تشکرشده 3,096 در 1,314 پست
میشل (پنجشنبه 24 خرداد 97)
تشکرشده 3,096 در 1,314 پست
سلام.
من یه چیزی رو فهمیدم اینکه افسردگیم واقعا خیلی شدیده و اگر بخوام ازدواج کنم، طرف مقابلم حتما بدبخت میشه. فرقی هم نداره کی باشه و چطور آدمی باشه. مساله اصلی آینه که من به درد ازدواج نمیخورم.
تا حالا خیلی سعی کردم افسردگیم رو درمان کنم. ولی نشده.
بعد از این هم فکر نکنم موفق بشم.
خانواده من، هممون افسرده ایم. هممون.
ازدواج نکنم بهتر. حداقل کسی رو بدبخت نمیکنم
تشکرشده 6,060 در 1,481 پست
سلام دختر خوب.
اهل فیلم دیدن هستی؟
این دو تا فیلم رو دیدی؟
A beautiful mind
و
The theory of everything
تشکرشده 3,096 در 1,314 پست
سلام.
اهل فیلم دیدن، مطالعه، نوشتن و خیلی چیزها بودم. ولی چند ساله نه دیگه.
ذهن زیبا رو دیدم. اسکیزوفرنی داشت ولی نوبل برد. اما به نظر من نوبل گرفتنه چیز خاصی نبود. بهتره بگیرم اسکیزوفرنی داشت ولی عشقی توی زندگیش داشت.
فیلم دوم رو ندیده ام.
تشکرشده 6,060 در 1,481 پست
می دونی pooh جان، تو همه زندگیت رو گره زدی به عشق و فکر میکنی عشق معجزه میکنه، در صورتی که تو باید معجزه کنی تا عشق پیدا بشه و ازش لذت ببری.
به نظر من به توصیه میشل مبنی بر رفتار درمانی عمل کن. نتایج قشنگی میگیری.
Pooh (سه شنبه 29 خرداد 97), tavalode arezoo (یکشنبه 27 خرداد 97)
تشکرشده 3,096 در 1,314 پست
دیگه برام فرقی نداره. چه من معجزه کنم چه اون، من دیگه عطاش رو به لقاش بخشیدم.
حتی اعتماد به خدا رو. و حتی تصور وجود خدا رو.
تشکرشده 3,096 در 1,314 پست
سلام.
خیلی مسخرست ولی به طرز عجیبی دیروز تا حالا حس میکنم اشتباه کردم رد کردم.
hamed-kr (دوشنبه 28 خرداد 97)
تشکرشده 3,096 در 1,314 پست
سلام.
معرف باز زنگ زده و گفته که اونها مایل به ادامه آشنایی هستند و خیلی برای پوه و خانواده شما احترام قایل هستند. مامان گفته باید ببینم خود پوه نظرش چیه.
خودم نمیدونم واقعا چی کار کنم. از یه طرف روحیم شدید ریخته به هم.
از طرفی واقعا نمیفهمم چقدر با خودم روراستم. نمیفهمم از شدت اضطراب و ترس وارد شدن جدی به مقوله ازدواجه که دنبال ایراد میگردم تا بهونه و دلیل برای خودم بسازم که از زیرش در برم؟ یا واقعا با خود شخص مشکل دارم؟
چون مثلا برای قضیه پسرخالم هم، تا مرحله آزمایش خون هم پیش رفتم ولی یه چیزی که خیلی تاثیر گذاشت روم و باعث شد دیگه تسلیم مخالفتها بشم و برخلاف علاقه ای که داشتم بهش، جواب منفی بدم، ترس از روبرو شدن با مسائل جنسی بود به خاطر کمبود عتماد به نفسم در مورد ظاهرم. یعنی همش میترسیدم وای نکنه بعدا ازم خوشش نیاد.
یا کلا یه کاری رو پیش میرم تا مرحله آخر، دقیقا توی مرحله آخر که وقت نتیجه رسیدن اون کاره، یهو احساس ناتوانی و نرس و اضطراب بهم دست میده و کلا بی خیالش میشم و خودم رو توجیه میکنم که چیز مهمی نبوده و ارزش تلاش نداشته.
این حالت رو تا قبل از قضیه پسرخالم اصلا نداشتم. در اون قضیه هم فقط ترس از همون پسندیده نشدن داشتم. ولی ترس های دیگه ای نداشتم.
اما میتونم بگم بعد از ازدواجش یکدفعه شدید حس ناتوانی و به دردنخور بودن پیدا کردم. و به مرور توی این سالها گسترده تر شده و واگیر پیدا کرده به خیلی چیزها توی زندگیم. مثلا همین آزمون دکتری.از 5 کد رشته ای که زده بودم،4 تاش رو مصاحبه آوردم. تا اینجاش رو اومده ام. ولی الان برای مصاحبه ها چنان وحشتی دارم که دو تاش رو نرفتم. و برای دو تای دیگش هم حس ترس و فرار دارم.
الان هم واقعا نمیتونم تشخیص بدم واقعا اضطرابمه که باعث واکنشهام و ایرادگیریهام میشه، یا واقعا مشکل دارم با خصوصیات این آقا.
خودم رو قاتی کرده ام. خیلی مسخره است. ولی هم دلم رابطه عاطفی میخواد هم پذیرش تحول توی زندگیم و خارج شدن از شرایط امن الان که بالاخره بهش عادت دارم، برام فوق العاده استرس زاست.
میترسم قبول کنم آشنایی بیشتر رو. ولی بعدش باز نتونم و اونوقت عذاب وجدان میگیرم که طرفم رو بازی داده ام.
از طرفی هم میترسم فرصتی باشه که از دست بره به خاطر این اضطرابها و ترسو بودنهام.
از طرفی هم واقعا نمیدونم این کناره گیری هام در مسائل به خاطر بی علاقگیم به اون مسائله. یا از اضطراب.
چون مثلا پارسال سر اون خواستگار، حس علاقه داشتم و اصلا هم ترس نداشتم و اتفاقا انکیزه و شهامت بهم داده بود حسی که داشتم.
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------
فرشته مهربان، الان واقعا نمیتونم تشخیص بدم وضعیت خودم رو و حتی صادق بودن با خودم هم برام سخته. نمیفهمم خودم رو.
از طرفی هم گفته بودید اگر باز مطرح شد نکاتی هست که بهم میگید.
البته میدونم حل مساله ام با خودم، اولویت داره بر حل مساله ام با این آقا.
میشه راهنماییم کنید؟
توی این مقطع بهترین جوابی که به درخواست آشنایی بیشتر اونها میشه داد چیه؟
ویرایش توسط Pooh : دوشنبه 28 خرداد 97 در ساعت 21:44
hamed-kr (دوشنبه 28 خرداد 97)
تشکرشده 3,096 در 1,314 پست
راستی یه سوال داشتم. همه ی اعضای قهوه ای، به مشاوره های تخصصی همدیگه دسترسی دارن؟ یا مشاوره تخصصی رو فقط کارشناسا میبینن؟
Pooh (دوشنبه 28 خرداد 97)
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)