سلام آقا غلام
ممنون که حرف بچه های همدردی رو زمین ننداختی و کمی تو ضیح دادی.
توضیحاتت برای ما هم خوبه.
تصمیم گیری، شامل چهار تا مرحله است:
حس کردن درست . خوب ببینی، خوب بشنوی، خوب بچشی، خوب بو کنی و خوب لمس کنی.
خیلی از ما تو این مرحله ضعف داریم . یعنی نمیبینیم طرف هوا بارونی یا افتابی، بعد تصمیم میگیریم بریم پیک نیک. بعد که بارون نیاد حسابی فحش و بد و بیراه میدیم.
پس باید خوب و دقیق از حواس استفاده کرد. خوب واکاوی کرد تا عناصر به مرحله حس کردن برسند. یعنی باید بدونی چیکار کنی تا بفهمی طرف غذای قورمه سبزی دوس داره یا نه. بعد که با حواست نه یا اره رو شنیدی میری مرحله بعدی.
این مرحله باید سلامت عبور کنی، مرحله توهم. با داده های مرحله قبلی تو هم میزنی
مرحله قبل که سالم رد بشی. میرسی به مرحله خیال. با اطلاعات ات خیال بافی میکنی. اگر اینجوری کنم. فلان میشه، اونجوری کنم بیسار میشه.
اگر مرحله خیال و توهم سلامت رد بشند، اطلاعات شما میرسند به وادی عقل. اینجاست که میتونی خوب انالیز کنی و تصمیم بگیری. اگر نتونی انالیز کنی هم سوختی.
حالا وقتی ما تصمیم درس و قوی بگیریم. دیگران توش نمیتونند تاثیر بگذارند. دیگران در زمان داده سازی و بخشی از آنالیز میتونند به ما مشورت بدند. ولی شما تصمیم که بگیری و محکم رو تصمیم ات بایستی. تا دیگران و نه زمزمه های درونی خودت زورشون بهت نمیرسن.
کلا روش خوبی رو رفتی برای انتخاب، هر چی بیشتر به شناخت دقیق تری از خودت برسی، نتایج ات بهتر میشند.
این روزها میگذرند. نگران نباش، توکلت به خدا باشه.
یه سری معیار های قوی برای انتخاب و ازدواج هم در نظر داشته باش. البته فکر میکنم داری و اینجا فرصت نشد بگی.
مثل تناسب اعتقادی، فرهنگی، اجتماعی،
یه نکته کنکوری اگر دیدی بعد همه انالیز ها و غیه آرامش با هم بودن ندارید، بدون که یه جای کار ایراد داره.
یا از ترس و ضعف خود ماست، یا انتخاب یه خللی داره.
آقا غلام مواظب خودت باش![]()








علاقه مندی ها (Bookmarks)