به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 7 , از مجموع 7

موضوع: اشنایی جدید

Threaded View

  1. #3
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    دیروز [ 01:25]
    تاریخ عضویت
    1390-6-17
    نوشته ها
    1,916
    امتیاز
    43,566
    سطح
    100
    Points: 43,566, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    3,893

    تشکرشده 3,096 در 1,314 پست

    Rep Power
    317
    Array
    سلام.
    خیلی عذر میخوام از شما و اعضا که مجدد دارم پست میذارم.ولی نتونستم در مورد پست شما چیزی نگم.

    خانم b.h به کجا چنین شتابان؟

    فقط یک ماه و نیم از زمان ایجاد تاپیک قبلیتون میگذره و فقط حدود دو هفته پیش بوده که ابراز علاقه مجدد به اون آقا کرده بودین و الان چند روزه با یه آقا آشنا شدین و ازش بدتون نیومده.

    ببینید عزیزم، اصلا نمیخوام سرزنش کنم. اصلا. لطفا پست منو با لحن سرزنشی نخون. با دلسوزی کامل دارم برات مینویسم. ترحم منظورم نیست. دلم میسوزه که الان متوجه نیستی داری چی کار میکنی. قبلا برات پست گذاشتم ولی توجهی نکردی. ببین... من خودم توی این تالار بیشتر از هر کسی تاپیک باز کرده ام و همه هم راهنماییهای خوبی میکردن ولی من حالیم نمشد و به خاطر اینکه عمل نکردم و فقط حواسم به خودم بود و توجه نمیکردم دارن بهم چی میگن، خب مشکلاتم هم حل نشده باقی موند و حتی در مواردی شدت هم گرفت.

    خواهش میکنم یه لحظه به خودت بگو استپ.... استپ... اینقدر سرسری از راهنمایی هایی که بهت میشه نگذر. بگو استپ یکم گوش بده و دقت کن و سعی کن بفهمی دارن بهت چی میگن. اینها رو نه با سرزنش ولی جدی دارم بهت میگم. خیلی جدی و دلسوزانه. چون من تمام این راهی که تو در پیش گرفته ای رو رفته ام و نمیخوام بذارم کسی دیگه بره. خواهش میکنم اینو بفهم.

    لطفا، لطفا، لطفا جواب بده به این سوالات. فکر کن و جواب بده. با فکر جواب بده نه سرسری.

    1-اگر جز این آقای جدید، مورد دیگه ای در همین زمان سر راهت قرار میگرفت، مطمینی از اون هم خوشت نمی اومد؟؟!!

    2-ملاکهات برای اینکه از کسی خوشت بیاد چیه؟

    3- دنبال چی هستی واقعا؟ مطمینی فقط دنبال این نیستی یکی باشه بهت توجه کنه و تنها نباشی؟!!!

    4- میخوای بهت بگیم چطوری با این آقا رفتار کنی؟؟! اول بگو تو هنوز میدونی با خودت چجوری باید رفتار کنی و خودت کی هستی و دنبال چی هستی و چی میخوای؟؟

    5- چجوری رفتار کنی باهاش و اشتباهات قبل رو تکرار نکنی یعنی چی؟؟ یعنی چیکار کنی طرف نره و دوستت داشته باشه و بمونه؟؟ یا اینکه چطور انتخاب اشتباهی نکنی و وارد رابطه اشتباه و تکرار مجدد و شدیدتر دردهای قبل نشی؟؟!! کدومش رو منظورته؟؟

    ببین... خواهش میکنم یکم با حوصله بخون حرف رو. با دقت بخون. اومدی مساله ات حل بشه یا اومدی فقط بگی و بری؟؟ اگه میخوای مساله ات حل بشه، یکم گوش کن و سرسری رد نشو.

    وقتی یه رابطه ای شکست میخوره، فرد آسیب دیده، ناخودآگاه به دنبال سریعترین تسکین میگرده. و به درستی یا غلطی اش فکر نمیکینه. و من فکر میکنم تو دچار همین حالت شده ای. و احساس میکنم که اون رنجی که از طرد شدن از اون آقا کشیدی، داره باعث میشه به محض اینکه کسی سر راهت قرار گرفت بخوای بهش فکر، یا بهتر بگم بهش پناه ببری. ببین... نیازی نیست بیای از خودت دفاع کنی و برای من و دوستان توضیح بدی که حدس من درسته یا نه. اصلا لزومی نداره به پست من جواب بدی. فقط خواهشا صادقانه با خودت برخورد کن و راستش رو به خودت بگو. مطمینی این مورد جدید برات فقط یه پناهگاه نیست؟؟؟


    به نظر من، حداقل تا شش ماه وارد ارتباط با هیچ آقایی نشو. اول به خودت زمان بده و در پی رفع ضعف های خودت باش، بعدش که مساله برات حل شد، بعد به مورد دیگه و رابطه جدیدی فکر کن. چون میدونی وقتی از یک رابطه ی تازه شکست خورده سریعا وارد یک رابطه جدید بشیم چه اتفاقی می افته؟؟؟ اتفاقی که می افته اینه که این، رنج های رابطه قبلی هستن که در رابطه جدید هم هدایتمون میکنن، نه عقل و فردیت و منطق سالم.

    ببین، منم شکست عاطفی چشیده ام. تجربه شکست عاطفی دیگران رو هم دیدم و راستشو بخوای از نوع مال خودم داغونتر ندیده ام. یعنی یه چیزی بود دیگه نوبر برای خودش. و میفهمم حال تو رو. ببین... میخوای انکار کن، میخوای نکن. ولی واقعیت اینه که بعد شکست عاطفی، عقل آدم درست کار نمیکنه. نه عقل، نه احساس. هیچ کدوم درست کار نمیکنن. حتی دقت کنی میبینی چشم و گوش و زبون هم درست کار نمیکنن. توی این مدت که داری با درد اون شکست دست و پنجه نرم میکنی، چند بار حس چشاییت درست کار کرده و از مزه غذا لذت بردی؟؟!! چند بار موقع راه رفتن توی خیابون، واقعا دور و برت رو دیده ای و بعد که اومدی خونه یادت بوده دقیقا توی راه چه اتفاقایی افتاد و فلان بچه موهاش چه حالتی بود یا فلان خانم شال سرش بود یا مقنعه یا فلان لباس تن مانکن فلان فروشگاه رنگش چی بود؟ واقعا به نظرت حتی حواس غریزی و پنجگانه ات درست کار میکنن توی این حال، که بتونی تصور کنی عقل و منطقت دارن درست کار میکنن؟؟؟!!! هان؟؟؟


    شاید بگی اره درست کار میکنن. ولی من باور نمیکنم. خودتم اگه با خودت صادق باشی و نخوای عجله کنی و بخوای واقعا به خودت توجه کنی و روراست باشی با خودت، احتمالا میبینی که آره، واقعا درست کار نمیکنن. نه حواس، نه احساس، نه عقل و منطق.

    البته توی شرایط تو طبیعیه این درست کار نکردن. ولی اگه نخوای بهشون توجه کنی و اول درمانشون کنی، دیگه نمیشه گفت طبیعیه.

    ببین، مثل ینه که من یه هدفی دارم. مثلا میخوام توی مسابقات دو میدانی المپیک راه پیدا کنم. و دارم نهایت تلاشم رو میکنم و تمرین و تمرین و به هر دری زدن برای اینکه به المپیک راه پیدا کنم. اونوقت توی تمرینا برای مرحله مسابقات انتخابی المپیک، یه وقت بیفتم زمین و پام بشکنه. خب... کار عاقلانه چیه؟ اینه که به درمان پای شکسته ام بپردازم. در مان کامل. تا پام دوباره به سلامت کافی برسه و اگه این دوره رو از دست دادم، دوره های بعدی رو از دست ندم. ولی اینکه به هوای اینکه زود به مسابقات برسم، بخوام پام رو زودتر از گچ در بیارم و زود تمرینات سنگین رو باز شروع کنم، به نطرت کار درستیه؟؟؟ چی میشه؟ هیچی... خودشو جوری ناکار میکنه که نه به این المپیک میرسه نه به المپیکای بعدی.

    حالا وقتی آدم شکست عاطفی هم خورده همینه. منطقش، باورهاش، احساسش، حواسش و ... آسیب دیده. اگر بخواد سریع وارد یه رابطه تازه بشه و فکر هم کنه داره خیلی کار درستی میکنه و توقع هم داشته باشه درست فکر و رفتار کنه، توقع واقعا غلط و بی جاییه و نتیجه ای هم جز آسیب مجدد و شاید هم آسیبی ماندگار نخواهد داشت.

    bh عزیز، خواهرانه و دلسوزانه بهت توصیه میکنم که اول خودتو پیدا کن. خوش شانسی که داری اینه که درامد داری و دستت توی جیب خودته. الان وارد رابطه تازه ای نشو. به اون آقا هم بگو فعلا در شرایطی نیستم که بتونم به کسی فکر کنم.

    چند ماه، شش ماه حداقل، زمان بذار برای رفع ضعف های خودت زیر نطر یک مشاور. حدس قوی میزنم مشکل مهرطلبی داشته باشی که این شکست هم مزید بر اون شده. حتما اول به صورت خیلی جدی پیگیر رفع این مشکل مهرطلبی و افزایش عزت و اعتماد به نفست تحت نظر درمانگر باش. هر وقت حل کردی این ها رو، بعدش حتما موردهای بهتری هم سر راهت خواهند بود با توجه به موقعیت خوب خودت.

    قبلا هم بهت گفتم. همونا رو باز تکرار میکنم که باز بخونیش.

    امیدوارم توجه واقعی کنی. چون از ته دلم برات نوشتم و تمام چیزی بود که میتونستم بگم. ببخشید طولانی شد. موفق باشی عزیزم و امیدوارم با خبر اینکه فعلا هر رابطه ای رو تعطیل کردی و داری میری مشاوره برگردی.


    نقل قول نوشته اصلی توسط Pooh نمایش پست ها

    ممکنه یکم طول بکشه بهتر بشید. منم روزهایی شبیه این حال شما رو گذرونده ام. البته با جریانی متفاوت. این روزها خواهد گذشت. البته به شرطی که بخواید که بگذره. شرطش هم دقیقا همون چیزیه که آقا حامد گفتن.
    ببینید، درد در واقع یه اِلارمه. یه زنگ هشداره. چه دردهای روحی چه جسمی. وقتی ما مثلا سرمون درد میگیره میفهمیم که شاید سرماخوردیم، وقتی دلمون درد میکنه میفهمیم یه مشکلی توی شکممون هست و میریم چک میکنیم ببینیم چیه و از کجاست و درمانش چیه. معمولا خطرناکترین بیماریها، اونایی هستن که علایمشون بروز نکنه ولی پیشروی کنن و در مراحل پیشرفته یهو خودشون رو نشون بدن.
    همین حالت برای روح و روان ما هم هست. وقتی درد به شکل غم، اضطراب، وابستگی و... ظهور میکنه، نشونه ی یه مشکلی در ماست. مشکلی در باورها، رفتارها، طرز فکر و نگرش، ارتباطات و مهارتهای ارتباطی. و وقتی درد پیداش میشه و زنگ هشدار میزنه، باید زود به داد خودمون برسیم. و گرنه مشکلمون پیشرفته تر میشه.

    پاکی و معصومیت، قبل از اینکه بخواد به درد کسی دیگه بخوره، به درد خودمون میخوره. وقتی پاک و معصوم باشی، روحت سنسورهاس قویتره و زود زنگ هشدار میزنه. این در حد خودش خوبه. اما یه جاهایی هم لازمه یه چیزایی فراتر از پاکی و معصومیت داشته باشیم تا هشدارهای لازم و زنگ خطرهای دیگه رو هم بهمون بده. یه چیزی شبیه ارزش قایل بودن برای خود و داشتن حد و مرزهای تعریف شده.
    خب این حد و مرزها رو کی و چجوری میتونم مشخص کنم تا به موقع هم بهم هشدارهای لازم رو بده؟ وقتی که :
    1- خودم رو و خواسته های خودم رو درست بشناسم و با خودم رو راست مواجه بشم و ببینم دقیقا چی هستم، چی میخوام باشم و چی میخوام از زندگیم در بخشهای مختلف تحصیلی، شغلی، معنویات، ارتباطات، مالی و....

    2- موقعیتی که در اون قرار دارم، شرایط محیطی، نوع ارتباطات و سطح ارتباطات، توقعم از موقعیتی که درش هستم، وظیفه ام در اون موقعیت نسبت به خودم و دیگران، چهارجوب موقعیت و همینطور هدفم از اون موقعیت رو بتونم درست بشناسم و تعریف کنم.

    اونوقته که میتونم بگم حد و مرز های من کجاست. و هم خودکنترلی و آگاهی داشته باشم روی خودم، هم تکلیف دیگرانی که به هر نوعی باهاشون در سطوح و جنبه های مختلف در ارتباط هستم رو معلوم کنم که من کی ام و حد و مرزم کجاست و اونها تا چه حد میتونن با من ارتباط برقرار کنند.

    اینها رو به عنوان مقدمه گفتم. که بشه راحتتر رفت سراغ داستان شما به صورت موردی.
    شما دارید درد میکشید. مثلا آب سرد خوردین و دندونتون درد گرفته. عامل ظاهری ایجاد مشکل، مثل وقتی آب سرد میخوری:"رفتن اون آقا.".... اما عامل و دلیل اصلیش یه چیز دیگه است: پوسیدگی یا به عصب رسیدن دندون. که توی قضیه ی شما، عامل اصلی اینهاست: مهرطلبی، وابستگی، ارزش قایل نشدن برای خودتون، باج دادن، نداشتن تصویری صحیح از یک رابطه مثبت و رو به تعالی، تعریف غلط از رابطه مهرآمیز و مسوولانه، نشناختن نشانه های مثبت و منفی در ارتباطاتتون و....

    شما میگید مستقل هستید. بله، از این نظر که درامد دارید و شاغل هستید استقلال دارید. اما در جریانی که تعریف کردید تصویری که در چشم من اومد دختری وابسته از نظر عاطفی، ترسو، بی اعتماد به نفسذ و به اصطلاح روانشناسی مهرطلبه.

    مهرطلبی یعنی وقتی کسی به خاطر از دست ندادن چیزی، بهش بیش از حدی که می ارزه و لایقشه و سود داره، امتیاز بده.
    و معمولا کسی دچار مهرطلبی میشه، که اعتماد به نفس کافی نداره و برای خودش به اندازه کافی ارزش قایل نیست.
    ------------------------------------------
    شما با این موقعیتتون، باید سرشار از اعتماد به نفس باشید و اینقدر برای خودتون ارزش قایل باشید که نه تنها امتیاز بیخود به کسی که ارزشی براتون قایل نیست ندید، بلکه کاملا باید قاطعانه مرز و خط قرمز برای طرف مقابلتون قایل باشید و برای خودتون خیلیییی خیلیییی بیش از اینها ارزش قایل بشید.

  2. کاربر روبرو از پست مفید Pooh تشکرکرده است .

    فرشته مهربان (یکشنبه 16 دی 97)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 15:06 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.