ترس شما طبیعیه
هر کسی جای شما بودند با این اتهامات از طرف همسر میترسیدن از نزدیک شدن
در صحبت اول همانطور که اشاره کردم این صحبت وقتی مشکل است که شما رفتار مناسب داشته باشید ولی پالس مثبتی از ایشان دریافت نکرده باشید
به نظر با یک وکیل خوب مشورت کنید که ایشان طوری شما رو راهنمایی کنند که در اتهامات بر علیه شما برای همیشه بسته بماند
باور بفرمایید خیلی از کارهایی که ما انجام میدهیم حاصل ناخودآگاه ماست که در کودکی پایه ریزی شده است
خوبیهای زندگی با ایشون رو بنویسید
.
.
بدیهای این زندگی را هم بنویسید
و یک سوال مهم همسرتون از اول اینطوری بودند یا بعد از چه مدت اینجوری شدند؟
شما در خونه بد اخلاقی میکردید؟
در رابطه با خودتان و آن تاپیکتان
آیا در کودکی به شما هی گفته میشد شما فرد موفقی نیستید شما نمیتونید موفق باشید شما یک شکست خورده به دنیا آمده ایدو دیگران اصلا شما رو جدی نمیگرفتند ؟
فرزند چندم خانواده هستید؟
آیا یک تروما در زندگی شما وجود داشته که تلاش کردید به چیزی برسید خیلی هم تلاش کردید ولی درست نشده آیا همچین چیزی بوده مخصوصا دوران کودکی و نوجوانی شما؟








علاقه مندی ها (Bookmarks)