چی بگم والا.
به نظرم خیلی بی حوصله تر از این حرفا هستی.
یکم تو مواد غذایی که میخوری بررسی کن، اگه سردیجات زیاد میخوری، خیلی میتونه بیحوصلگی رو تشدید کنه.
بهت حق میدم، یه جورایی خیلی درکت میکنم.
منم همون دوس پسرم که میگم هرزه بود رو خیلی دوس داشتم ، هنوزم دارم، ولی چون میدونم یه دختر اومده تو زندگیش خیلی سعی میکنم از دلم بندازمش بیرون.
انقدر با هم مچ و صمیمی بودیم، تقریبا هر شب خوابشو میبینم.
مطمئنم با اومدن یکی تو زندگیم، اونو خیلی راحت فراموش میکنم و چون الان کسی تو زندگیم نیست، هنوز یکم دلم پیشش مونده.
اینا رو گفتم که بگم وضعیت تو هم طبیعی هست، بالاخره آدم نیاز به کسی داره، از یه جایی به بعد دیگه واقعا دلش میخواد یکیو تو زندگیش داشته باشه.
و حالا که شخص مد نظر تو زندگی آدم نیست، آدم دست به دوست داشتن آدمهایی میزنه که حتی سلامت اخلاقی ندارن.
بلد نیستم مفهوم حرفمو خوب برسونم.
تمرکزت رو بزار فقط روی خودت، نمیدونم شاغلی یا دانشجو یا اهل باشگاه هستی یا نه.
ولی فقط و فقط تمرکزت رو بزار رو خودت و اهداف خودت.
انقدر هم به خودت تلقینِ بد نکن.
تلقین خیلی موثره.
خودتو بالا بگیر.
منم همه موردایی که دو طرفه بهم علاقه داشتیم، آدمایی بودن که همه چیز داشتن ولی اینجور مشکلات دختر باز بودن رو هم داشتن ولی دلیل نمیشه که من این موضوع رو بپذیرم، انقدر منتظر میمونم که بالاخره کسی که در شأن من و خانوادم هست پیدا بشه.
وقتی در اول آشنایی این همه موارد بد و مشکوک وجود داره، بهتره بیخیال بشی ولی واسه راحت بودن وجدانت با همون آدمی که میگفتی مشورت کن و تحقیق کن، شایدم رفتارای اون آقا پسر جوری بوده که کلا برداشت های اشتباه به وجود آورده برات.








علاقه مندی ها (Bookmarks)