به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 43

Hybrid View

  1. #1
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 20 مرداد 05 [ 19:43]
    تاریخ عضویت
    1396-1-29
    نوشته ها
    849
    امتیاز
    28,473
    سطح
    99
    Points: 28,473, Level: 99
    Level completed: 8%, Points required for next Level: 1,527
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialOverdriveTagger First ClassVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    2,634

    تشکرشده 2,355 در 760 پست

    Rep Power
    211
    Array
    هیچی......به قولی سر این یکی هم کردیم زیر آب

    اگه بخوام بشینم تعریف کنم که دیگه اون وقت تافردا صبح باید بخوندن ادامه بدین..
    فقط خلاصه اش این که
    خدا هم راضی نبود و خودش کارها رو راست و ریست کرد...
    منو خدا ی تیم خانوادم و خانوادش ی تیم:) وای چه روزهایی بود
    ..دوتا شرط مهریه و مسکن و گذاشتم ...از حرفای گیسو تو ذهنم جرقه زد....میدونستم رو 100تا راضین.....ی جوری کارها چیده شد که خانوادم هم دیگه کوتاه اومدن.....یعنی گفتن با انجام این دوتا شرط قبول...باورم نمیشد دیگه به نفع اونا حرف نمیزنن.

    از اون طرفم مشاور ظن من و مبنی بر تفاوت دنیاهامون تایید کرد.....زن در نگاه کل خاندانشون یعنی ی موجود تر گل ور گل که خوب بپوشه و خوب خونه رو نگه داره و بقیه اش.....و البته خوب هم خرج کنه..... مشاور هم در جهت سربراه کردنش داشت نسخه میپیچید اونم با تردید!! ولی من دوست نداشتم خودم و تو تلاش و کلنجار رفتن تو یه همچین زندگی تصور کنم.....
    از دفتر مشاوره اومده بودم تو کوچه گررررررریه میکردم گفتم خدایا کار من نیست
    دلایلم برای نه گفتن از نظر خانوادم.......مادرم در واقع....بی معنی بود.....جلوی حرفای مامانم هم جوابی نداشتم گاهی میگفتم شاید راست میگه...بخت و طالع من همینه......ولی وقتی دیدم خدا هم اصلا راضی نیست دیگه جا پام محکم شد....پس ان شاله بعدی......
    استخاره گرفتم بد اومد....دوبار خودم و قران و باز کردم ایات خشم اومد...وقتی هم که خیلی تو فشار بودم ایه صبرو امتحان حضرت ابراهیم و مادر حضرت موسی میومد...
    فقط اونجایی حاجت روا شدم که گفتم خدایا من قدرت اینو ندارم که مانع این وصلت بشم خودت مانع شو.....چندین اتفاق افتاد......
    مادربزرگم به رحمت خدا رفت که اگه نمیرفت بله برون شده بود و اون موقع من شرط گذاشتن به هدف فرارو نمیدونستم ....دیگه اینکه.غیر از یک بارش که من کنسل کردم....3بار صبح زود پاشدیم. بریم ازمایش ....ولی نتونستیم ازمایش بدیم !!مگه میشه؟؟؟ !!!! اخرشم نه ما کوتاه اومدیم نه اونا و خدارو شکر تامام:)...بماند که فقط ی بار مامانم گفت پس بعدی دیگه هر چیه باید بری....تو دلم میگم خدای من همیشه هست.
    از بابت اقا پسر هم اصلا عذاب وجدان ندارم چون من بهش گفتم و....میگفت شناخت درستی از من نداریو...اخرشم که من چیزی نگفتم خودشون قبول نکردن...اونهارم خدا منصرف کرد درواقع...

    میخواستم خلاصه بگم....نشد باز....روم به دیوار.

  2. 2 کاربر از پست مفید الهه زیبایی ها تشکرکرده اند .

    gholam1234 (یکشنبه 24 فروردین 99)

  3. #2
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    شنبه 25 بهمن 04 [ 23:11]
    تاریخ عضویت
    1393-12-20
    نوشته ها
    3,225
    امتیاز
    98,492
    سطح
    100
    Points: 98,492, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    8,100

    تشکرشده 7,109 در 2,468 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط الهه زیبایی ها نمایش پست ها

    هیچی......به قولی سر این یکی هم کردیم زیر آب
    ..دوتا شرط مهریه و مسکن و گذاشتم ...از حرفای گیسو تو ذهنم جرقه زد


    پس جرقه های اولیه کار خانم گیسوکمند بود :)
    سر این بنده خدا را بردید زیر آب ، و کارشو ساختید بعد میگید خواست خدا بود
    شما و خانم گیسوکمند با هم تیم خیلی خطرناکی میشید :)




    ان شالله خیره .


    ​​
    ویرایش توسط باغبان : یکشنبه 24 فروردین 99 در ساعت 01:25

  4. کاربر روبرو از پست مفید باغبان تشکرکرده است .

    الهه زیبایی ها (یکشنبه 24 فروردین 99)

  5. #3
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 04 آبان 04 [ 14:51]
    تاریخ عضویت
    1398-6-08
    نوشته ها
    1,079
    امتیاز
    25,181
    سطح
    95
    Points: 25,181, Level: 95
    Level completed: 84%, Points required for next Level: 169
    Overall activity: 4.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    1,702

    تشکرشده 2,261 در 917 پست

    Rep Power
    227
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط الهه زیبایی ها نمایش پست ها
    هیچی......به قولی سر این یکی هم کردیم زیر آب

    اگه بخوام بشینم تعریف کنم که دیگه اون وقت تافردا صبح باید بخوندن ادامه بدین..
    فقط خلاصه اش این که
    خدا هم راضی نبود و خودش کارها رو راست و ریست کرد...
    منو خدا ی تیم خانوادم و خانوادش ی تیم:) وای چه روزهایی بود
    ..دوتا شرط مهریه و مسکن و گذاشتم ...از حرفای گیسو تو ذهنم جرقه زد....میدونستم رو 100تا راضین.....ی جوری کارها چیده شد که خانوادم هم دیگه کوتاه اومدن.....یعنی گفتن با انجام این دوتا شرط قبول...باورم نمیشد دیگه به نفع اونا حرف نمیزنن.

    از اون طرفم مشاور ظن من و مبنی بر تفاوت دنیاهامون تایید کرد.....زن در نگاه کل خاندانشون یعنی ی موجود تر گل ور گل که خوب بپوشه و خوب خونه رو نگه داره و بقیه اش.....و البته خوب هم خرج کنه..... مشاور هم در جهت سربراه کردنش داشت نسخه میپیچید اونم با تردید!! ولی من دوست نداشتم خودم و تو تلاش و کلنجار رفتن تو یه همچین زندگی تصور کنم.....
    از دفتر مشاوره اومده بودم تو کوچه گررررررریه میکردم گفتم خدایا کار من نیست
    دلایلم برای نه گفتن از نظر خانوادم.......مادرم در واقع....بی معنی بود.....جلوی حرفای مامانم هم جوابی نداشتم گاهی میگفتم شاید راست میگه...بخت و طالع من همینه......ولی وقتی دیدم خدا هم اصلا راضی نیست دیگه جا پام محکم شد....پس ان شاله بعدی......
    استخاره گرفتم بد اومد....دوبار خودم و قران و باز کردم ایات خشم اومد...وقتی هم که خیلی تو فشار بودم ایه صبرو امتحان حضرت ابراهیم و مادر حضرت موسی میومد...
    فقط اونجایی حاجت روا شدم که گفتم خدایا من قدرت اینو ندارم که مانع این وصلت بشم خودت مانع شو.....چندین اتفاق افتاد......
    مادربزرگم به رحمت خدا رفت که اگه نمیرفت بله برون شده بود و اون موقع من شرط گذاشتن به هدف فرارو نمیدونستم ....دیگه اینکه.غیر از یک بارش که من کنسل کردم....3بار صبح زود پاشدیم. بریم ازمایش ....ولی نتونستیم ازمایش بدیم !!مگه میشه؟؟؟ !!!! اخرشم نه ما کوتاه اومدیم نه اونا و خدارو شکر تامام:)...بماند که فقط ی بار مامانم گفت پس بعدی دیگه هر چیه باید بری....تو دلم میگم خدای من همیشه هست.
    از بابت اقا پسر هم اصلا عذاب وجدان ندارم چون من بهش گفتم و....میگفت شناخت درستی از من نداریو...اخرشم که من چیزی نگفتم خودشون قبول نکردن...اونهارم خدا منصرف کرد درواقع...

    میخواستم خلاصه بگم....نشد باز....روم به دیوار.
    تفاوت دنیاتون رو میتونین بیشتر توضیح بدین؟
    اینکه خاندانشون فک میکنن که دختر باید خانه رو خوب نگه داره، مختص به این خاندان نیست، الان اکثرا اینجوری فک میکنن و اکثر دخترا هم با این قضیه مشکل دارن و خواهان فعالیتهای اجتماعی هستن. به عبارت دیگه کار در خانه را خیلی افتخار نمیدونن.
    میگم صد تا سکه راضی بودن؟ مگه شما چند تا اعلام کردین؟ یا ابوالفضل

  6. کاربر روبرو از پست مفید gholam1234 تشکرکرده است .

    الهه زیبایی ها (دوشنبه 25 فروردین 99)

  7. #4
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 20 مرداد 05 [ 19:43]
    تاریخ عضویت
    1396-1-29
    نوشته ها
    849
    امتیاز
    28,473
    سطح
    99
    Points: 28,473, Level: 99
    Level completed: 8%, Points required for next Level: 1,527
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialOverdriveTagger First ClassVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    2,634

    تشکرشده 2,355 در 760 پست

    Rep Power
    211
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط gholam1234 نمایش پست ها
    تفاوت دنیاتون رو میتونین بیشتر توضیح بدین؟
    اینکه خاندانشون فک میکنن که دختر باید خانه رو خوب نگه داره، مختص به این خاندان نیست، الان اکثرا اینجوری فک میکنن و اکثر دخترا هم با این قضیه مشکل دارن و خواهان فعالیتهای اجتماعی هستن. به عبارت دیگه کار در خانه را خیلی افتخار نمیدونن.
    میگم صد تا سکه راضی بودن؟ مگه شما چند تا اعلام کردین؟ یا ابوالفضل :18
    2گفتم که شرطها به هدف فرار بود و اثبات تردیدهام برای خانواده ......شما نترس اقا غلام مهریه دیگه کسی زیاد نمیبره....قانون زندان هم برداشته شده.
    :
    سلام
    من کار خونه رو علاقه دارم اشپزی و عار نمیدونم...عاااااااشق بچه ام و عار نمیدونم خودمم پسر بودم همچین دختری میخواستم .... اصلا منظورم اینها نبود ...موندن تو این مرحله رو دوست ندارم اینکه فقط نقشم خونه همسر همینها باشه رو دوست ندارم.....ولی خانمهای خانوادشون هنینجوری بودن!!اونم فقط همینهارو دیده بود!!!میگفت خانمهای ما نمیدونن شوهراشون چقدر حقوق میگیره فقط میگن چقدر پول میخوان!!
    دیگه شما تا اخرشو بخون!!
    مشاور هم تایید کرد اختلاف فرهنگی و دیدمونو...
    و حتی اختلاف مذهبی که من راحت با ی نمره قابل قبول پروندش و بسته بودم!!
    من میدونم از ازدواج چی میخوام ولی وقتی اونی که من میخوام نیست....با توجه به اونی که جلو رومه معیارها بالاپایین میشه مثلا معیار مذهب خیلی مهمه برام ولی تو این چند ساله دیدم باید نمره قبولی رو بیارم پایین چون نیست اونجوری که بهم بخوریم!
    اینکه با توجه به شرایط خودم جامعه و عصری که توش هستم....معیارها بالاپایین میشه به این معنی نیست که من نمیدونم از ازدواج جی میخوام یا ثبات ندارم! روی طرح اولیه انعطاف داشتن که کار درسته!
    باید ببینم در ازای چیزی که ازش میگذرم چه جیز دیگه ای جایگزین میشه.و اینها مشاوره و وقت میبره.
    ازدواج برای پسری که میتونه بارها و بارها خواسته اش و بگه راحت نیست چه برسه به دختر!

    باور کنید بهم خوردنش خواست خدا بود اسبابش و از طریق من جور کرد.
    دلم روشنه شکرخدا
    ویرایش توسط الهه زیبایی ها : دوشنبه 25 فروردین 99 در ساعت 08:17

  8. کاربر روبرو از پست مفید الهه زیبایی ها تشکرکرده است .

    gholam1234 (دوشنبه 25 فروردین 99)

  9. #5
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 04 آبان 04 [ 14:51]
    تاریخ عضویت
    1398-6-08
    نوشته ها
    1,079
    امتیاز
    25,181
    سطح
    95
    Points: 25,181, Level: 95
    Level completed: 84%, Points required for next Level: 169
    Overall activity: 4.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    1,702

    تشکرشده 2,261 در 917 پست

    Rep Power
    227
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط الهه زیبایی ها نمایش پست ها
    سلام
    من کار خونه رو علاقه دارم اشپزی و عار نمیدونم...عاااااااشق بچه ام و عار نمیدونم خودمم پسر بودم همچین دختری میخواستم .... اصلا منظورم اینها نبود ...موندن تو این مرحله رو دوست ندارم اینکه فقط نقشم خونه همسر همینها باشه رو دوست ندارم.....ولی خانمهای خانوادشون هنینجوری بودن!!اونم فقط همینهارو دیده بود!!!میگفت خانمهای ما نمیدونن شوهراشون چقدر حقوق میگیره فقط میگن چقدر پول میخوان!!
    دیگه شما تا اخرشو بخون!!
    مشاور هم تایید کرد اختلاف فرهنگی و دیدمونو...
    و حتی اختلاف مذهبی که من راحت با ی نمره قابل قبول پروندش و بسته بودم!!
    من میدونم از ازدواج چی میخوام ولی وقتی اونی که من میخوام نیست....با توجه به اونی که جلو رومه معیارها بالاپایین میشه مثلا معیار مذهب خیلی مهمه برام ولی تو این چند ساله دیدم باید نمره قبولی رو بیارم پایین چون نیست اونجوری که بهم بخوریم!
    اینکه با توجه به شرایط خودم جامعه و عصری که توش هستم....معیارها بالاپایین میشه به این معنی نیست که من نمیدونم از ازدواج جی میخوام یا ثبات ندارم! روی طرح اولیه انعطاف داشتن که کار درسته!
    باید ببینم در ازای چیزی که ازش میگذرم چه جیز دیگه ای جایگزین میشه.و اینها مشاوره و وقت میبره.
    ازدواج برای پسری که میتونه بارها و بارها خواسته اش و بگه راحت نیست چه برسه به دختر!

    باور کنید بهم خوردنش خواست خدا بود اسبابش و از طریق من جور کرد.
    دلم روشنه شکرخدا

    اینا بنظرم همه نسبی هست و از یه نفر به نفر دیگه فرق میکنه. خب درسته بعضیا فک میکنن لزومی نداره حقوقشون رو لو بدن، بعضیا هم لازم میدونن تا رقم آخرش بگن. بعضی از خانمها هم فک میکنن همون جلسه اول همه چیز حقوق طرف رو بدونن، بعضیا هم نه لزومی نمیبینن یا بصورت غیرمستقیم میپرسن. دیگه آدم با آدم فرق داره.

    در مورد تعدیل معیارهاتون بهتون تبریک میگم. این نشون میده که چشمان بازی دارین و حالت جامد ندارین. این خیلی خوبه ...

  10. #6
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 31 تیر 04 [ 16:23]
    تاریخ عضویت
    1397-1-08
    نوشته ها
    150
    امتیاز
    8,453
    سطح
    62
    Points: 8,453, Level: 62
    Level completed: 1%, Points required for next Level: 297
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    233

    تشکرشده 371 در 127 پست

    Rep Power
    42
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط الهه زیبایی ها نمایش پست ها
    قانون زندان هم برداشته شده.
    تا 110 تا ضمانت اجرای جلب داره. حتی اگه اعسار بگیره و تقسیط بشه ولی نتونه پیش قسط و اقساط رو بده هم میره.


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 01:13 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.