی که این چیزا برات مهمه بهش فکر میکردی...یکی از اقوام بسیار نزدیکه من 40 سال ایران بود حجاب کامل داشت مکه رفت نمازشو سروقت میخوند روزه میگرفت هرچند شوهرش خیلی مقید نبود ولی به محض رفتن به خارج حتی روسری هم سرش نزاشت!!! وقتی ازش پرسیدم روسریتو درآوردی؟؟ گفت ای بابا اینجا کسی نگاه نمیکه!! این جمله برای خانم 40 ساله خیلی به نظر من بده...یعنی این آدم اصلا اعتقاد قلبی و کامل وقتی اینجا هم بوده نداشته که به محض رسیدن به اونجا همه روفراموش کرده اینجا شاید فقط صرف عادت بوده نمیدونم والا.............
خلاصه اینکه بعضی چیزا تبعات تصمیمات خودمون هستن که رخ میدن ..من تنها پیشنهادم اینه که ارتباط خودتون با مراکز مذهبی المان (که البته نمیدونم چهقد هست) بیشتر کنید اگه امکانش بود بیشتر در کنار همسرتون باشید و از طریق روشهاییی که کارشناسان مذهبی واردتر هستن همسرتون رو از در محبت و کاملا کارشناسانه و حکمت گرایانه راهنمایی بفرمایید نه اینکه فقط بهش گوشزد کنید نمازش رو بخونه..حودتون بهتر میدونید نماز از سر اجبار و ریا و بدون حضور قلب هیچ تاثیر و فایده ای نداره..دین رو باید عمیق و حکمت گرایانه بهشون معرفی کنید








علاقه مندی ها (Bookmarks)