سلام میشل جان
خوبیی
میشل جان حست طبیعیه ما تعهدی نداریم پول ما مال ماست پول مرد هم مال ماست:)
منم همین حس و دارم.منم لازم شه کمک میکنم ولی تعهد نمیدم بدم هم میاد وظیفه ام تلقی شه
زن نیاز داره زیر چتر حمایت هم عاطفی و هم مالی مرد باشه.
فقط اگر اولی فراهم باشه ما خودمون از پس دومی برمیایم با کمال میل دومی رو تقبل میکنیم.
یعنی انقدر ما دخترا ماااهیم
ی شرطی هم ضمیمه میشه که مرد باید به این ماه بودن ما واقف باشه و قدر دان.اینجا عشقی متولد میشه.
اون وقت حسی پدید میاد شبیه حس خانم اویژه ...که می خواییم در صورت تامین نشدن مالی به جای اعتراض پلاکمون و بفروشیم یا درامدمون کاش بیشتر بشه که ما هم کمک کنیم .یعنی این عشق انقدر قابلیت دگرگونی داره!
خودتون هم گفتید همسرم حس کنه هزینه های شخصی من و باید تامین کنه
نگفتید باید تامین کنه چه داشته باشه چه نداشته باشه!
این یعنی میشل چقدر تو ماااهی
الان اوضاع خود من چیه...با این اعتقاد قلبی که شبیه اعتقاد شماست
سالهاست خودم از در امدم خرید خودم و میکنم برای خونه هم خرج میکنم(حالا من مجردم طرفم پدرمه شما همسرت)
پس من الان دچار تضاد و عدم یکپارچگی میشم وقتی با کمال میل دارم این کارو میکنم؟نه.
چون میدونم پدرم توان کار کردن نداره ولی می خواد که منو حمایت کنه...این خیلی تفاوت ایجاد میکنه
مردهای خونواده منم وظیفه خودشون میدونن خانم رو همراهی کنن ببرن برسونن با اینکه رانندگی بلدن اونا حساب کنن اصلا هم خسیس نیستن پولشون مال زن و بچه است...
از این طرف پسرها هم طفلی تقصیر ندارن...کجا کار و درامدخوب هست اخه...یکم تنبلی راحت طلبی... حالا بد شانسی بگیم گریبانشونو بگیره....رو میارن به طرف درامد زن.
جامعه داره میره به طرفی که حقوق مرد به تنهایی کفاف نمیده...از طرفی هنوز همه چیز کامل تغییر نکرده و مردها کمی عقب تر هستن از ما زنها نسبت به این تغییر ...فقط از روی فشاری که روشونه میگن زن اگه هنر کنه خرج خودش و دربیاره هنر کرده!!!می خوام بگم همسرتون خودشون هم حس تامین کنندگی داره قفط دست خوش تغییرات ناقص شده یا بومی فرهنگ خودمون نشده...همین.
وقتی گفتی میخوام خودم و از این قید بندها رها کنم فک کردم میخوای ذات زنانگیت و عوض کنی...
نمیدونم شاید اشتباه برداشت کردم
به نظر من
همون طور که ایشون اومدن گفتن من دوست دارم از من اجازه بگیری با اینکه من مردی نیستم که اجازه ندم و از این حرفا....شما هم برو بگو من دوست دارم (به واسطه حس زنانگیم) ....که شما خرید های شخصی منو انجام بدی بهم حس مورد توجه بودن میده....اینکه از طرف همسرم دیده میشم..... براش مهم هستم منو به پول ترجیح میده نه پول و به من
من ببینم که ی مرد پشتم....منو حمایت میکنه خودش و مسیول من میدونه اینها نیاز ی زن از جمله نیاز منه مثلا
خودت بگی میری ارایشگاه این پول پیشت باشه و البته قطعا من مراعات همسرم و میکنم
عشقی که نسبت بهت دارم هیچ وقت نمیذاره راضی شم تو فشار بیفتی ولی دوست دارم
خودت بگی بیا بریم مانتو بخریم نه که من خودم بگم مانتو می خوام برام بخر
شاید پول این مانتو از پول گوشت ماهیانه مون بیشتر شه ولی حس خوبی میده بهم که شما منو و نیازهامو دیدی من حاضرم اون ماه کمتر گوشت بخورم.
طفلی شاید قدرت زن و که گفتید دوست داره با چیزهای دیگه اشتباه گرفته...خب راهنماییش کن.
میشل جان من مطمینم شما این مشکل هم میتونی حل کنی...اینهایی که گفتم نظرات خودم بود شاید با نظرات و و زندگی میشل هم خوانی نداشته باشه...
گفتم حالا بگم شاید به دردش بخوره.
نگو فردا که افتادم مردم...دور از جون... ما ان شالله بعد صدو پنجاه سالگی برمیگردیم عقب و نگاه میکنیم میبینیم تو چه دریاچه احساسات لطیف و خوبی غوطه ور بودیم
موقع کوچ از این دنیا به اون دنیا هم میگیم خدایا شکر که ما دختر بودیم
من که ارزوم اینه شمع تولد 120 سالگیم و باسرزندگی و نشاط تمام با نوه نتیجه هام فوت کنم بعد هی اونا فوت کنن نذارن من فوت کنم بعد هی دعوامون بشه![]()













علاقه مندی ها (Bookmarks)