الهه جان مرحله اول و مهم برای حل مساله ، تعریف مساله و فهمیدن مشکل هست .
به جمله ها و کلمات زیر فکر کن شاید سرنخ دستت داد؛
از آینده دقیقا چی میخواهی ؟
آرامش ؟ آسایش ؟ موقعیت اجتماعی ؟ پیشرفت شغلی مالی ؟ رسیدن به آرزوهات ؟ یا ...؟
از چیه آینده میترسی ؟ اینکه بخاطر سوء تدبیر امروز و.. در آینده محتاج کسی بشی یا به مشکل بخوری ؟
نه من راضی هستم از زندگیم....بعدهارو میترسم
خوب این خیلی خوبه .
رضایت یعنی مطمئن باشیم تمام جوانب سنجیده شده و درست ترین کار رو انجام دادیم .
یکی از جوانب آینده نگری ( بدون منفی نگری و وسواس) و واقع بینی است .
باید ببینیم آینده چقدر دست ماست ،
چقدر مستقیما اونچه در آینده اتفاق میوافته به تلاش ما بستگی داره .
ما صرفا دنبال اون چیزی که اتفاق میافته هستیم ، یا اونچه خودمون بهش تبدیل میشیم برامون مهمه ؟
اصلا یه سوال
اگه 5سال پیش یا 10سال پیش یا 2سال پیش ، امروز رو پیش بینی میکردی
چه کارایی میتونستی انجام بدی ؟ چی تغییر میکرد ؟ چقدر این تغییر ارزش داشت ؟
ببین الهه جاننگفتی جواب دوتا سوال چیرو عوض میکنه...
یکی پول رو دوست داره به اندازه ای که از شرمندگی زن و بچه اش دربیاد .
یکی پول رو میخواد که باهاش دنیا رو بخره بذاره توی جیبش ( ثروت اندوزی و حرص و.. )
یکی پول رو میخواد که ببره بده به نیازمند سرکوچه .
یکی میخواد به اندازه ای که توی رفاه نسبی باشه
و...
حالا اگر من بگم پول دوست دارم ،
پاسخ روشنی ندادم ، نمیتونم روی این پاسخ مطالعه کنم بعد هم برنامه ریزی .
پاسخ تو هم روشن نبود .
البته احساس کردم سوالم هم با روحیه ات سازگار نبوده .
ببین الهه جان صحبتهای اون دو پست حرفای عرفانی نبود ،
در مورد استاندارد و طبیعت زندگی انسان بود . بگذریم .
شاید از راه دیگه ای مثل سوالات ابتدای این پست زودتر و بهتر به نتیجه برسی .









علاقه مندی ها (Bookmarks)