به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 8 , از مجموع 8

Threaded View

  1. #8
    ((( مشاور خانواده )))

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 21 مرداد 05 [ 15:12]
    تاریخ عضویت
    1386-6-25
    نوشته ها
    9,628
    امتیاز
    327,112
    سطح
    100
    Points: 327,112, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.4%
    دستاوردها:
    VeteranCreated Blog entryTagger First ClassSocial50000 Experience Points
    نوشته های وبلاگ
    7
    تشکرها
    23,886

    تشکرشده 37,362 در 7,160 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط Binam31 نمایش پست ها
    سلام.
    مدتیه این موضوعی که میخوام بگم داره عذابم میده و تقریبا منو نسبت به زندگی دلسرد کرده. مخصوصاً که شرایط کاریم جوریه که از خونه دورم.

    من سال 92 با خواهر دوستم ازدواج کردم.
    قبلا ازدواج کرده بود. اول که فکر کردم عقد بودن اما بعدا مشخص شد که عروسی گرفتن و.....
    دو سال با هم زندگی کردن و بعد جدا شدن. با توجه به علاقه ای که داشتم به این موضوع به طور دقیق نگاه نکردم. میگفتم برام مهم نیست. ازش سوال نمیپرسیدم.
    از ازدواج قبلیش 8 سال گذشته بود.
    اما یه نقطه کور در ذهنم موند. دنبال اسم شوهرش افتادم تو شبکه های اجتماعی دنبالش گشتم. بی علت. فقط میخواستم ببینم کیه.
    یه مدته که مدام توی ذهنمه. تصور اینکه با یک نفر دیگه رابطه داشته و اتفاقات اولین نزدیکی و تکرار های بعدی و.... بهر حال دو سال مدت کمی نیست. نمیدونم چرا اون موقع دقیق تر فکر نکردم و تصمیم نگرفتم.
    الان وقتی میخوایم نزدیکی کنیم حس و حالی ندارم. از روی اجبار اینکارو میکنم. هیچ بر انگیختگی در من بوجود نمیاد.
    یه بچه سه ساله دارم و از ایندش میترسم که بدون مادرش چی میشه.
    اما دیگه انگیزه ای برای ادامه زندگیمون ندارم.
    با اینکه مشکل خاصی هم نداریم.
    اگه برمیگشتم عقب هرگز این ازدواج رو قبول نمی کردم.
    خلا هایی که توی ذهنم ایجاد شده و مانع تمرکزم شده.
    واقعا ناراحتم.
    به اونایی که دنبال ازدواج با کسی هستن که قبلا تجربه زندگی داشته پیشنهاد می کنم با دقت زیادی رسیگی و تحقیق و تصمیم گیری کنن.

    با سلام و احترام
    همانطور که Ye_Doost گرامی با تیز هوشی بیان کردند ریشه مشکل را باید بیابید و حل کنید.

    ریشه مشکل شما افکار اتوماتیک و تکرار شونده منفی هست. این مشکل ریشه در وسواس فکری دارد.
    لذا شما اگر در خود خوب بنگرید، حتما سابقه هایی از افکار منفی دیگری در زندگی اتان خواهید یافت که شما را می آزردند و به صورت تکرار شونده به ذهن شما هجوم آورده و اذیتتان می کرده اند.

    پس ربطی به این ازدواچ ندارد.

    توصیه بنده اینست که به یک روانشناس بالینی حاذق مراجعه حضوری داشته باشید و مشکل خودتون را اینطور بیان کنید.

    افکار منفی و تکرار شونده به صورت اتوماتیک و بی اختیار به ذهنم هجوم می آورد و من بلد نیستم جلوی آنها مقابله کنم. خواهشمنداست روشهای کنترل افکار و توقف فکررا با تمرین به بنده آموزش دهید تا بتوانم صاحب افکارم شوم و بتوانم آنها را مدیریت کن.

    دقت کنید اگر ا ین توقف و کنترل فکر را بیاموزید در سایر مسائل زندگی که شما ممکن است احساس فشار بکنید نیز می توانید راحت شوید.

    غلام همت آنم که زیر چرخ کبـــود
    زهرچه رنگ تعلق پذیرد آزاد است

    http://www.hamdardi.com
    دسترسی سریع به همدردی و مدیر همدردی با عضویت در کانال همدردی در ایتا

  2. کاربر روبرو از پست مفید مدیرهمدردی تشکرکرده است .

    Aram_577 (سه شنبه 08 خرداد 97)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 23:33 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.