سلام
بعد از هفت سال زندگی مشترک، پدر مادر شما پاشدن رفتن خونه پدر مادر همسرت، شکایت از پسرشون؟
غرورش را جلو خانواده اش له و لورده کردین، انتظار داری الان رفتارش اصلاح شده باشه؟
اگه اوایل ازدواج بود و هنوز خیلی مستقل نشده بودین و برای کمک و همراهی و هماهنگی بود، جلسات خانواده ها معنی داشت
اگه قطعا هدفتون جدایی بود و برای این منظور می خواستید به بهترین شکل جدا بشید که طرفین و بچه کمترین اسیب را ببینند، مداخله ی خانواده ها قابل توجیه بود.
اما وسط یه زندگی معمولی که قراره مستقل و عادی پیش بره، جبهه ی مستقل تشکیل دادین و به جبهه ی مقابل حمله کردین !!!
خودتون خواستید که هنوزم زندگیتون مشترک نباشه و استقلالتون به رسمیت شناخته نشه. شما با این کار جدایی بین خودت و همسرت را به رسمیت شناختی.
اگه پدر مادرت با خود همسرت صحبت می کردند، موضوع اینقد بد نمی شد، که الان پاشدن رفتن خونه پدرش شکایت !
پیچیده اش کردی، نه بهتر.
چند وقت پیش من موصوع این دلخوری و بعصی از حرفهای ایشونو برای پدر و مادرم مطرح کردم و چون اونها به دلیل بی احترامیهای قبلی ایشون ازشون شاکی بودن رفتن منزل پدرشوهرم و بهشون گفتن که این رفتارا مناسب نیست وپدرم تاکید کردن که من اختیار دخترمو دارم و با هر مهریه دلم بخواد شوهرش میدم این مساله باعت شد شوهرم بیشتر شاکی بشه و بیشتر با حرفهاش ازارم بده.








علاقه مندی ها (Bookmarks)