
نوشته اصلی توسط
sayeh.
سلام. مرسی واقعا بابت پیام دلسوزانه تون. راستش خودم هم خیلی وقت ها به این مواردی که شما گفتی فکر می کنم. مادر خودم هم شاغل بود. اما وضعیتی که الان توش هستم هم تعریف چندانی نداره. حالا بگذریم که چرا این حرف و می زنم.
حرفی که در مورد پزشکی زدم فقط یه مثال بود اگر نه هیچ وقت هدف من پزشکی نبود. شاید دندون پزشکی اما پزشکی نه! چون خیلی در موردش تحقیق کردم. خیلی بهش فکر کردم. دقیقا به خاطر همین مواردی که شما گفتی خطش زدم. حتی اگه هیچ کدوم ازین معایب و نداشت و قرار بود من فقط یک شب شیفت وایسم و بچه هام و رها کنم، هرگز این کار و نمی کردم! چون خودم خیلی حساسم رو این مورد و همون اول کار هم به همسرم، هم به مشاور گفتم هر زمان ببینم داره به خانواده ام آسیب می رسه، از همون جا کار و کنار می زارم. اما هم رشته های تجربی خیلی گسترده هستن و می تونم بینشون رشته ای رو انتخاب کنم که هم آینده داشته باشه هم به خانواده ام فشار زیادی نیاد و هم اینکه یه جورایی این کنکور دادنه و ادامه ی تحصیل شده یه جور محک زدنِ خودم. حالا دلایلش و تو پست های قبل هم کم و بیش توضیح دادم که حتی اگه کنکور هم ندم، همین که تحصیل می کنم، برام شادی آور و رضایت بخش و مفیده حتی برای بچه هام.
اما در کل حرف شما رو رد نمی کنم. درست می گید. من ممکنه آسیب بزنم به روحیه ی بچه هام. البته ممکن هم هست واسشون مفید باشه. کسی نمی تونه هیچ کدوم و دقیق بگه. من یه زمانی بود که با مهد کودک کاملا مخالف بودم و فکر می کردم خیلی روحیه ی بچه رو خراب می کنه تا اونجا که به جایی رسید که بچه هام گوشه گیر شدن. خیلی رفتارهای بد پیدا کردن. مهارت های اجتماعی شون پایین اومد. خودم دیگه حوصله شون و نداشتم چون یکسره باهاشون تو یه خونه بودم. بعد فکر کردم شاید خوب باشه مهدم امتحان کنم. امتحان کردم و خیلی هم رضایت داشتیم همه مون. هم بچه ها هم خودم. البته کاری نکردم که کاملا بچه ها ازم جدا شن.
پس در این مورد هم نمی تونم با قطعیت آینده رو پیش بینی کنم. ولی می تونم بگم قطعا اگه ادامه ی تحصیل ندم ضرر هایی به زندگی خودم و دیگران می رسه که ممکنه جبران ناپذیر باشه. حالا بماند که چه ضررهایی. شما اگه تمام پست ها رو خونده باشید متوجه شدید که من دنبال پولدار شدن نیستم و هیچ وقت فکر نکردم قراره پولم از پارو بالا بره. الان کاملا از اوضاع بازار کار رشته های پزشکی خبر دارم و با این حال تصمیمم و گرفتم.
از اینکه بشینم و ویرانی ها رو تماشا کنم خسته شدم. دوست دارم تلاشم و بکنم. حتی اگه نتونم سهمی تو درست کردن این ویرانی ها داشته باشم، لااقل می خوام وقتی به گذشته نگاه کردم، با خودم بگم من همه ی تلاشم و کردم! اما مطمئناً با این روحیه ام کاری نمی کنم زندگی همسر و بچه هام به ویرانی برسه. ضمن اینکه فکر می کنم اگه کاری نکنم هر روز افسرده تر می شم و اینکه شما فکر کنی با یه پیام من می شم یه مادر شاد و سرزنده و پر انرژی یه فکر اشتباهه. هر انسانی برای انرژی گرفتن و به تبع، بخشیدنِ اون انرژی نیاز به یه سری موارد خاص خودش داره. من 11 ساله تلاش کردم زنی باشم که به خانه داری و زندگی تو یه اتاق و بچه داری راضی باشه اما نشد...فکر می کنم آسیبی که یه مادر شاغل به زندگی بچه ها و همسرش وارد می کنه خیلی کمتر از آسیبیه که یه زن افسرده وارد می کنه. زنی که نه حوصله ی خودش و داره نه بچه ها و همسرش. زنی که حتی لبخند نمی زنه. دل و دماغ هیچ کاری رو نداره حتی نوازش بچه هاش چه رسه درست کردن یه محیط شاد و تمیز و غذای خوب و فلان...نه! نمی تونم همچین مادر و همچین همسری باشم. می خوام لااقل تلاشم و کرده باشم و اینقدر از خودم احساس نارضایتی نداشته باشم.
بازم ممنون از پیامتون.
سلام مجدد
همونطور که جناب اقای مدیر گفتن در نوشته های شما مسائلی هست که باید باز بشه و شما به نصیحت ایشون توجه نکردی..منم هم بعد از ارسال پستم دیدم پست ایشون رو .
الان پستی که شما در جواب من دادی بیشتر قضیه ای رو که اقای مدیر بهش تکیه داشتنو پررنگ کرده و شما داره سر درد و دلت باز میشه
خیلی چیزها گنگه در نوشته های شما
از چی داری دقیقا فرار میکنی؟
چرا باید افسرده باشِی؟
چرا برای اثبات خودت بدترین راه رو انتخاب میکنی؟
چه وضعیتی توش هستی که احساس رضایت نداری؟
چرا به جایی رسیدی که خودت مینویسی: من ممکنه آسیب بزنم به روحیه ی بچه هام" اما بازم راه خودتو میری
از جمله های عجیبی استفاده میکنی در نوشته هات:
بگذریم که چرا این حرفو میزنم
بماند که چرا این کارو میخوام بکنم
و ......
میدونی عملکرد اقای مدیر چطور بود؟
مثل مریضی که میره دکتر و علائم سرماخوردگی داره.یک دکتر معمولی (مثل من) داروی سرماخوردگی و ..میده اما یکی مثل مدیر همدردی (یک متخصص با تجربه) میگه برو یک ازمایش خون اول بده تا به درونت پی ببرم و بعد دارو بدم.
به این نکات توجه کن
گاهی برای رشد کردن باید سختی کشید،گاهی برای فهمیدن باید شکست خورد،گاهی برای بدست آوردن باید از دست داد،چون برخی درسها در زندگی فقط از طریق رنج و محنت آموخته میشوند.
علاقه مندی ها (Bookmarks)