تشکرشده 569 در 244 پست
تشکرشده 569 در 244 پست
واسم مهم نیست که بخوام حلشون کنم چون نمیدونم از کجا شروع کنم.اگر میگید قهر کردم هم باشه حق باشماست.میخوام آرامش داشته باشم.
یه سوال دارم.اما نمیپرسم چون تا میپرسم چند نفر پیدا میشن میگن تو آبم میخوری میپرسی.
گفتم که بهتره سکوت کنم چون هرچی میگم واقعیت داره اما شما میخواین کسی که رو هوا معلقه وچتر نجاتش کار نمیکنه بدونه میخواد کجا فرود بیاد!
faghat-KHODA (دوشنبه 22 مهر 92)
تشکرشده 2,575 در 920 پست
چرا ورزش دیگری را انتخاب نمی کنی که میحطش زنانه باشد ؟ اگر می خواهی کوه بروی مسیر های زیادی هست که پر رفت و آمد است و خودت تنهایی هم می توانی بروی. اگر واقعا طبیعت را دوست داری می توانی گل و درخت و حیوان خانگی داشته باشی. می توانی به طبیعتی بروی که چسبیده به شهر باشد و خطری برایت نداشته باشد و محض احتیاط یک دوست را با خودت ببری. می توانی صبح قبل از طلوع خورشید بیدار شوی. و منتظر باشی تا اولین پرنده سکوت شب را بشکند و آواز بخواند.
می توانی نیمه شب به بالکن یا پشت بام بروی و آسمان را نگاه کنی با تمام جزئیاتش . می توانی به جوانه های تازه درآمده و غنچه ها دست بکشی و آنها را نوازش کنی یا از خش خش برگ های زرد ذوق کنی. اگر واقعا طبیعت را می خواهی کافیست کمی فقط کمی خلاق تر باشی و منفعل نباشی. تو برای لذت از طبیعت نیازی به همراهان استرس زا نداری. طبیعت اصلش تنهایی خودت و یک نوع خلسه است که با تمرکز روی طبیعت به دست می آوری.
earth (دوشنبه 22 مهر 92), faghat-KHODA (دوشنبه 22 مهر 92)
تشکرشده 569 در 244 پست
سلام
نوپو عزیز من واسه خودم گلدون خریدم واز رشدش خیلی لذت میبرم اما من از بودن تو طبیعت وسکوت اونجا وهوای تازه وطبیعت بکرش لذت میبرم.اونجا اگر خیالم راحت باشه وهمراهان خوبی داشته باشم انگار تمام دنیارو دارم.وقتی میرم دریا فقط دوست دارم ساعتها لب ساحل بشینم وصدای دریا روبشنوم وماسه هارو بادستام بگیرم وبا خداحرف بزنم وباتمام وجود شکر نعمتهاشو به جا بیارم.ازحیوون خوشم نمیاد.
- - - Updated - - -
امروز رفتم خونه خواهرم بابامو دیدم. از دیدن من خیلی خوشحال وهل شده بود. بهم نگاه میکرد ومیگفت میدونی چقدر دلم واست تنگ شده بود؟اومد کنارم نشست وحس کردم کمی آرومتر شدم.منو رسوند خونه وتوراه بهم گفت من شانس نیاوردم.خیلی تلاش کردم زندگیمون درست بشه اما نشد.گفتم شانس بهونست.اما خوبه که حالا شما دوتا آرامشتون بیشتر شده.گفت کدوم آرامش؟بهم گفت من واستون فرم میگیرم پر کنید این حاج آقا واستون خواستگار خوب میفرسته.منم هیچی نگفتم.نمیخواستم حرفی بزنم.دوست داشتم اون حرفاشو بگه چون خیلی وقت بود که با ما حرف نزده بود.
faghat-KHODA (دوشنبه 22 مهر 92)
تشکرشده 1,282 در 361 پست
سلام. دنیای اطراف من و شما تغییر نمیکنه. برای بدست آوردن آسایش مجبوریم خودمون رو تغییر بدیم.
پندار نیک . گفتار نیک . کردار نیک
abi.bikaran (دوشنبه 22 مهر 92), earth (دوشنبه 22 مهر 92), faghat-KHODA (دوشنبه 22 مهر 92), شیدا. (شنبه 27 مهر 92)
تشکرشده 569 در 244 پست
سلام.
حق باشماست.منم میخوام تغییر کنم اما نمیدونم چطور واز کجا؟
- - - Updated - - -
دلم میخواد تمام ذهنمو باز کنم ومتوجه بشید چی میگم.
دلم گرفته.دوست دارم گریه کنم.
- - - Updated - - -
از همتون ممنونم که منو به عناوین مختلف تحمل کردیدوبیشتر ممنونم که خیلی کمکم کردید وتنهام نذاشتید.
شما باعث شدید من باور کنم آدمای خوبی هم وجود دارن که قلبشون واسه دیگران میتپه.
امیدوارم همتون همیشه شاد باشید.
- - - Updated - - -
نمیدونم شاید بهتره مدتی قید هرچی که دوست دارموبزنم.
abi.bikaran (دوشنبه 22 مهر 92), faghat-KHODA (دوشنبه 22 مهر 92), majid_k (دوشنبه 22 مهر 92)
تشکرشده 6,911 در 1,649 پست
abi.bikaran (دوشنبه 22 مهر 92), earth (دوشنبه 22 مهر 92), faghat-KHODA (دوشنبه 22 مهر 92)
تشکرشده 6,911 در 1,649 پست
سندروم سی سالگی
اختلال یا سندروم سی سالگی یک اختلال روحی میباشد که شباهت زیادی به افسردگی دارد شخص معمولا در یک بازه زمانی هشت ساله بیست و هشت الی سی و پنج سالگی دچار این اختلال میگردد علائم این سندروم احساس ضرر و خسران شدید و مقایسه خود با دیگر همسالان احساس اتلاف وقت احساس اتلاف عمر سرزنش کردن خود احساس پوچی بی حوصلگی شدید نا امیدی عدم توانایی لذت بردن از زندگی نگاه پوچ گرایانه به جهان و محتویاتش بالا رفتن گفتگوی درونی میل به خواب میل به خواب صبح گاهی کاهش انرژی بی اشتهایی بی تفاوتی در مسائل مهم سستی افراط و تفریط زودرنجی و گوشه گیری درمان مشاوره و آگاه کردن شخص نسبت به همگانی بودن این سندروم و تشویق به برگشتن به زندگی عادی ورزش و بازی گروهی برنامه ریزی زمان خواب و بیداری رژیم غذایی مناسب
http://www.hamdardi.net/thread-30127.html
هر اتفاق بدی، یه اتفاق خوبه...
earth (دوشنبه 22 مهر 92), faghat-KHODA (دوشنبه 22 مهر 92), شیدا. (شنبه 27 مهر 92)
تشکرشده 839 در 268 پست
سلام.از همتون ممنونم که منو به عناوین مختلف تحمل کردیدوبیشتر ممنونم که خیلی کمکم کردید وتنهام نذاشتید.
شما باعث شدید من باور کنم آدمای خوبی هم وجود دارن که قلبشون واسه دیگران میتپه.
امیدوارم همتون همیشه شاد باشید.
دوباره بوی تهدید میاد!!!تهدید به رفتن!!!این جور موقع ها انگار موی من رو اتش بزنید من پیدام میشه
یه پیشنهاد بهتون می کنم.قبلا هم گفتم.خانم میشل هم گفتن.اما خانم میشل شیک و با کلاس می گه،من دیمی
فکر کنید تا حالا هیچ تاپیکی اینجا نزدین.اصلا تازه عضو شدین.هر کاربرم اجازه داره فقط فقط فقط یه تاپیک ایجاد کنه.حالا شما چه تاپیکی ایجاد می کنی که برات از همه مهمتره؟درسته می گید ذهنتون به هم ریختست.اما با یه خرده دقت میتونید بهش برسین.بعدش زوم کنین رو مشکلتون.نذارید تاپیکتون منحرف بشه.تا رسیدن به نتیجه نهایی و نتیجه گیری ادامش بدید.
این حقیر به نمایندگی از لشکر مشاوران نوع دوست و مخلص این سایت(اقایان و خانمها مجید،امین،میشل،نوپو،مهراا د،ابی بیکران،اسکارلت،و ... )سعی می کنیم که همواره در کنارتون باشیم.(دوستان پر رنگ این پست رو به اشتراک بذارید من ضایع نشم یه بار)
اما نگران نباشید،هر کدوم این دوستان نیومدن من میام و تاپیکتون رو پر می کنم.فقط تضمین نمیدم حالتون بدتر نشه
اما به دور از شوخی کمی سعیتون رو بیشتر بکنید.شاید همین تمرین خوبی باشه که شما یه تاپیک رو بدون اینکه ذهنتون منحرف بشه به پایان ببرید.
فقط خدا![]()
abi.bikaran (دوشنبه 22 مهر 92), earth (دوشنبه 22 مهر 92), majid_k (دوشنبه 22 مهر 92), شیدا. (شنبه 27 مهر 92)
تشکرشده 1,282 در 361 پست
اول از همه برای هر چیزی به همون اندازه که ارزش داره ارزش قائل بشو. مثلا اگر یه پسر تو کوچه حرف بی ربطی زد. دلیل نداره روحت رو ناراحت کنی. این مشکل شما نیست که مردم کوچه خیابون از فرهنگ پائینی برخوردارند. برادرت که به حجابت گیر میده ، حتما یه روز از گفته امروزش شرمنده میشه. اینو بزار به حساب جوونیش. نباید زیاد اهمیت بدی.
تا دلت بخواد گروه کوهنوردی وجود داره. عضو گروهی بشو که بدنبال ورزش هستن نه اجرای برنامه های گلگشتی و رقصیدن. ( گروه شهید ورکش پیشنهاد خوبی بود که خانم نوپو دادند.).
تصور میکنم بخاطر نوع رفتار و اخلاقت شرایطی بوجود آمده که امکان آشنایی و شناخت فرد مناسب جهت ازدواج کمتر اتفاق میافته. ( توجه بفرمائید منظور من مشارکت در محیط های اجتماعیه.)
تا زمانی که از صحبت کردن با آقایون واهمه دارید . به چه صورت فردی متوجه خصوصیات مثبت شما بشه.
شادی چیزی نیست که از آسمون در دامن شما بیفته. برای شاد بودن باید بستر مناسب رو فراهم کرد. ( جمع های دوستانه دانشجویی، رفتن به مکانهایی مثل موزه .کتابخانه. پارک ، سینما ، بازار . فرهنگسرا . کنسرت موسیقی . کوه . جشن تولد وووووو .) اگه خیلی مذهبی نیستی میتونی تو خونه روزی نیم ساعت برقصی. نه تنها در بهبود روحیه مناسبه به علت اینکه اکثر خانومهای ایرانی ورزش نمیکنند میتونه برای سلامت هم مفید باشه.
در کل برای هر مشکلی باید خودت یه راه حل بدست بیاری. و برای حداقل یک هفته امتهان کنی. دقت کردی از روزی که این تاپیک رو زدی چقدر دوستان پیشنهاد دادن؟ کدومش رو عملی کردی؟ لطفا نام ببر.
اگر اشتباه نکنم همین تاپیک هم به نوعی برات زنده کننده خاطرات بد و تلخه. همین که میای اینجا و از سختی ها می نویسی و می نویسی روی روحیه ات تاثیر گذاشته. اگر میبینی حق با منه پیشنهاد میکنم بجای نوشتن از مشکلاتت به دنبال نوشتن راه حل برای مشکلات باقی دوستان باشی. سعی کن درمانی باشی برای درد افراد ، نه مطرح کننده درد. اینجوری به صورت ناخواسته توانایی تحمل خودت رو بالا میبری.
پندار نیک . گفتار نیک . کردار نیک
abi.bikaran (دوشنبه 22 مهر 92), earth (دوشنبه 22 مهر 92), faghat-KHODA (دوشنبه 22 مهر 92), شیدا. (شنبه 27 مهر 92)
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)