سلام دوست عزیزم. به نظر من شما بایستی اخلاقا و رفتارهای شوهرت رو بشناسی و کاری کنی که اون باور کنه و به یقین برسه که تو قصد ناراحت کردنشو نداری. خب شما شهر خواهرتون بودید و دور از ایشون. بهتر بود بهشون میگفتین برنامه بیرون رفتنتون رو. چون دور از شما هستن و نگران حتما هستن.این به معنی اجازه گرفتن نیست بلکه فقط اطلاع و در جریان گذاشتن طرف مقابل هست.پس باعث ناراحتی ایشون کار شما بوده.میتونستی با یه جمله که" شرمنده نتونستم بهت اطلاع بدم" یا .... معذرت بخواهی و دیگه کارتون به قهر نکشه. شوهر منم مثل شوهر شما حساسه بعضی کارها و رفتارها که به نظر من عادی هست در نظر اون کاملا غیرعادی و اشتباهه و خیلی وقتا میگه خب اشتباه کردی هیچ من از این بیشتر ناراحتم که روی اشتباهت پافشاری می کنی..... شما اگه بگی بهش کارت اشتباه بوده و اصلا قهر نکنی مطمنم اونم ادامه نمیده. در مورد نیومدن خونه مامانت اینا خب زیاد حساس نشو . بزار بفهمه که برات مهم نیست اگه بفهمه خودش پیشنهاد میکنه بریم. منم اوایل زندگیم مثل شما بودم ولی الان که 17 سال گذشته میفهمم که چقدر بیخودی روزهام رو با قهر و ناراحتی کذروندم و چقدر اشتباه بوده. خب میگه یکماه بعد میام خونه مامانت نیاد شما خودت برو و یه بهونه ای بیار . بگو شوهرم کار داشت و ماجرای قهرت رو برای خونوادت نگو و سعی کن از این به بعد همراه شوهرت باشی.همراه منظورم اینه که وقتی زنگ زد و نگرانت بود و گفت چرا نگفتی بهم جایی رفتی بگید " معذرت میخوام درست میگید" همین یک جمله کافیه مطمنم که هیچوقت نه کوچیک میشید و نه کم ارزش بلکه روز به روز به ارزشتون اضافه میشه. تجربه زندگیه من اینو میگه.








علاقه مندی ها (Bookmarks)