به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 7 , از مجموع 7

Threaded View

  1. #2
    مدیران انجمن آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 25 بهمن 04 [ 23:11]
    تاریخ عضویت
    1393-12-20
    نوشته ها
    3,225
    امتیاز
    98,492
    سطح
    100
    Points: 98,492, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    8,100

    تشکرشده 7,109 در 2,468 پست

    Rep Power
    0
    Array

    مقدمه




    یکی از شاخه های تازه تأسیس روانشناسی با نام روانشناسی مثبت گراست که حدوداً دو دهه از عمر آن میگذرد.
    این شاخه با ارائۀ نظریات نوین و کاربردی، انقلاب و تحولی عظیم درنظریه پردازی و شیوه های روان درمانی ارائه کرده است.
    در این شیوه درمانی به جای تمرکز بر ناتواناییها و کنترل آنها، بر تواناییها و نکته های مثبت شخصیت انسانها تکیه شده است و در کنار به رسمیت شناختن ناتوانی ها و ضعفهای بشر، این نکته های مثبت برجسته شده اند.
    مارتین سلیگمن به عنوان نظریه پرداز این گرایش از روانشناسی ، معتقد است «فهم، درک و شفاف سازی ِ شادمانی و احساس ذهنی بهزیستی موضوع محوری روانشناسی مثبتگرا است»
    بنای این شاخه از روانشناسی به گونه ای منحصر به فرد مبتنی بر معنویت و معناست.




    روانشناسی مثبتگرا «با غلبه بر احساسات منفی و تغییر دادن آنها و بهبود عواطف مثبت و معنابخشی به زندگی، مشکلات روحی افراد را کاهش میدهد و بهزیستی افراد را ارتقا می بخشد» (190:2015, Donaldson )
    پیش از سلیگمن، در روان شناسی انسانگرا ،آبراهام مازلو با تکیه بر تواناییهای انسان و معنویت گرایی، اولین بار شیوه های نوین روان درمانی را ارائه کرده بود و با تکیه بر تواناییها و استعدادهای بالقوه انسان، مهمترین راهکار برون رفت بشر از میان مشکلات گسترده روانی و روحی را پرورش، گسترش و هدایت این استعدادها و شکوفایی تواناییهای درونی میدانست .
    مزلو معتقد بود خود شکوفایی ( self-Actualization ) یعنی گرایش بنیادی هر شخص برای تحقق بخشیدن به عینیت درآوردن هر چه بیشتر تواناییهای بالقوه ذاتی خود .
    در روانشناسی مثبتگرا نیز به گونه ای خاص و ویژه بر توانمندیها و استعدادهای درونی و شکوفایی آنها تکیه و تأکید شده است .
    نظریه پردازان این شاخۀ جدید روان شناسی معتقدند «برای رشد و بالندگی،،، زیستن باید در حد بهینه و مطلوب باشد و موقعیتهای خوبی همچون رشد شخصی، زایندگی و تاب آوری تجربه شود .




    یکی از کارکردهای مؤثر و عملی در عرفان و تصوف نیز پرورش استعدادهای درونی سالک، خودسازی و بارور کردن تواناییهای پنهان او از طریق شناخت خود (نفس) و آگاهی از زوایای پنهان آن است.
    «عرفان که به لحاظ ریشۀ لغوی، بر نوعی شناخت و بینش دلالت دارد در اصطلاح نوعی شناخت و معرفت مستقیم فراحسی و فراعقلی است و فرایند رفع موانع و کشف حجابهای قلب با نوعی سلوک یا جذبۀ آن را میسر می کند و بدین سان عارف به باطن، غیب و وحدت اصیل نهفته در وراء ظواهر و کثرتها وقوف مییابد. این روند سیر انفسی دارد و مستلزم کمال نفس است و از راه خودشناسی و اشراق درون حاصل میشود»
    (رحیمیان ، 1383 : 5 ) . تجربۀ اوج در عرفان از مصادیق بارز خودشکوفایی است. این نوع تجربیات توسط عارفان بارها بیان شده است ( عطار ، 1382 :208 ) .
    مزلو نیز اعتقاد دارد که در لحظات اوج، انسان نسبت به گذشت زمان و چگونگی مکانی که در آن قرار دارد، آگاهی ندارد. در روانشناسی مثبتگرا به این گونه غرق شدن در یک پدیده خاص غرقگی گفته میشود. «غرقگی یک حالت روانشناختی است که هنگام فعالیتهای جذاب رخ میدهد. در این حالت زمان به سرعت میگذرد و توجه به طور کامل روی فعالیت متمرکز میشود به طوری که فرد در آن لحظه خود را احساس نمیکند» (111: 2008,Rashid ) .
    کارکرد این نظریه در روان درمانی به این ترتیب است که فرد مورد مشاوره از طریق هدایت به سوی استعدادهای دلخواه که در وجود او نهفته است، هر چه بیشتر به توانمندیها و علایقش جذب میشود و به جای نشخوار افکار منفی و پریشان که به علت حالت حواسپرتی و عدم تمرکز بر روی یک فعالیت دلخواه شکل میگیرد، حالت ذهنی رضایت و انگیزه در آنها به وجود میآید و در نهایت، این غرقگی در فعالیت دلخواه، به ارتقای شادکامی در افراد منجر میشود . بنابراین پرورش تواناییهای درونی انسان مهمترین ابزار برای نیل به کمال، توانمندسازی و تقویت تاب آوری اوست.




    «یکی از مهمترین موضوعاتی که جلال الدین محمد مولوی در آرا و آثار خویش به طور جدی به آن پرداخته است تحلیل ابعاد و مراتب مختلف روح انسانی و شرایط تحول و شکوفایی نیروهای درونی و چگونگی پرورش آنهاست»
    مولوی ازجمله اندیشمندانی است که شخصیت را از دیدگاه پدیدارشناختی بررسی کرده است .
    در داستان «اعرابی درویش و همسر او» با یک زن نگران و مضطرب روبه رو هستیم که نیاز به مشاوره و درمان روحی و روانی دارد.
    بر اثر فقر و فاقه، نیروی مقاومت و تابآوری او کاهش مییابد و با پرخاشگری و اضطراب با کمبودِ پیش آمده برخورد میکند و اعرابی همچون یک روانکاو او را متوجه نیروها و توانمندیهای درونی خود میکند و سرانجام، این مشاوره نتیجه میدهد و همسر اعرابی با نگاهی مثبت و سازنده به مشکلات مینگرد و به آن پاسخ میدهد.
    در پژوهش پیش رو، این روند مشاوره و درمان چهار مرحله ای که در روان شناسی مثبتگرا «درمان و مشاوره توانمند ـ مدار» نام گرفته است ـ تحلیل میشود.




    در رویکرد درمانی توانمند ـ مدار، درمانگران در حکم متخصصانی نیستند که اطلاعات لازم را در اختیار درمانجویان قرار میدهند؛
    بلکه درمانجویان و درمانگران در کنار یکدیگر تلاش می کنند معنایی برای تجربه های درمانجو به وجود آورند ( براتی سده ،1391: 107).
    این روش درمانی شامل چهار مرحله است که عبارت اند از:
    1. تصریح سازی یا روشن سازی ،
    2. مجسم-سازی ،
    3. توانمندسازی ،
    4.شکل گیری نهایی.
    در ادامه مراحل این روش درمانی در داستان مذکور تحلیل میشود.
    ویرایش توسط باغبان : سه شنبه 17 اسفند 00 در ساعت 19:55 دلیل: تایپی

  2. کاربر روبرو از پست مفید باغبان تشکرکرده است .

    مدیرهمدردی (چهارشنبه 18 اسفند 00)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 20:34 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.