صفر و زیر صفر شدن خیلی سخته. خانواده من هم زمانی با همچین شرایطی رو در رو شدند. چند سالی هم زمان برد تا خودمون رو پیدا کنیم. اما می دونید چی باعث شد که ما در کنار هم از اون روزای وحشتناک بگذریم؟ این که مطمین بودیم پدر بالاخره اوضاع رو جمع و جور می کنه. دردناکه گفتنش اما، بیمار شد، یه جاهایی عصبی شد، پیر شد، اما بود. همیشه بود و تلاش کرد. همین ما رو دلگرم می کرد که دعا کنیم و از خدا بخوایم کمکش کنه و بهش توان بده.
روزهای سختیه. اما کی از فردا خبر داره؟
باشید و مادر و همسرتون رو تباه نکنید.