مرسی عزیزمشما هم عملکرد درستی داشتی که در عمل زندگی همسر و بچه هات رو خراب نکردی و الان هم در تلاشی که از نظر ذهنی و عاطفی هم به یکپارچگی برسی.
نه من جدا نشدم. اوائل که تازه اومده بودیم خونه خودمون و خیلی حالم بد بود و مضطرب بودم، هیچ امیدی به این زندگی نداشتم (خصوصا با توجه به اتفاقی که تو دوره عقدمون افتاده بود) اما با خودم قرار گذاشتم اول به ثبات و آرامش برسم و به خودم و شرایطم مسلط باشم، بعد اگه صلاح رو در جدایی دیدم جدا بشم. و دو سال براش زمان در نظر گرفتم.
حالا کمتر از یکسال گذشته و دیگه اضطراب ندارم، و راضی هستم از اینکه زمانیکه این رابطه برام ارزشی نداشت و آزارم می داد، تحمل کردم و حفظش کردم.







شما هم عملکرد درستی داشتی که در عمل زندگی همسر و بچه هات رو خراب نکردی و الان هم در تلاشی که از نظر ذهنی و عاطفی هم به یکپارچگی برسی.

علاقه مندی ها (Bookmarks)