به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 27

Hybrid View

  1. #1
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 31 مرداد 04 [ 19:12]
    تاریخ عضویت
    1391-7-15
    محل سکونت
    زیر باران
    نوشته ها
    797
    امتیاز
    25,533
    سطح
    96
    Points: 25,533, Level: 96
    Level completed: 19%, Points required for next Level: 817
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger First ClassOverdriveSocial25000 Experience Points
    تشکرها
    2,336

    تشکرشده 1,642 در 598 پست

    Rep Power
    165
    Array
    سحربهاری عزیز
    خیلی ممنونم ازت. دارم کم کم این روال طبیعی رو می پذیرم. نمیخوام خودم رو گول بزنم. واقعا عروس جدید دلنشین و خوبه و چون تازه وارد هست یک احترام و برخورد متقابل دو طرفه ی خیلی قشنگی بین عروس جدید و خانواده همسرم هست که منو یاد اوایل ازدواجم میندازه.
    در مورد رفتار گفتید ، اتفاقا خیلی سعی کردم مراقب رفتارم باشم. که نه تنها ناراحتیم رو در رفتار نشون ندم بلکه در عمل خوشحال هم باشم و از خریدها و کارهایی که برای عروس جدید کردند ابراز خوشحالی کنم. علتش این بود که دوست نداشتم شادی وصف ناپذیر اونها رو خراب کنم که هیچ دوست داشتم خودم رو شریک شادی هاشون کنم تا از این طریق حسن نیتم رو بهشون نشون بدم. از این نظر خداروشکر مشکلی ندارم. فقط مسأله درون خودم هست که میخوام اصلاحش کنم و فکر میکنم اگر حتی بعضی مواقع درونم ناراحت باشه( به هرعلتی) و اصلا از ظاهرم مشخص هم باشه نیازی نیست که به خاطرش پیش دیگران شرمنده یا ناراحت باشم .

    میشل عزیزم

    خیلی ممنون از توجهت و لطفی که به من داری، چندین بار متنت رو خوندم. امیدوارم شایسته اونچه برای من نوشتی باشم.
    دیروز بعد ازظهر مراسم تموم شد و توی مسیر بازگشت به خونه ی خودمون بودیم ، همین طور که داشتیم برمی گشتیم خیلی فکر کردم ،انواع و اقسام فکرها اومد به سراغم ،غم،ناامیدی،مقایسه و دنبال راه حل بودم. اما بالاخره بعد کلی فکر کردن آروم شدم چون تونستم تا حدی برای سوال هام جواب پیدا کنم. انگار همین که از اونجا فاصله می گرفتیم من هم از افکاری که در اونجا داشتم ،فاصله می گرفتم . کم کم احساساتم مثبت تر شد ، تا اینکه احساس عشق پیدا کردم.
    دیروز بعد مدت ها دوباره مثل قبل عاشق همسرم شدم،جوری که فکر میکردم اوایل عقدمون هست. جوری برام این احساس غیر منتظرانه بود که فکر میکنم فقط میتونه لطف خدا باشه. اونقدر عاشق همسرم شدم که حداقل میتونم بگم توی دوسال اخیر تجربه اش نکرده بودم. درست مثل اوایل عقدمون عاشقش شدم. اصلا فکر نمیکردم دوباره بشه اون احساس زیبا رو تجربه کرد. فکر می کردم اون احساس برای دوران عقد هست فقط. چقدر زندگی با عشق زیباست،چقدر باشکوهه.
    امیدوارم این احساساتی که دارم تجربه میکنم به لطف خداوند ماندگار باشه.

    البته با این وجود هم توقع ندارم احساسات منفی ام به یکباره از بین بره. اما همین احساس خوبی که الان دارم هم جای شکر داره برام.
    اندکی صبر، سحر نزدیک است.

  2. 3 کاربر از پست مفید Eram تشکرکرده اند .

    میشل (یکشنبه 31 فروردین 99), سحر بهاری (شنبه 30 فروردین 99)

  3. #2
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    شنبه 14 بهمن 02 [ 11:21]
    تاریخ عضویت
    1398-4-16
    نوشته ها
    1,559
    امتیاز
    27,432
    سطح
    98
    Points: 27,432, Level: 98
    Level completed: 9%, Points required for next Level: 918
    Overall activity: 99.0%
    دستاوردها:
    OverdriveVeteranTagger Second Class25000 Experience Points
    تشکرها
    1,379

    تشکرشده 2,656 در 1,207 پست

    Rep Power
    295
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط Eram نمایش پست ها
    در مورد رفتار گفتید ، اتفاقا خیلی سعی کردم مراقب رفتارم باشم. که نه تنها ناراحتیم رو در رفتار نشون ندم بلکه در عمل خوشحال هم باشم

    فکر میکنم اگر حتی بعضی مواقع درونم ناراحت باشه( به هرعلتی) و اصلا از ظاهرم مشخص هم باشه نیازی نیست که به خاطرش پیش دیگران شرمنده یا ناراحت باشم .

    .
    ممنونم
    ببنین من دقیقا با توجه به متن ارسالی شما پاسخ دادم . اینکه نوشتین ؛

    نقل قول نوشته اصلی توسط Eram نمایش پست ها
    هروقت خانواده همسرم به عروس جدید محبت می کنند من یه حس بدی پیدا میکنم. هرچه محبت بیشتر باشه من ناراحتیمو نشون میدم طوری که خیلی میرم توی خودم.
    نقل قول نوشته اصلی توسط Eram نمایش پست ها
    من طاقت شنیدن تعریف و تمجید عروس جدید رو اصلا ندارم.
    فکر میکنم خیلی این مسأله عمیق باشه در من.
    این شاید یک نوع انحصارطلبی یا تمامیت خواهی باشه.
    انقدر ناراحتم که دوست دارم هرچه زودتر از پیش خانواده همسر بریم.
    این حالت فعلا در عمل نمود نداره اما در نهایت در صورت عدم پیگیری و رفع تبدیل به عمل اشتباه میشه. من این مسئله رو با توجه به نوشته های شما زنگ خطر میبینم .

    در مورد تکه ی پایانی نوشتتون مسئله متفاوت هست. برخی مواقع شما مثلا بابت اینکه امروز نتونستین کارتون رو انجام بدین ناراحتین و این در ظاهرتون مشخص میشه، قاعدتا افرادی که در کنار شما هستن این موضوع رو درک میکنن و ازتون میخوان در فرصت دیگری بهش بپردازین.
    اما زمانی که مسئله ای مثل همین مورد شما رو ناراحت میکنه ، اگر در ظاهرتون هم هویدا بشه قطعا دیگران مجازند هر کدوم برداشت های خودشون رو داشته باشن و شما رو در ذهنشون با توجه به اون برداشت متصور بشن. اینجا کسی با شما همدردی نمیکنه و برعکس مورد قضاوت، طرد شدن و ... قرار میگیرین و رفته رفته این حالت ها شدیدتر میشن.

    پس باید دقت کنین که مسائل رو تفکیک کرده و گرفتار نشین.

    شما بتنهایی با این تاپیک و مسائل پراکنده اون به ریشه یابی نمیرسین و در این بین ممکن هست از روند مشاوره هم فاصله بگیرین. ریشه ها بدست بیان حل مسائل تسهیل پیدا میکنن بهمین علت باز از شما تقاضا میکنم در اولین فرصت با مشاوره محترم در ارتباط باشین . پاینده باشین




  4. کاربر روبرو از پست مفید سحر بهاری تشکرکرده است .

    Eram (یکشنبه 31 فروردین 99)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 19:31 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.