ممنون از همه شما
خانوادم خیلی ناراحتن مخصوصا دیروز که با اون حالت گریان منو آورد خونه پدرم . من هر دفعه که میام خونه پدرم یه موضوعی هست که عذابم بده این دفعه هم از دیشب فقط عذاب وجدان دارم که من نباید روش دست بلند میکردم آخه وقتی شوهرم سیلی زد منم همش با مشت برگشتم بهش میزدم شوهرم به خاطر این موضوع فوق العاده عصبی شد و داد و بیداد می کرد که تو دختر لاتی . خیابانی خستی دیگه بی آبرویت برام ثابت شد من یه لحظه هم نمی تونم با زن لاتی مثل تو زندگی کنم تکلیفت رو روشن میکنم و در آخر از ماشین پرتم کرد بیرون و گفت حق نداری مثل روزهای قبل چند روز بعد برگردی خونه همش می مونی خونه پدرت تا تکلیفت روشن بشه . الان موندم چیکار کنم بازم مثل همیشه من و دخترم بلاتکلیف بشینیم خونه پدرم؟