سلام دوستان خوبم
میشل قسمتی از پستم که مخاطبش شما بودی کاملا با لحن طنز لطفا بخونی
سحر جان یادم رفت برای پست قبلیتون بگم که همسر من اصلا روانشناسی رو علم نمیدونن که بشه در جایی بهش استناد کرد...
آویژه صبا و رنگین عزیز خیلی ممنونم که هر کمکی ازتون برمیاد ازم دریغ نمیکنین
صبا جان چند وقته دنبال یک روانشناس خوبم ولی متاسفانه کسی که جایی رفته باشه و بهم معرفی کنه هنوز پیدا نکردم. توان اینکه بخوام کلی حرف بزنم واس یک نفر بعد بفهمم اصلا فرد مناسبی نبوده و پولمم حروم شده اصلا ندارم ولی جدیتر باید دنبال یک متخصص باشم (آخرین نفری که رفتم پیشش چند سال پیش منو با این قیافه محجبه دید و بهم میگفت عزیزم و اسم کوچیکمو بدون هیچ پسوند پیشوند خانمی صدا میکرد و از همسرم بد میگفت به جای کمک کردن کلا حالم ازین مشاوره رفتنم بد شد و بعد اون تصمیم گرفتم تحقیق درست حسابی کنم قبل رفتن پیش مشاور)
بله منم مورد اولتو بهش رسیدم گرچه احساسم خیلی اوقات بهم فشار میاره ولی با یاداوری اوایل تولد پسرم به خودم تلنگر میزنم...
آویژه جون من اینقدر راه های مختلف رو تو این 9سال امتحان کردم که نگو. یکیش هم اکتفا به حداقل ها بوده (البته مثال شما حداقل نبود ولی من اصل حرفتون رو مد نظر میگیرم) نتیجه این شد که فقط حال خودم خراب شد ازینکه به خاطر رضایت یک نفر دیگه دارم از خدا دور میشم. و الان خیلی حال بهتری و حتی عملکرد بهتری نسبت به گذشته دارم. به قول شما مناسک برای من حکم اون انرژی روحی که میشل میگه رو داره و منو پرتوان تر میکنه در زندگی مشترکم.
من سعی میکنم به قول معروف لپ مطلب رو از حرفای شما عزیزان یاد بگیرمو به کار ببرم. اما برای اینکه کسی سو برداشت نکنه همینو میگم که اصل جریان نه اخلاقیاته نه مناسک اینا همشون ابزارن برای اون هدف اصلی... و اخلاقیات باید ریشه و پایه باشه که اگه نباشه کلا خانه از پایبست ویرانه به فرمایش خود پیامبر ص (در جریان اون مردی که خیلی ظاهر دینداری داشت و وقتی از دنیا میره پیامبر ص به حالش دلسوزی میکنند و میگن بدا به حالش چون در خانوادش بدخلق بوده) و حرف شما کاملا درسته که اونچه باید پسر من اساسی یاد بگیره اخلاقیاته که واقعا نباشه هیچی نمیشه روش ساخت...
منظور من از حیا اینه: وقتی کودک از ابتدا بدن عریان بقیه رو ببینه یا بقیه بنشو ببینن قبح این براش میریزه و وقتی بزرگتر بشه حیا کمتری داره تا اینکه از ابتدا مادر برای فرزندش حریم بذاره و مثلا موقع تعویض پوشک و لباس و دستشویی رفتن مواظبت کنه و خودش و بقیه هم موقع تعویض لباسشون حریم داشته باشن حیا درش درونی میشه (حیا فقط عمل نیست گفتارهای بی پروا هم میتونهه از همین کودکی قبحش بریزه). خیلی واضح من اینو در خانواده همسرم میبینم که بچه های کوچیک براشون پوشوندن عورت معنایی نداره و این کلا تو فرهنگشونه که اشکالی نداره بچس! و همونا بزرگ میشن میشن خواهرشوهر من که با لباس زیر جلو همسرم میاد و جلو نامحرم هم میتونه با تاپ بیاد (الزاما اینا ربطی به مناسک دین نداره. میشناسم کسی حجاب نداره ولی جلو محارمش هم باهمون بلیز شلواری میاد که جلو نامحرما میاد یعنی درونا حیا داشته ولی اعتقاد به حجاب نداره و برعکسش هم هست که حجاب جلو نامحرمش کامله ولی جلو محارمش با پوشش خیلی بدی میاد که حیا درونیش کمتره)
درهرحال میدونم هرکس عقایدش متفاوته من فقط میخوام در شرایط فعلی بتونم بهتر زندگی کنم و اصلا نگفتم میخوام کسی رو تغییر بدم واقعا هیچوقت همچین چیزی تو ذهنم نبوده و در همین موضوع اخیر ذهنم باید راحت شه و اصلا نبینم چی اطرافم میگذره به قول آویژه منکه خط قرمزهارو رعایت میکنم.
البته من قبل از پسرم اهمیت کارهای اطرافیانم (اعتقادی) کمتر بود و هرچی ناراحتی بود کاملا به حسادت زنانه مربوط بود نه دین (مثالش همون پوشش دختر خاله همسرم و دست دادنشه. فقط واس من اینکه با همسرم و جلوش چطوریه مهم بود که ربطی به دین نداشت و حسادت زنانست یعنی اگه همسرم در اون محیط نبودو اون خانم با یک لباس خیلی لختی بود برام اهمیت خیلی کمی داشت) و الان هم فکر میکنم یک بخشی از جریان نگرانی بابت تربیت پسرمه و بازهم یک بخشش حسادت زنانست! که سعی میکنه بره در پوشش تربیت فرزند!
- - - Updated - - -
نمیدونم چرا صفحه قبل تاپیک که میرم از کاربریم خارج میشه و نمیتونم برای پست هاتون تشکر بزنم









علاقه مندی ها (Bookmarks)