سلام، متأسفانه این پاسخ شما کوچکترین ارتباطی با صحبت من نداشت.
(الانم وضع مالیم بد نیست تا چند سال دیگه از خانواده خانمم بهتر میشه دلیلی نداشته خودم رو دست کم بگیرم و بخاطر سطح اقتصادی اون موقعم عقب بکشم برنامه پیشرفت داشتم.) ... من اونا رو ننوشتم که این پاسخ رو بدین، بلکه بخودتون بیاین.
همسر شما نیاز داره با مشاوره صحبت کنه ، شما هم همچنین. مسیری هست که دو نفری باید پیشش ببرین.
بهتون عیب و ایرادها رو گفتم و در حالی برای شما نوشتم، که بدقت مطلبتونو خوندم.
شما یه پسر حامی هستی و همسرت یک دختر که شرایط مساعد داشته و حامی نبوده
شما با شکست مشکلات و .. بالا اومدی و همسرت در ناز و نعمت تک دختری
شما از نظر سطح نگرش با خانواده ی ایشون فرق دارین .. اونها شیوه ی خودشونو دارن و شما افکار و شیوه ی خودتون
منم میدونم چند سال دیگه ثروتمند میشین اما امروزتون مهم بود.همیشه در ازدواج مرد باید پله ای بالاتر باشه وگرنه بعدها مشکلات زیادی بوجود میاد که قدرت رفع اونها رو نداره.
سطح فرهنگی افراد فرق داره... شما برای ارتباط خانومت با دیگران، یکسری باید و نباید های ذهنی داری ولی ایشون ندارن چون با فرهنگی جدا و تربیت و تفکری جدا رشد کردن.
در ازدواج افراد باید شبیه هم باشن و بتونن با هم به یکسری از مشترکات برسن.
در ازدواج پرسیدم بدنبال چی بودین قطعا باید یکی از اون موارد تمرکز بر بلوغ فکری خانومتون میبود که بدون تذکر خوب و بد رو تشخیص بدن، لج نکنن و رفتار کودکانه بروز ندن و در کل رعایت کنن. مواردی که شما نادیده گرفتین و بدنبال بله گرفتن بودین.
اسم نامه آوردین همون شب که به نامه ترغیب میشدین من میدونستم چنین شخصیتی سخت بتونه با این موارد ارتباط بگیره چون فکر میکنه راه درست رو میره.
این خوبه من در زندگی پیشرفت کنم اما حتما باید طرفم و سطحشو بسنجم و بی گدار به آب نزنم.
در هر حال پاسخ هایی که بمن میدین چندان ربطی به نوشته ی من نداره کمی بیشتر روی نوشتم تفکر کنین.









علاقه مندی ها (Bookmarks)