سلام.
عزیزم شما اصلا نظام باورهاتون منطقی نیست. باورها و تصمیمات تون ضد و نقیض هستند.
باید بشینید با خودتون فکر کنید و تصمیم منطقی بگیرید.
شما مهاجرت کردید و رفتید به یه کشور مدرن اما می خواید ازدواج سنتی کنید!
خب این معلومه غیرمنطقی و ضد و نقیض هست. در کشور مدرن نمیشه سنتی ازدواج کرد.
اگر ازدواج سنتی براتون مهم بود باید در ایران که جامعه ای نیمه سنتی هست می موندید.
باید بشینید با خودتون تصمیم بگیرید. زندگی مدرن می خواید یا سنتی؟
در ازدواج سنتی افراد منطقی میرن جلو و بعد ازدواج می کنن.
ولی در ازدواج مدرن، افراد با هم آشنا و دوست میشن، عاشق میشن و بعد ازدواج می کنن.
نکته دیگه که جواب تون رو خودتون می دونید. یه مشکل اصلی شما عدم روابط تون هست. خواستگار یا کلا پسر از آسمون پیدا نمیشه. بلکه باید توی موقعیتش باشه.
الان شما توقع دارید خواستگار/پسر از کجا پیدا بشه و از شما خوشش بیاد؟
مهمونی و جمع های حتی سالم که نمی رید. توی دانشگاه هم انقدر گارد دارید اجازه نمیدید حتی اگر کسی از شما خوشش اومده پا پیش بذاره.
توی هر جایی هم پسر خوب هست و هم پسر بد. پسرهایی هستن که فقط دنبال سواستفاده و روابط موقت و رابطه جنسی هستن. خیلی پسرها هم هستن پاک و ساده هستن و دنبال ساختن زندگی و عشق می گردن.
شما باید منطقی رفتار کنید و بتونید تا حدودی این افراد رو از هم تشخیص بدید.
با این رویه که این چند سال پیش گرفتید بازنده اید. فقط عمرتون رو تلف می کنید. خیلی زود متوجه میشید که اشتباه کردید و سالهایی که می تونستید چقدر خوش و شاد باشید رو در افسردگی و تنهایی تلف کردین.
قبول دارم هر تغییری اولش خیلی سخته. براتون خیلی سخته وقتی سالها این طوری زندگی کردید بخواید عوضش کنید. ولی قرار نیست یک شبه انقلاب کنید. کم کم شروع کنید.
می تونید از همون پسر اصفهانی که گفتید پسر خوبی به نظر می رسه شروع کنید. یه قدم زدن با هم مگه چی بود که شما 2 بار درخواستش رو رد کردید؟
مگه گفته بود بیا خونه مون با هم بخوابیم که شما انقدر با استرس ردش کردید؟
درک نکردید که زندگی و جوانی انقدر کوتاهه که ارزش این همه تفکرات و تعصبات پوچ رو نداره.
برای زندگی و عمر خودتون ارزش قائل بشید. زود دیر میشه








علاقه مندی ها (Bookmarks)