حالا چرا خیال کردی که باهات قصد ازدواج داره؟
من یه پسری رو میشناسم که از افتخارات زندگیش اینه که دخترا جمع کرده دوره خودشه و خیال میکنه همه اون دخترا کشته مردش هستن و عاشقش هستن، اینور و اونور هم میشه پُز میدن فلان دختر عاشقمه.
فلانی میمیره برام و .....
پس اینکه قصد ازدواج داره رو از سرت بنداز بیرون.
تمرکزت رو بزار رو کارت که زودتر تمومش کنی و از شرکت بیای بیرون.
سعی کن وارد حاشیه نشی.
بعضی آدمها واقعا زبون نفهم هستن.
منم با همون پسری که بالاتر تعریف کردم ، همکار بودم، هزار با بهش اخطار و هشدار دادم که حد و حدود خودش رو رعایت کنه.
ولی اصلا واسش مهم نیست و کار خودشو پیش میبره.
این من بودم که خودمو کنار کشیدم، الان هم نهایتش ماهی یکی دو بار مجبور باشم ببینمش.
خودمم مقصر بودم که بهش رو دادم و الان شدیدا پشیمونم، البته رو دادنم از عمد نبود، از مهربونی زیادم بود.
اینجور آدمها به شدت کمبود محبت دارن.
اصلا هم قصد ازدواجی در کار نیست، خیالت از این بابت راحت.








علاقه مندی ها (Bookmarks)