با احترام به نظر دوستان، فرض کنید در هر شرایطی به پدر و مادر احترام بزاریم و همیشه براشون هدیه بگیریم و درخواستشون رو اجرا کنیم. اما باز پدر و مادر از روی ناآگاهی یا کمال طلبی یا اعتماد به نفس پایین خودشون، از ازدواجی که کردیم، یا شغل و تحصیلاتی که داریم یا تصمیماتی که میگیریم ناراضی باشن و مدام انتقاد کنن. اونوقت باید چیکار کنیم؟؟
من این مشکل رو دارم. به خاطر همین در این مورد یه مقدار مطالعه کردم.
با احترام به نظر دوستان، آدم هایی اطرافم می بینم که بچه براشون اولویت چندم هست و اون مفهوم پدر و مادری که فقط صلاح بچه اش رو میخواد، برای اونا صدق نمیکنه. نظر دکتر هلاکویی هم اینه که بچه به دنیا نیومده که پدر و مادر رو خوشحال کنه. پدر و مادر خودشون یه فکری برای خودشون باید بکنن.
آویژه جان
چند وقت پیش دکتر بابایی زاد تو تلویزیون یه برنامه ای داشت که به مشکل تو اشاره میکرد. نظر دکتر این بود که اگر خودشناسی باعث بشه که انگشت اتهام رو به سمت بقیه نشونه بری، نه تنها مفیده بلکه مضر هست و بهتره بیخیال خودشناسی بشی. به خاطر خودت نه پدر و مادرت. چون تو اینجوری داری آزار میبینی.
تو با مطالعه فهمیدی پدر و مادرت رفتار اشتباهی با تو داشتن و کلی عادت بد از اونا گرفتی. خب، حالا چطور یه دفعه انتظار داری اون آدم ها منطقی رفتار کنن و شرایط الان تورو درک کنن؟؟
علت ناراحتی تو، حرفای اونا نیست. حس منفی هست که تو نسبت به خودت داری و اونا با حرفاشون تقویتش میکنن. برداشت من از حرفات اینه که پدر و مادرت کمال گرا و سرزنش گر هستن. این خصوصیات درون تو هم وجود داره و حرفای اونها، اون حس رو تقویت میکنه و بهم میریزدت. حالا هرچی بتونی کمال گرایی رو در وجودت کمرنگ کنی، هم از اون چیزی که الان هستی لذت میبری و هم تصمیم های بهتری برای روزهای آینده میگیری. یه آویژه ای که میدونه هیچ چیز در دنیا کامل نیست و هر تصمیمی که تو زندگیش گرفته بهترین تصمیم بوده، دیگه از حرفای پدر و مادرش بهم نمیریزه.
آویژه جان، من رو این موضوع خیلی دارم کار میکنم. حتی در این مورد سراغ روانشناس بالینی هم رفتم. چون مشکل فقط پدر و مادرم نیستن. من با استاد راهنمام یا مادر همسرم هم همین مشکل رو دارم. چون اخلاقشون شبیه پدرم هست، نمیتونم تحمل کنم. عادت به سرزنش کردن و تضعیف اعتماد به نفس آدم دارن. ولی همیشه که امکان حذف آدم ها وجود نداره. باید روی خودت کار کنی. انقدر در مورد خودت خیالت راحت باشه که اگه پدر و مادرت یا آدم های اطرافت کل زندگیت رو زیر سوال بردن، تو بتونی یه لبخند بزنی و فراموش کنی.
اگر هنوز به اون حدی نرسیدی که در مقابل حرفاشون بی تفاوت باشی، وقتایی برو دیدنشون که حالت خوبه.








علاقه مندی ها (Bookmarks)