سلام آویژه خانم
من تاپیک های قبلیتون رو نگاه کردم و مشخصا ادم حسابگر و با منطق قوی هستین.خب شما دوست ندارین راجع به مسائل خانوادگیتون تو تالار صحبت کنید و قطعا دلیل خوبی دارین.
و این باید باشه که معمولا در تصمیم گیریهاتون خیلی مطمئن هستین و راهی برای حل اون دارین که نتونسته وادارتون بکنه اینجا مطرح بکنید.
ولی چرا اولین موضوعتون رو اینطور مطرح کردین؟
اهل لجبازی هستین؟بنظرم هستین.از نوع متمدنانه و خیلی با کلاس و با شخصیت.
فکر کنم راجع به تصمیم به بچه دار نشدنتون دچار تردید شدین؟و شاید از سر لجبازی با خودتون کوتاه نمیایین وگرنه ته دلتون یه چیزی داره قلقکتون میده که اینجا به اشتراک گذاشتین مسدله تون رو.
من خودم هم از جمله این افراد هستم که بخاطر دلایلی که دارم توی این چندسال بچه دار نمیشیم.
و خیلی قاطعانه میتونم اطرافیانم رو با یک جمله قانع کنم و ادامه ندن،بنظر خودم علتش اینه که با تمام وجود به دلایلی که میارم بقیه احترام میگذارند ولی میدونم ظاهری همراهی میکنند و لزوما به معنی تایید دلایل من نیست.
و البته متناسب با هر شخصیتی و نوع ارتباطی که داریم پاسخ میدم.برخی سکوت.برخی تبسم.برخی اخم.برخی تذکر.برخی دلیل واقعی.برخی دلیل سطحی.
و البته هرگز پرسشها تمامی نخواهند داشت چون هدف اول ازدواج اگر ادامه نسل نباشه.هدف دوم حتما هست.
برخی دوست دارند ثمره ازدواج رو ببیند.و واقعیتش هم اینه که معمولا ثمره رفتار خوب و ارتباط صحیح و عشق بین همسران و فهم و شعورشون میشه از رفتار و کنشهای بچه شون متوجه شد.
برخی ها به خانواده ای که صاحب بچه شدند میتونند راحت تر اعتماد کنند. خانواده با بچه یک اطمینان راجع به رابطه حاکم بر همسران به اطرافیان ارسال میکنه.باور کنید.
و اون رفتار سازماندهی شده رو میشه بحالت خوشبینانه با توجه به نگرانی اطرافیان از استحکام و سلامت پیوند زناشویی شما ربط داد.و شما به هیچ طریقی نمیتونید این نگاه رو تعریف و تلطیف و توجیه کنید.و انتظار نداشته باشین تموم بشه.
با اینکه خودمون فعلا قصد نداریم بچه دار بشیم ولی یکی از دوستای خانمم که ده سال هست ازدواج کردن،من با خودم میگم برم واسطه بشم صاحب اولاد بشن.حیف هست همچین زن و شوهر خوبی بچه ندارند.(اقای خونه دوست نداره صاحب اولاد بشن.از تقسیم محبت و توجه میترسه)
پدربزرگ من که نوه ارشدش هستم دوست داره نتیجه اش و ببینه.بنظرتون نباید بهش حق بدم؟هر دفعه که میگه من فقط سکوت میکنم.
یکسری از دوستان صمیمی خانوادگیمون بخاطر اینکه بچه هاشون همبازی ندارند خونه ما کمتر رفت و امد میکنند و دوست دارند ما اولاد داشته باشیم.
مادرزنم نگران از دست رفتن توانایی قدرت باروری همسرم هست و خواهر برادرهای همسرم نگران اینکه همسرم جای پاش رو تو زندگیم محکم نکرده! البته به لطف پاسخ قاطع همسرم تو این مدت ازارشون رو حس نکردم.
کسی دوست داره دایی بشه،یکی دوست داره عمو بشه و ....
هرکسی دلیل خودش رو داره
واقعا منصفانه هست دیگران مطالباتشون رو حذف کنند؟!
اینقدر دلیل برای بچه دار نشدن میشه اورد تا دلتون بخواد.ولی بیان بعضی هاشون شخصیت خودم و حریم شخصیمون رو زیر سوال میبره.
جمله طلایی برای اینکه بتونه حذف یک رفتار بدیهی رو توجیه کنه ، عملا منطق ضعیف و قابل نقدی بهمراه خواهد داشت.مگر اینکه برای هرکس و هرمقطع از زندگی یک دلیل جدید بیان بشه.
دیگه زیاد حرف زدم.امیدوارم با ارامش همسایه باشین.








علاقه مندی ها (Bookmarks)