ن اون دست بزن شدید نبود ولی حالت صورت و بدنش بقدری تغییر کرده بود و مثل دیوانه ها شده بود ک اگر ی کلمه از دهنم در میومد خدا میدونه چی میشد
من اصلا بحثم این ماجرا نیست بحث من اینکه شوهرم کنترل دهنش رو ک قبلا نداشت الان هم اگر بخواد کنترل بدنش هم از دست بده یگه هیچی
بیشتر میخوام بدونم باید چکار کنم ک به هیچ عنوان تکرار نکنه
هر عملی از یجایی شروع میشه میترسم این شروعش باشه
اخه اختلاف و بحث بین همه پیش میاد اما اینکه بخواد اینطور بکنه دیگه خوب نیست
راجب اخلاق خودمم شاید زیادی اغراق کردم یا شاید بد گفتم.من اخلاقی ک دارم اینه ک باید تو شرایط اروم راجب اون موضوع صحبت کنیم تا اروم بشم اما متاسفانه شوهر من کلا بعد از دعوا همه چیز رو تمام میدونه و دیگه نباید راجب اون موضوع حرف زده بشه و فاصله ایی ک ایجاد میشه بین دعوا تا یک موقعیت مناسب من سروسنگین میشم باهاش
ن اینکه از عمد اینکارو بکنم
فکر کنم اکثر خانمها باید همینطور باشن باید راجب اون موضوع حرفشون رو بزنن چون من خودم موقع دعوا لال میشم و حرفی نمیزنم چون میدونم از کوره در میره حتی اگر منطقی باشه









علاقه مندی ها (Bookmarks)