سلام
عجب اتفاقاتی افتاده.
آقای عماد همانطور که خود شما گفتی قبل از تصادف شرایط شما خیلی بد بوده و قطعا از اون بدتر نمیشه که، پس نگران چی هستی.
شکر خدا رو بجای بیاور که دائما تو همین دنیا داره به نفعت کار میکنه.
شما میتونستی از وقتی ایشون تصادف کرد ایشون رو ول کنی به امان خدا و بری دنبال زندگی ات. ولی نرفتی و موندی. تلاشت رو کردی مثل یه مرد واقعی.
حالا بگذار باقی چیز ها خودش حل بشه و لازم نیست شما نگران باشی، چون با مهارت هایی که از خودت گفتی، نشان از این هست که عکس العمل های شما کار رو خراب تر میکنه.
زندگی خودت رو بکن، همچنان به همسرت عشق بورز، اگر هم روزی یادش اومد، قطعا این چند سال بعد از تصادفش بهتر از هر دوره ای یادش هست، نگران نباش از چیزی.
پ ن : یادت باشه شما حق نداری از ادبیات تملک و منت گذاری هیچ وقت در زندگی استفاده کنی، چه بسا ریشه بخشی از مشکلات شما شیوه خواستگاری متملکانه ارباب رعیتی بوده باشه.
هیچ وقت به همسرت منت نگذار، اینکه خیال کنه کارها برای دل خودش انجام شده، نه برای دل شما قطعا براش با ارزش خواهد بود











علاقه مندی ها (Bookmarks)