به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 7 , از مجموع 7

Hybrid View

  1. #1
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    سه شنبه 28 فروردین 03 [ 01:56]
    تاریخ عضویت
    1390-10-11
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    2,483
    امتیاز
    37,786
    سطح
    100
    Points: 37,786, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsRecommendation Second ClassVeteranOverdriveTagger Second Class
    تشکرها
    8,332

    تشکرشده 10,025 در 2,339 پست

    حالت من
    Ashegh
    Rep Power
    374
    Array
    سلام

    ابراز علاقه زن و مرد باهمدیگه کاملا متفاوته...بعضی ها این تفاوتها رو خوب فهمیدن و بهش توجه میکنن بعضی ها هم نمیکنن...این طبیعیه...

    همه زوج ها اوایل و در دوران عقد و نامزدی و ...خب شور و شوق بیشتری دارن.کم کم این شور و شوق کمتر میشه.و با منطق و عقل مواجه میشن.

    شما نگرش به ابراز احساس و عشق و ...متفاوته و نگرش همسرتم متتفاوته...نباید انتظار داشته باشی همانطور که شما ابراز علاقه میکنی اونم بهت ابراز علاقه کنه



    هر بار بیرون میرفتیم ازش نهایت تشکرو میکردم و ابراز دلتنگی و... ولی نه تنها نتیجه ای نداشت نتیجه ی عکس هم میداد :
    شاید زیادی بوده.هرچیزی حد و مرزی داره که باید رعایت بشه

    من نمیدونم شما چه دیدگاهی به زندگی مشترک داری اما به دلیل ابراز علاقه نکردن به شیوه و روش شما ، میری به همسرت پیشنهاد جدایی میدی ؟!؟!؟!؟!؟

    میدونی همین کارت چقدر همسرتو سرد کرده....پس نباید گله کنی چرا همسرم روز به روز بدتر و سردتر میشه


    برای من قابل درک نیست مردی یا زنی از شریک زندگیش دور باشه و یک روز تمام ازش خبری نگیره بگه سرم شلوغ بود و...

    درک شما کاملا ایراد داره
    شما در محیط کاری همسرت نیستی...
    ادم ممکنه انقدر غرق کار و کرفتاری بشه که حتی یادش بره چایی رو میزشو بخوره که جلو چشمشه...چه برسه به پیام عاشقانه دادن !

    شما خودت آتو دادی به همسرت...به جای مدام غر زدن و کنایه زدن بهتره با سیاست رفتار کنی

    از خودت پرسیدی همسرت برای چی اصلا میره سرکار؟
    برای رفاه شما.فقط جوابش همینه

    دوست خوبم
    زندگی همیشه گل و بلبل نیست

    هنر زن بودن شما اینچا باید خودشو نشون بده

    شما با غر زدن گیر دادن شک کردن و ....خودتو پیش همسرت بی اعتبار کردی و یک ادم شکاک و غر غرو ساختی از خودت.


    در مورد مطلب اخری که نوشتی...
    یعنی اون توضیحاتو دادی و حالا میگی میخوام برم و ....

    به این نکات توجه کن:
    1.شما یک زن متاهل هستی.هرچقدرم همسرت بهت کم توجه باشه دلیلی برای رفتن به این جمع برات نخواهد بود

    2.اگر همسرت به دلیل شکاک بودن شما و غر زدنهای دائمی، بره سراغ اکیپ دختر پسری که القصه نامزد سابقشم تو اون گروهه چه حسی بهت دست میده؟

    3.به همسرت با جون و دل وفادار باش.رفتنت به این جمع حتی اگر همسرت نفهمه نوعی خیانت محسوب خواهد شد

    4.به طرز وحشتناکی دلت میخواد بری؟! پا بذار روی دلت و بگو من یک زن شوهر دار هستم و دلیلی نداره وارد این جمع ها بشم.همانطور که دوست ندارم همسرم هم بره اگر موقیعت هامون برعکس بود

    5.اون چیزی که شما ازش به عنوان " منطق " صحبت میکنی، منطق نیست بلکه هوس و یک فکر کاملا احساسی و غلطه.
    همین ساکت نکردن این افکار نتیجه اش میشه اینایی که تو جامعه میبینی: خیانت...فحشا...روابط نامشروع و ....

    6.با رفتنت نه تنها حالت خوب نمیشه بلکه بهت قول میدم عذاب وجدان بدی تا مدتها عذابت خواهد داد.
    گاهی برای رشد کردن باید سختی کشید،گاهی برای فهمیدن باید شکست خورد،گاهی برای بدست آوردن باید از دست داد،چون برخی درسها در زندگی فقط از طریق رنج و محنت آموخته میشوند.

    ویرایش توسط maryam123 : چهارشنبه 25 بهمن 96 در ساعت 01:34

  2. 3 کاربر از پست مفید maryam123 تشکرکرده اند .

    abs (چهارشنبه 25 بهمن 96), ema1989 (چهارشنبه 25 بهمن 96), آناهیتا۲۷ (چهارشنبه 25 بهمن 96)

  3. #2
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 02 اسفند 96 [ 18:34]
    تاریخ عضویت
    1391-5-23
    نوشته ها
    61
    امتیاز
    4,905
    سطح
    44
    Points: 4,905, Level: 44
    Level completed: 78%, Points required for next Level: 45
    Overall activity: 23.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsVeteranTagger Second Class
    تشکرها
    149

    تشکرشده 109 در 37 پست

    Rep Power
    0
    Array
    همه ی این حرف هارو قبول دارم ولی از تلاش یک طرفه هم گاهی خسته میشم
    گفتم که همسر من تو خونه بینهایت مهربونه و هوامو داره ولی همه ی این ها فقط زمان هاییه که کنار همیم
    مثلا من بیمار شده بودم و حال جسمیم واقعا بد بود .صبح قبل از رفتن به سرکار با هم بحثمون شد و از صبح تا نه شب حتی یه اس ام اس به من نزد ببینه مردم یا زنده ام
    حتی خودم بهش زنگ زدم گفتم بیمارستانم و گفته شرایطم فلانه ولی فقط پرسید چرا و من هم تو جواب گفتم باشه بعدا دورم شلوغه و دیگه خبری نشد که نشد
    دل آدم میگیره خب
    هر چه قدر هم دعوا کرده باشیم , اون که وضع بیماری منو دیده بود ! اون که دید چه حال بدی داشتم و پای تلفن تو بیمارستان با گریه از دردم باهاش حرف زدم ولی هیچ تماسی باهام نگرفت تا ساعت نه و نیم ده شب که رسیدم خونه
    تازه همون زمان هم پشتشو کرد بهم خوابید و خودم از پشت بغلش کردم و زدم زیر گریه و از بیماریم گفتم !یعنی بازم محلم نذاشت
    همین اواخر با هم خیلی هم خوب و خوش بودیم و زمانی که من رسیدم خونه دیدم یه اتفاق خیلی بد افتاده بود و به شدت ترسیده بودم شاید حدود 20 بار با همسرم تماس گرفتم ولی جواب منو نمیداد !پشت خطش میرفتم یعنی همون زمان تماس های کاریشو میگرفت ولی جواب منو نمیداد ! یعنی دیگه واضح نیست زنی که همه ی اقوامش خارج از ایرانن وتنهاس و گاهی شاید یه تماس در روز بگیره این همه تماس پشت سر همش به چه دلیله؟
    ولی همسر من تو این شرایط هم جوابمو نداد و بعد از نیم ساعت شروع کرد به زنگ زدن که من دیگه تلفنو کشیدم و زنگ زدم از پدرشوهرم اینا کمک خواستم و اون ها اومدن
    یا مثلا رفته بود ماموریت و به دلیل حضور بنا تو خونمون من نمیتونستم برم خونه و هیچ جایی رو هم نداشتم ! تا حدود ساعت 12 شب هیچ جایی نداشتم و چشم به راه اومدن یکی از اقوامم بودم که کلید منزل پدریمو بیاره و برم اونجا اون زمانو ولی همسرم با اینکه از بی جا و مکانی اون شب من خبر داشت و خودش هم نبود هیچ تماسی باهام نگرفت! هیچی !
    من هم تماس گرفتم فقط گفت پروازش تاخیر داشته و قطع کرد
    این همه بی توجهی نسبت به همسر عادیه آخه ؟
    من اگر نتونم روی همسرم هم حساب باز کنم پس به کی تکیه کنم؟
    این حجم تنهاییم تو بحرانی ترین شرایطم طبیعیه؟
    دلم میگیره ازین مسائل
    من دیشب با همسرم دوباره حرف زدم و بهش گفتم رفتارهایی که تو با من داری وقتی از هم دوریم آدم با بی ارزش ترین فرد زندگیش هم نداره و کلی حرف دیگه
    نهایت حرفام مثله همیشه شد اینکه آره راست میگی شرمنده و تمام
    هیچی درست نمیشه و فقط همین سیکل معیوب ادامه داره همش

  4. کاربر روبرو از پست مفید ema1989 تشکرکرده است .

    mercedes62 (پنجشنبه 26 بهمن 96)

  5. #3
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 02 مرداد 04 [ 05:11]
    تاریخ عضویت
    1393-11-15
    نوشته ها
    823
    امتیاز
    36,526
    سطح
    100
    Points: 36,526, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 21.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    3,683

    تشکرشده 2,882 در 761 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    237
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط maryam123 نمایش پست ها
    ابراز علاقه زن و مرد باهمدیگه کاملا متفاوته...
    نقل قول نوشته اصلی توسط ema1989 نمایش پست ها
    رفت سفر کاری تمام یک ماه ونیم سفرش من تک و تنها بودم / به زبون خیلی محبت میکنه و میگه عاشقمه /تو جواب همه حرفام فقط میگفت بلد نیستم بهم یاد بده ولی یاد دادنم هم نتیجه ای نداشت و نهایت دو روز رعایت میکرد
    نقل قول نوشته اصلی توسط ema1989 نمایش پست ها
    یا مثلا رفته بود ماموریت و به دلیل حضور بنا تو خونمون من نمیتونستم برم خونه و هیچ جایی رو هم نداشتم ! تا حدود ساعت 12 شب هیچ جایی نداشتم و چشم به راه اومدن یکی از اقوامم بودم که کلید منزل پدریمو بیاره و برم اونجا
    تفاوت زن و مرد در ابراز احساسات و نیاز ها وجود داره اما به این صورته که آقایون کمتر به زبان ابراز میکنند
    اما همسر خانم ema دقیقا این کا رو انجام میده.

    خانم اما وقتی همسرتون میگه بلد نیستم بهم یاد بده خیلی جای امید داره و دلگرم کننده است
    به ویژه اینکه چند روزی هم راهکارهای شما رو عملی میکنه این یعنی همون تمایل به جلب رضایت شما .

    از طرفی در هر 2تاپیک شما یکی از مشکلاتی که مستقیم باهاش درگیر هستید یا شاید به نوعی مانعه
    ، نوع شغل همسرتون هست یا سبک زندگی ایشون در مورد تعادل بین کار و زندگی شخصی .
    ماموریتها ، تنها موندن شما 1ماه بی خبری ، حجم بالای کار ایشون که باعث میشه تماستون بی پاسخ بمونه .

    شما باید مشکلتون رو در 2زمینه پیگیری کنید :
    ****یکی بحث تمرکز روی خودتون و تمرکز زدایی از همسرتون .
    که خیلی تمرین میخواد و تمرکز و خودش چند شاخه است : عزت نفس ، اعتماد به نفس و....
    ****یکی صحبت با ایشون برای مراجعه به مشاور حاذق برای بررسی دیدگاهشون یا شاید تغییر دیدگاهشون
    نسبت به متعادل ساختن کار و زندگی شخصی .

    ولی مورد دوم نباید برای شما هدف بشه ، مورد اول رو نقض میکنه .
    **یه توصیه خیلی مهم : خانم اما حتی اگه پشت درهای بسته ی یک مهمونی با همسرتون دعوای شدید داشتید
    حداقل در حضور جمع احترامشون کنید و تحویلشون بگیرید (با دوز متعادل ). هیچ وقت این کارتون رو تکرار نکنید .
    ای خواجه درد نیست... وگرنه طبیب هست

    ای بی خبر.. از خورشیدِ پشتِ ابر !


    ویرایش توسط گیسو کمند : پنجشنبه 26 بهمن 96 در ساعت 14:49

  6. 2 کاربر از پست مفید گیسو کمند تشکرکرده اند .

    mercedes62 (پنجشنبه 26 بهمن 96), tavalode arezoo (جمعه 27 بهمن 96)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 00:19 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.