سلام
جسته گریخته بعضی از پست ها را خواندم.
حرف هات و نگرانی هات خیلی برای من آشنا بود.
زمانی دغدغه های تو تمام غم زندگی من بود.
از آون زمان سال ها می گذره.
و اما نتایجی که من به دست آوردم.
زن و شوهر دو تا انسان کاملا جدا، با علایق و سلیقه ها و تفکرات منحصر به فردی هستند که می توانند در شرایط کاملا یکسان، عکس العمل های کاملا متفاوت داشته باشند.
این را باید بپذیریم که همسر ما یک انسان است و می تواند هر نوع برخوردی نسبت به مسائل داشته باشد چه موجه چه غیر موجه.
نکته ای که باید در نظر گرفت این است که ما برای آرامش خودمون در درجه اول چه عکس العملی می توانیم داشته باشیم؟
فرزانه عزیز همیشه خودت را دوست داشته باش و اجازه نده عوامل محیطی حتی همسرت آرامش تو رو به هم بزنند.
اگر تو آرامش داشته باشی، اگر تو پر انرژی باشی، اگر تو خودت را دوست داشته باشی این تاثیر رو هم در اطرافیانت خواهی گذاشت، به خصوص همسرت و بازخوردهای خوبی خواهی گرفت.
همسرت تو رو دوست داره به خاطر همین به جدایی راضی نیست.
تو هم همان طور که هست دوستش داشته باش.
یک مثال می زنم، پدر تو آیا همه خصوصیاتش مورد قبول توست؟
یا هر کدوم از بستگان خونی تو، آیا در غیر این صورت حاضری به کل از آنها کناره بگیری و ترکشون کنی؟ یا اینکه نه دوستشون داری اما می دونی فلان خصوصیت بد را هم دارد؟
آیا برای آنها نقش یک معلم را بازی می کنی که رفتارشان را تصحیح کنند و یا اینکه رفاقتی با آنها تعاملاتت را ادامه می دهی؟
همسرت هم یکی مثل آنهاست که فقط تعاملاتت بیشتره.
یک اینکه همسرت کنار گذاشتنی نیست و آن را بپذیر.
دوم اینکه نقش معلم و کنترلگری را به صفر برسان.
خوشبخت باشی.








علاقه مندی ها (Bookmarks)