مرسی
میدونستید به شیر زن وقتی واقع میشه که ازدواج کرده باشی حالا طرف متعهد نباشه من اینجوری منظورتون رو برداشت کردم
راستش خودمم نمیدونم میتونم یک شیر زن بشم یا نه
اگر پول به وفور همسر آیندم از خودش بزاره برای من شاید
شاید اون موقع منم شیر زن بشم یا دوباره جدا بشم نمیدونم
یعنی احتمال زندگیش شاید 10درصد به پایین که بتونم ادامه زندگی بدم این شکلی
اگرم ازدواج نکنم ترجیح میدم زن باقی بمونم و شیر زن نشم
حالا که آدم متعهد تا الان نیمده میخوام صد ساله دیگه هم نیاد و مجردی رو ترجیح میدم
ولی اگر نبود ترجیح میدم ازدواج نکنم تا به هر ضرب زوری ازدواج کنم
بارها اینارو به خانواده گفتم
ممکن همین امروز شیر زن بشم و یکی رو انتخاب کنم ولی فردا بگم نه
چون واقعا هزار میلیارد یا تیلیارد ها تیلیارد ارزش بیمار شدن منو یک گوشه از تيمارستان بیفتم رو نداره
ترجیح میدم انسان بمونم
بخدا اگر ازدواج نکنم راحت ترم حتی با متعهدش بخدا ااااا من دوست ندارم دیگه ازدواج کنم
الان چی منو ناراحت میکنه اصرار خانواده
بخاطره اصرار خانواده زندگیم فلج شده
یعنی من از صبح که بیدار شدم تو ذهنم با همه درگیرم تا شب
همش باید توهین کنم به همه تا دست از سرم بردارن
بجای اینکه این انرژی به این زیادی صرف درس بشه صرف کار بشه داره صرف مصخره ترین چیز دنیا که حتی نمیتونی بگی این یکی از معنی های زندگیمه بشه
من چیزی جز بدبختی تو متاهلی ندیدم میخواید باور کنید یا نکنید
شایدم چون ادامه تحصیل میخوام بدم حس اعتماد بنفس میکنم
من با پسرم دارم زندگیمو میکنم و هیچی کم ندارم شادی که تو متاهلی هرگز نمیتونم پیداش کنم و همیشه یه غم یه دلهره میاد تو دلم اگر ازدواج کنم
الان من بهترین سالهای عمرمو دارم میگزرونم دوست ندارم این خوشحالی تموم بشه
حالا که دلم نمیخواد ازدواج کنم دقیقا چی به خانوادم بگم دست از سر من برداره تو بگو








علاقه مندی ها (Bookmarks)