نقل قول نوشته اصلی توسط سحر بهاری نمایش پست ها
سلام
خواهش میکنم ...
من پاسخ شما رو کامل خوندم و دیدم جایی از متن در جواب آقای مدیر مطلبی نوشتید که مطالبی بنظرم رسید تا پاسخ ایشان من این مطالبی رو که به ذهنم رسیده خدمتتون عرض کنم؛


برای اینکه همسر شما به احساسات و نظرات شما توجه کنن باید در نزد شما (
احساس ارزش کنن و بدونن شما قدر ایشان رو میدونید)
یعنی چه با لباس های جذاب و چه با لباسهای معمولی همیشه برای شما ارزشمند هستند. در اینصورت تمایل بیشتری برای تغییر پوشش خواهند داشت.
پس در اینجا قدر شناسی ( قدر و ارزش اون رو میدونید ) و مقبولیت در نظر شما ( یعنی همانطور که هست دوست داشتنی ست) از اهمیت بالایی برخوردار هست. در کنار اون توجه ، محبت ، اعتماد، عدم شکایت و عیب جویی و ... بسیار کمک کننده هست.
در مطالب قبل توصیه کردم انرژی بدید انرژی دریافت کنید،
هر عملی واکنشی در پی خواهد داشت و اینکه سهم خودتون رو در نشاط آفرینی فراموش نکنید و منتظر دیگری نمانید.
از طرفی
تمرکز بیش از حد شما بر ظاهر همسرتون باعث شده خصلت های بد ایشان برای شما پر رنگ تر شده و به ناراحتیتون دامن بزنند در حالی که هر شخصی دارای ویژگی های مثبتی هم هست و میشود به اونها هم توجه کرد.

در پایان سه توصیه در کنار موارد ذکر شده بالا برای تغییر پوشش همسرتون میکنم؛

* یک سبد تهیه کنین و مقداری از لباس های نوی کوچیک شده و کمتر استفاده شده خودتون و فرزندانتون رو داخلش بگذارین و به همسرتون بگین اگر تو هم دوست داری لباسی روی اینها بگذار تا بتونیم به چند مستمند کمک کنیم. اگر استقبال کردند این فرصت رو دارین که چند لباس نو جایگزین کنین.
* میتونین به بهانه های مختلف هدایایی برای ایشان بخرین و این هدایا رو با توجه به سلیقش تهیه کنین تا جایگزینی برای موارد قدیمی و کهنه باشن.
* علاقه ها و سرگرمی های مشترک رو شناسایی کنین و انجامش بدین، مثل کوهنوردی، دیدن فیلم ، بازی و ... و سعی کنید به ایشون نشون بدید که به سلیقه و علاقه مندی هاش احترام میگذارین که این کار باعث صمیمیت بیشتر و توجه متقابل خواهد شد.
در جایی از نوشتتون خوندم ؛

شما برای تجربه ی یک حال خوب
نیاز به تغییر دیگران یا ورود به روابط نادرست ندارید بلکه نیاز به تغییرات درونی دارید. این تغییرات با عزم خودتون و مراجعه ی حضوری کم کم بوجود خواهد آمد. شما اگر با هر مرد دیگری هم ازدواج میکردید باز هم اون فرد از دنیای خیالی شما فاصله داشت و در او هم دنبال بزرگ کردن موارد منفی دیگری بودید.

روابط نادرست با قصد تأمین نیازهای عاطفی نتها کمک کننده نیست بلکه باعث ضررهای متعدد وجبران ناپذیری خواهد شد که بیش از گذشته سلامت روان شما رو تهدید خواهد کرد.




سحر بهاری عزی واقعا ممنونم از اینکه وقت میزارین و جواب منو میدین.
من بارها اینکارو کردم خودم پیراهنی که دوست داشتمو براش خریدم بعد یکی دوبار پوشیدن با طلبکاری گفت این سایزش به درد من نمیخوره بزرگ گرفتی یعنی چند بازر تو ذوقم زده متاسفانه تیپ خوبی هم نداره که هر لباسی بهش بیاد شونه های باریک شکم بزرگ واسه همین من نمیدونم چه سایزی بگیرم .
حالا همه اینا به کنار من یه روز تصمیم میگیرم درون خودم تغییر ایجاد کنم ولی اون با بداخلاقی و فحشاش منو دوباره به سر نقطه اول میبره .خلی خستم خیلی .خیلی بده کنا رکسی زندگی کنی که
هیچ رفتار محبت امیزی ازش نبینی .من واقعا خیلی ادم عقده ای شدم

- - - Updated - - -

نقل قول نوشته اصلی توسط mahtam نمایش پست ها
دوست عزیز من چندتا چیز ازت می پرسم دقیق جواب بده .
1: آیا همسرتون گرچه ظاهر (از نطر شما ) زیبایی ندارند ، مرتب و تمیز هستند ؟ یعنی تمیز و مرتب بودن یکی از عوامل زیبایی
2: شما به همسرتون علاقه دارید ؟ عشق و دوست داشتن باعث میشه طرفت هر چقدر نا زیبا باشه به چشمت قشنگ بیاد
3: آیا تیپ زیبا دارند ؟ شیک پوشی ایشون چگونست ؟ میتونین تشویقشون کنین بهتر باشن ؟ بخشی از زیبایی برمیگرده به تیپ و مدل لباس پوشیدن و الان دیگه با این چیزهایی که درباره زیبایی ائمده (مثل عمل ، رنگ مو و ... ) زشتی معنایی نداره
4: و در آخر ، زیبایی تنها به ظاهر صورت و چهره محدود نمیشه . مدل حرف زدن ، شخصیت و حتی راه رفتن و نشتن فرد باعث میشه ما یک شخصی رو زیبا قلمداد کتیم.
به این سوالات پاسخ بده عزیز
سلام
1.در جواب سوال اول شما .بله مرتب و تمییز هست
2.نه علاقه ندارم هر وقت اومدم دوستش داشته باشم کتک و رفتار بدش اومد تو ذهنمو داغونم کرد و بیشتر ازش متنفر شدم
3.میتونه خوشتیب باشه ولی چون اصلا اهل تغییر نیست اصلا حاضر به پوشیدن بعضی لباس ها نیست
4.متوجه میشم چی میگین خودم بارها ادمایی رو دیدم که اصلا خوشگل و خوشتیپ نبودن ولی نوع رفتارشون جذابشون کرده.
نه متاسفانه همه کاراش مثله پیرمداست .نوع نشستنش نوع رفتار کردنش.نوع حرف زدنش .هیچ کدوم واسه من جذابیتی ا نددداشت وو نداره

- - - Updated - - -

بهم میگن از رویا و خیالپردازی در بیا .بیا تو واقعیت ولی من نمیتونم من تنها راه دلخوشیم تو زندگی اینه که خودمو همسرمو تصور کنم و برم تو خیالات این کار بهم ارامش میده .حتی خوابامم همین حسو رنگو داره وقتی از خواب پب میشم کلی ناراحتم که چرا خواب بود همه چیز.شوهرم متاسفانه خیلی ادم سفت و سختیه مثله سنگ حاضره سال ها با من جنگ کنه دعوا کنه ولی یک بار در زندگیش تغییری ایجاد نکنه .حتی من دوست دارم تغییر دکوراسیون بدم خونمون دعوا م میکنه .من کلا شدم یه بچه کوچیک که از اقا بالا سرش میترسه .میترسه چون الان میاد دعواش میکنه فحشش میده .