انیتای عزیز ممنون صحبتهای طولانیم رو خوندی
بله قطع کردیم ایشون خودشم خیلی منطقی بود و قبول کرد اما بهم گفت که مستقل که شد برمیگرده دوباره
من بهش قولی ندادم که صبر کنم و ازدواج نکنم!اما گفتم اگر وقتی برگشت موقعیتمون جور بود باهاش ازدواج میکنم
البته گفت ممکنه طول بکشه شاید مثلا 4/5 سال!!!!
من از صمیم قلبم دوست داشتم باهاش ازدواج کنم چون از همه لحاظ هم کفو بودیم و از لحاظ احساسی هم
قبولش داشتم ولی نشد...
ولی خب مشخص نیست 4 سال دیگه چه اتفاقی میوفته من صبر کنم ولی ایشون پشیمون شه و باکس دیگه ازدواج کنه؟
و اینم برام سخته که مثلا شاید برگرده و من اون موقع ازدواج کرده باشم...نمیدونم
یه موضوع دیگه عزیزم اینه که مشکلم اینه که برادره دوستمه درسته بهم گفت دوست دارم زن داداشم بشی و ارزومه
و اگر از برادرم خوشت نیومد دوستیمون پابرجاست اما خب من میترسم خوب پیش نره و دوستم رو از دست بدم
نمیدونم خیلی سخته به نظرم ازدواج با اشنا...
چرا تو برزخم؟
به نظرتون تو تماس تلفنی چه چیزهایی رو میشه مطرح کرد ؟
خب من خیلی چیزهارو راجبش میدونم چون خب برادر دوستمه و سالهاست ازش دارم میشنوم و الان نمیدونم باید درباره چی ازش بپرسم
خب من خانواده اخلاق وفاداری صداقت و دور بودن از محیطهای الوده اجتماعی(من اصلا خوشم نمیاد از اینستاگرام فیسبوک و ادمهای معتاده دنیای مجازی)و میدونم که اهلش نیست
دوست دارم ذاتم اروم باشه باحیا باشه جلوی بقیه دخترها
خیلی برام مهمه دوست دارم همسرم اهل هنر باشه دوست دارم به طرز عاشقانه ای منو دوست داشته باشه منم همینطور و درباره شغل و تحصیل و خانوادش هم که در جریانم.
(خب من توی تماس تلفنی چطوری میتونم اینهارو تشخیص بدم و از همه مهمترو سختر چطوری میتونم بفهمم عاشقم میشه ؟ ایشون ادم خیلی مثبتی هست و سرش تو کار خودشه حتی دوست دختر هم تابحال نداشته این موضوع خوبه ها ولی خب متولد 67 هست ایشون بنظرم عادیه اگه تابحال میشد از یه دختری خوشش بیاد حداقل!!اما اینطوری نبوده )










علاقه مندی ها (Bookmarks)