به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 10

Hybrid View

  1. #1
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 23 آذر 98 [ 09:29]
    تاریخ عضویت
    1392-6-02
    نوشته ها
    222
    امتیاز
    7,688
    سطح
    58
    Points: 7,688, Level: 58
    Level completed: 69%, Points required for next Level: 62
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    143

    تشکرشده 338 در 125 پست

    Rep Power
    41
    Array
    ممنون از نظراتتون
    تا اونجایی که من می دونم پدر این پسر به خاطر افسردگی شدید این کار رو می کنه ولی تحت درمان روانپزشک نبوده
    من همزمان با این اقا یه مورد دیگه هم هست که عموم معرفی کرده اون اقا دو سال از من کوچکتره سپاهی هست و کارمند رسمی ولی قبلا ازدواج کرده و جدا شده 2 سال پیش و مهریه خانومش رو می ده و تابستون که قرار بود رسما بیان خواستگاری خانومش در مورد مهریه اش شکایت می کنه و کلا خواستگاری و اشنایی تا زمانی که این موضوع کاملا تموم بشه منتفی شد
    و قرار بود که این ماه بریم و حرف هامون رو بزنیم
    واقعا نمی دونم چی کار کنم
    اینکه همزمان هم بخوام دو نفر رو بشناسم اصلا در توانایی من نیست
    من الان که می بینم اعتماد به نفسم رو در خصوص اینکه خودم بتونم اخلاق یکی رو بشناسم از دست دادم شایدم می ترسم که انتخاب اشتباه کنم واسه همین وقتی یکی میگه فلانی اخلاقش خوبه انگار دلم گرم می شه
    خواستگار سپاهی رو هم عموم و هم شوهر خواهرم از اخلاق خوبش خیلی تعریف می کنن و انگار تو زمینه کاری خودش خیلی موفق بوده
    بچه ها کمکم کنید
    واقعا دارم استرس می گیرم

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط sahar.66 نمایش پست ها
    سلام
    بدیهی هست که شما باید برای هر شخصی چه فامیل و چه دوست حتما تحقیقات جامع و کاملی داشته باشین. به گفته و شنیده ها اکتفا نکنین و سعی کنین بیشتر بفهمین و پیگیر باشین.
    سن این آقا مناسب ازدواجه اگرچه از شما کوچکترن، البته فراموش نکنین سن ملاک نیست و بلوغ فکری تا حد زیادی تعیین کننده آمادگی ازدواج هست.(سن ملاک نیست نباید به این معنی باشه که من با پسر و دختر بیست ساله ازدواج کنم بلکه باید هر فردی به سن مناسب و پختگی برسه)

    اون مورد خودکشی نیاز به این داره مسئله روشن بشه، چرا؟
    ایشون پدر و همسر بودن و قطعا رفتار و گفتار و نوع نگرشش بر افراد خانواده مخصوصا فرزند یا فرزندان تأثیر گذاشته.وقتی یک مسئله ی مهم با چراهای گوناگوناگون پاسخش مخفی میشه ، یعنی دست دیگران برای ساختن دروغ و شایعه باز میشه و هر کسی از دید خودش جواب میده...
    از طرفی نامزدی بهم خورده و‌معیارهای این آقا.. چرا یک فرد ۲۹ ساله سراغ دختر ۲۰ تا ۲۱ ساله رفته؟ بهتر نبود برای ازدواج فرد پخته تری رو انتخاب میکرد؟
    برای تمامی این سؤالات باید تحقیق بشه و با جمع آوری جواب ها به یک جواب منطقی برسین.
    اما شما؛
    در ازدواج قبلی زمان آشنایی و نامزدی بهترین زمان برای شناخت طرف مقابلتون بوده، بهترین زمان برای تحقیق و تفحص.
    شما باید بپذیرین که قطعا یکسری کم کاری و خطا داشتین و با پذیرش این امر میبینین که شاید اگر فلان کار رو انجام میدادم یا فلان حرف رو میزدم به شکست عاطفی نمی انجامید و زودتر جلوی این تلخی رو میگرفتم.. در اینصورت بتدربج دید شما به ازدواج عوض میشه و اتفاقات گذشته رو چیزی جز یک تجربه فرض نمیکنین.
    هر تجربه بهایی داره، برای یک شخص زیاد و برای دیگری کم.
    رضایت شما از شرایط فعلی ناپایدار هست چون هر کسی نیاز به تشکیل خانواده داره و این خلاء چیزی نیست که با مسافرت و تفریح و ... پر بشه و جایگزین خودش فقط خودش هست.
    یک ازدواج خوب میتونه انسان رو رشد بده و اونو در جنبه های مختلف زندگی موفق کنه.


    دوست عزیز در مورد ازدواج اولم باید بگم که من خودم 100% مقصر بودم
    مقصر بودم چون خودم رو به کوری و ندیدن زدم
    مقصر بودم چون فکر می کردم گذشت زمان همه چیز رو عوض می کنه
    مقصر بودم چون دوران نامزدی به جای شناخت به عشق و عاشقی گذشت
    مقصر بودم چون ندیدم طرف بی سواده ، کار درست حسابی نداره ، پدرش از دستش راضی نیست ، توی خونه هیچ ارزش و جایگاهی نداره ، اونی که تضمین اخلاقش رو کرد خودش آدم درستی نبود /
    و خانوادگی مقصر بودیم چون گول ظاهر رو خوردیم و حتی 1 دقیقه هم در موردش تحقیق نکردیم.
    مقصر بودم چون از روی تنهایی انتخاب کردم فکر نمی کردم هزار برابر تنهاتر می شم

  2. #2
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 14 تیر 97 [ 10:10]
    تاریخ عضویت
    1396-11-02
    نوشته ها
    627
    امتیاز
    9,101
    سطح
    64
    Points: 9,101, Level: 64
    Level completed: 17%, Points required for next Level: 249
    Overall activity: 28.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocial3 months registered5000 Experience Points
    تشکرها
    199

    تشکرشده 1,077 در 458 پست

    Rep Power
    124
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط دختر 7 نمایش پست ها
    ممنون از نظراتتون
    تا اونجایی که من می دونم پدر این پسر به خاطر افسردگی شدید این کار رو می کنه ولی تحت درمان روانپزشک نبوده
    من همزمان با این اقا یه مورد دیگه هم هست که عموم معرفی کرده اون اقا دو سال از من کوچکتره سپاهی هست و کارمند رسمی ولی قبلا ازدواج کرده و جدا شده 2 سال پیش و مهریه خانومش رو می ده و تابستون که قرار بود رسما بیان خواستگاری خانومش در مورد مهریه اش شکایت می کنه و کلا خواستگاری و اشنایی تا زمانی که این موضوع کاملا تموم بشه منتفی شد
    و قرار بود که این ماه بریم و حرف هامون رو بزنیم
    واقعا نمی دونم چی کار کنم
    اینکه همزمان هم بخوام دو نفر رو بشناسم اصلا در توانایی من نیست
    من الان که می بینم اعتماد به نفسم رو در خصوص اینکه خودم بتونم اخلاق یکی رو بشناسم از دست دادم شایدم می ترسم که انتخاب اشتباه کنم واسه همین وقتی یکی میگه فلانی اخلاقش خوبه انگار دلم گرم می شه
    خواستگار سپاهی رو هم عموم و هم شوهر خواهرم از اخلاق خوبش خیلی تعریف می کنن و انگار تو زمینه کاری خودش خیلی موفق بوده
    بچه ها کمکم کنید
    واقعا دارم استرس می گیرم

    - - - Updated - - -


    دوست عزیز در مورد ازدواج اولم باید بگم که من خودم 100% مقصر بودم
    مقصر بودم چون خودم رو به کوری و ندیدن زدم
    مقصر بودم چون فکر می کردم گذشت زمان همه چیز رو عوض می کنه
    مقصر بودم چون دوران نامزدی به جای شناخت به عشق و عاشقی گذشت
    مقصر بودم چون ندیدم طرف بی سواده ، کار درست حسابی نداره ، پدرش از دستش راضی نیست ، توی خونه هیچ ارزش و جایگاهی نداره ، اونی که تضمین اخلاقش رو کرد خودش آدم درستی نبود /
    و خانوادگی مقصر بودیم چون گول ظاهر رو خوردیم و حتی 1 دقیقه هم در موردش تحقیق نکردیم.
    مقصر بودم چون از روی تنهایی انتخاب کردم فکر نمی کردم هزار برابر تنهاتر می شم
    سلام
    درباره خواستگار سپاهی علت جداییش رو بدونین .
    استرس و هیجان همیشه هست اما نباید مانع از این بشه که چشم پوشی کنین.
    الان شما میخواین انتخابی انجام بدین که یک انتخاب عاقلانه باشه. یک انتخاب درست.
    قطعا برای یک دختر یا برای یک زن و حتی یک مرد انتخاب همراه با استرس هست و این طبیعیه.
    اما باید بدونین شغل نظامی تحمل و صبر میخواد و آیا شما از پسش بر میاین؟ شغل ایشون طوری نیست که مثل یه مغازه دار شب درب مغازشو ببنده و بیاد خونه ... شغل نظامی حساسه و واقعا در این مورد باید با ایشون صحبت کنین.

    اخلاق و رفتار از پرسش و پاسخ و برخورد افراد با قضایا بوجود میاد.
    مثلا طرف دروغ میگه، بددهنی میکنه، حرفای ضد و نقیض میزنه، زود عصبی میشه، در برابر یه زن زیبا سست میشه و راحت خیانت میکنه، خسیسه و خیلی چیزای دیگه...

    شما باید راست موضوع رو خودتون کشف کنین با استفاده از سرنخ ها..
    اگر از کسی بپرسین فلانی تو چرا جدا شدی هیچ وقت نمیگه من بد بودم یا اشتباه کردم! گناهان رو گردن دیگری میندازه.

    درباره ی گذشته بگم، خیلی خوبه میدونین اشتباهاتتون چی بوده و اینا شما رو رشد داده و به تجربیاتتون اضافه کرده.
    همین تجربه باعث میشه دیگه به اشتباه نیافتین.
    نوشتتون رو یکبار مینویسم بخونین؛
    مقصر بودم چون خودم رو به کوری و ندیدن زدم/
    اینبار چشمتونو باز کنین
    مقصر بودم چون فکر می کردم گذشت زمان همه چیز رو عوض می کنه/
    گذشت زمان و ورود به زندگی افراد اونها رو تغییر نمیده مگر خودشون بخوان تغییر کنن
    مقصر بودم چون دوران نامزدی به جای شناخت به عشق و عاشقی گذشت/
    دوران نامزدی زمان خوبی برای پی بردن به نیات، اهداف و اخلاق افراده.. پس اینبار باید عقلانی بگذره
    مقصر بودم چون ندیدم طرف بی سواده ، کار درست حسابی نداره ، پدرش از دستش راضی نیست ، توی خونه هیچ ارزش و جایگاهی نداره ، اونی که تضمین اخلاقش رو کرد خودش آدم درستی نبود /
    اینبار میدونین کسی که طرفتون میاد باید فهمیده باشه( بلوغ فکری) و دنیای شما رو درک کنه. تضمین خوبی اون رفتار و گفتار درستش باشه.(سواد هم شخصیت مثبت نمیاره، فقط به معلومات علمی افراد اضافه میکنه)
    و خانوادگی مقصر بودیم چون گول ظاهر رو خوردیم و حتی 1 دقیقه هم در موردش تحقیق نکردیم./
    همون تحقیقی که من دربارش گفتم و باید چشمتونو باز کنین مثل انتخاب رشته.
    مقصر بودم چون از روی تنهایی انتخاب کردم فکر نمی کردم هزار برابر تنهاتر می شم/
    تنهایی برای همه ی ما یکسانه اما نباید اهرمی باشه در جهت فشار بر خودمون که زودتر بدون دید کافی وارد زندگی شخصی مجهول بشیم که در آینده لطمه بخوریم.
    ویرایش توسط sahar.66 : یکشنبه 08 بهمن 96 در ساعت 09:32

  3. 3 کاربر از پست مفید sahar.66 تشکرکرده اند .

    paiize (چهارشنبه 18 بهمن 96), tavalode arezoo (یکشنبه 08 بهمن 96), دختر 7 (یکشنبه 08 بهمن 96)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. وابستگی پسری به پسر دیگه
    توسط mohamad79 در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 11
    آخرين نوشته: یکشنبه 02 فروردین 94, 17:47
  2. پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: سه شنبه 28 خرداد 92, 09:21
  3. پاسخ ها: 40
    آخرين نوشته: چهارشنبه 16 اسفند 91, 14:10
  4. آیا درسته اگه مادر و خانواده پسر نه گفتن ، پسر قید عشقش رو بزنه؟
    توسط fa_karoon در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: سه شنبه 25 مهر 91, 17:58

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 01:21 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.