بهاره خانوم از اینکه با من جلو اومدی و در مورد تاپیک من نظرتو گفتی تشکر می کنم.

1- من از قیاقه خانومم راضی هستم و اگر مشکلی میداشت نمیگرفتمش. حرفهایی که موقع دعوا گفتم واکنشی به حرفهایی بود که در مورد خانواده خودم شنیدم و این بخش نتیجه مستقیم توهین این خانم بود. پدر ایشون فکر کرده یک دختر به دنیا بیاره و بفرسته دانشگاه و این میشه ادب و تربیت و اخلاق.

2- درست گفتید تحمل وابستگی فکری ایشون به پدرشو ندارم و ابزار این کار در کم شدن ارتباط این دو نفر و قطع کامل ارتباط خودم با پدرش میدونم. من با باز کردن مسیر، ابزار قدرت در برابر پدر ایشون گذاشتم و بخشی از مشکل مربوط به مدیریت بد من بوده. اگر این وابستگی کم نشه این رابطه برای همیشه تموم شده بدونید.

3- پدر خانومم در افکار خودش خواست روند زندگی مشترک منو متوقف کنه. با خودش فکر میکرد یه مهریه سنگین از من میگیره و دخترشو در عرض دو سه ماه میفرسته خارج پیش اون دختر دیگه خودش! احتمالا در نقشه های زیبا و شیرین پدرش مهریه خانوم من می شد یه خونه زیبا در خارج از کشور!

برام در مورد فرزند نوشتید. به عنوان یک دوست به شما میگم در 50 سالگی خودتون قطعا نظرتون در مورد فرزند تغییر خواهد کرد و به درستی حرف من پی خواهید برد. فرزند اگر درست تربیت بشه میتونه بهترین نعمت برای یک انسان باشه.

در مورد جرات مندی که گفتید. باید بگم من از طلاق هیچ ترسی ندارم اما از زیر پا گذاشتن خواسته های درست خودم چرا! اگر این خانوم شروط منو قبول نکنه یک روز حتما خودم برای طلاق دادنش بدون اعلام قبلی اقدام میکنم. این خانوم روزی که جهیزیه خودشو جمع میکرد ببره شهرش، گریه میکرد چرا در این مدت کسی برای صلح نفرستادی سمت من. نفرستادم چون قبلا به ایشون گفته بودم اگر روزی جهیزیتو بردی وارد برزخ خواهی شد و شد. در مورد قطع رابطه من با پدرش ایشون یقین داره عمل میکنم و این سبب ترس اونها شده. در این تاپیک افراد دلسوز زیادی راههایی نشون دادند که قطعا میتونست زندگی منو یا حتی بدتر از منو دوباره برگردونه اما دقیق تر توجه کنید من بر روی خواسته های خودم ایستادگی کردم و ترسی از طلاق یا ضرر مالی ندارم.

من مشکلات خودمو متوجه شدم و برای اصلاح اونها اینجا هستم. بزرگترین مشکل من امضای اشتباهی بود که اول ازدواج دادم و امروز تاوان اون امضا پس میدم و تجربه گرانقدری کسب کردم.

قطعا من تا امروز در برابر مشکلات خوب مقاومت کردم و این تجربه برای من و نسل بعد از من هم قطعا سبب جلو گیری از تکرار ضررهای سنگین احتمالی خواهد شد. من برای هر پیش آمدی آماده هستم. من ارزشهایی در درونم دارم که برای من از همه چیز مهمتر هستند.

- - - Updated - - -

بهاره خانوم از اینکه با من جلو اومدی و در مورد تاپیک من نظرتو گفتی تشکر می کنم.

1- من از قیاقه خانومم راضی هستم و اگر مشکلی میداشت نمیگرفتمش. حرفهایی که موقع دعوا گفتم واکنشی به حرفهایی بود که در مورد خانواده خودم شنیدم و این بخش نتیجه مستقیم توهین این خانم بود. پدر ایشون فکر کرده یک دختر به دنیا بیاره و بفرسته دانشگاه و این میشه ادب و تربیت و اخلاق.

2- درست گفتید تحمل وابستگی فکری ایشون به پدرشو ندارم و ابزار این کار در کم شدن ارتباط این دو نفر و قطع کامل ارتباط خودم با پدرش میدونم. من با باز کردن مسیر، ابزار قدرت در برابر پدر ایشون گذاشتم و بخشی از مشکل مربوط به مدیریت بد من بوده. اگر این وابستگی کم نشه این رابطه برای همیشه تموم شده بدونید.

3- پدر خانومم در افکار خودش خواست روند زندگی مشترک منو متوقف کنه. با خودش فکر میکرد یه مهریه سنگین از من میگیره و دخترشو در عرض دو سه ماه میفرسته خارج پیش اون دختر دیگه خودش! احتمالا در نقشه های زیبا و شیرین پدرش مهریه خانوم من می شد یه خونه زیبا در خارج از کشور!

برام در مورد فرزند نوشتید. به عنوان یک دوست به شما میگم در 50 سالگی خودتون قطعا نظرتون در مورد فرزند تغییر خواهد کرد و به درستی حرف من پی خواهید برد. فرزند اگر درست تربیت بشه میتونه بهترین نعمت برای یک انسان باشه.

در مورد جرات مندی که گفتید. باید بگم من از طلاق هیچ ترسی ندارم اما از زیر پا گذاشتن خواسته های درست خودم چرا! اگر این خانوم شروط منو قبول نکنه یک روز حتما خودم برای طلاق دادنش بدون اعلام قبلی اقدام میکنم. این خانوم روزی که جهیزیه خودشو جمع میکرد ببره شهرش، گریه میکرد چرا در این مدت کسی برای صلح نفرستادی سمت من. نفرستادم چون قبلا به ایشون گفته بودم اگر روزی جهیزیتو بردی وارد برزخ خواهی شد و شد. در مورد قطع رابطه من با پدرش ایشون یقین داره عمل میکنم و این سبب ترس اونها شده. در این تاپیک افراد دلسوز زیادی راههایی نشون دادند که قطعا میتونست زندگی منو یا حتی بدتر از منو دوباره برگردونه اما دقیق تر توجه کنید من بر روی خواسته های خودم ایستادگی کردم و ترسی از طلاق یا ضرر مالی ندارم.

من مشکلات خودمو متوجه شدم و برای اصلاح اونها اینجا هستم. بزرگترین مشکل من امضای اشتباهی بود که اول ازدواج دادم و امروز تاوان اون امضا پس میدم و تجربه گرانقدری کسب کردم.

قطعا من تا امروز در برابر مشکلات خوب مقاومت کردم و این تجربه برای من و نسل بعد از من هم قطعا سبب جلو گیری از تکرار ضررهای سنگین احتمالی خواهد شد. من برای هر پیش آمدی آماده هستم. من ارزشهایی در درونم دارم که برای من از همه چیز مهمتر هستند.