به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 58
  1. #11
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    دوشنبه 20 دی 00 [ 13:07]
    تاریخ عضویت
    1390-10-20
    نوشته ها
    1,523
    امتیاز
    24,667
    سطح
    95
    Points: 24,667, Level: 95
    Level completed: 32%, Points required for next Level: 683
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,759

    تشکرشده 3,304 در 1,073 پست

    Rep Power
    220
    Array
    من درک می کنم اما به نظرم اگه می نشستین علت ناراحتیتونو می گفتین نتیجه بهتری می گرفتین...احتمالا خانوم شما احساس کرده دیگه دوستش ندارین و ترسیده بره مهریه رو ببخشه و تحت تاثیر حرف دیگران خواسته از عشق شما به خودش مطمئن شه که درحواست کرده خونه رو به نامش بزنین..چون معمولا تو جمع خانومها مردهایی که نصف خونه رو به نام خانومشون می زنن خیلی زن دوستن و....
    قبول دارم خیلی درست نیست اما متاسفانه خیلی ها اینو می گن و رو یه عده تاثیر داره
    یعنی برخلاف بقیه احتمال می دم از مکر خانومتون نیست بلکه از ترسه ترس از دوست نداشتن
    اما بار آخری که منزل رو ترک کرد علت دقیقا چی بود؟ نمی خواین بگین خوش و خرم صبح روبوسی کردین و عصر اومدین دیدین نیست ؟؟پس یه چیزی بوده

  2. 2 کاربر از پست مفید zendegiye movafagh تشکرکرده اند .

    tamanaye man (یکشنبه 05 خرداد 92), گل آرا (چهارشنبه 08 خرداد 92)

  3. #12
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 13 مرداد 92 [ 14:09]
    تاریخ عضویت
    1392-1-17
    نوشته ها
    69
    امتیاز
    792
    سطح
    14
    Points: 792, Level: 14
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 8
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    2

    تشکرشده 30 در 23 پست

    Rep Power
    0
    Array
    زن من خیلیییییییییییییییییییییی ییییی زحمت کش بود همیشه خونه زندگیش تمیز بود با اینکه کار میرفت همیشه غذاش آماده بود بساز بود البته تو این موضوعات من یه سر و گردن بیشتر ازش بودمد همیشه کمک حالش بودم اما تا بگی بی معرفت بداخلاق فحاش و ندید بدید و حسود بود. این اخلاقاش ازارم میداد البته گاهی تو جر و بحث هامون در مقابل فحاشی منم بهش توهین میکردم مثلا بهش گفتم تو خودتو بهم چسبوندی! آخه دلیل بیشتر که باعث ازدواج ما شد اصرار ایشون بود

    - - - Updated - - -

    زن من خیلیییییییییییییییییییییی ییییی زحمت کش بود همیشه خونه زندگیش تمیز بود با اینکه کار میرفت همیشه غذاش آماده بود بساز بود البته تو این موضوعات من یه سر و گردن بیشتر ازش بودمد همیشه کمک حالش بودم اما تا بگی بی معرفت بداخلاق فحاش و ندید بدید و حسود بود. این اخلاقاش ازارم میداد البته گاهی تو جر و بحث هامون در مقابل فحاشی منم بهش توهین میکردم مثلا بهش گفتم تو خودتو بهم چسبوندی! آخه دلیل بیشتر که باعث ازدواج ما شد اصرار ایشون بود

  4. #13
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    دوشنبه 20 دی 00 [ 13:07]
    تاریخ عضویت
    1390-10-20
    نوشته ها
    1,523
    امتیاز
    24,667
    سطح
    95
    Points: 24,667, Level: 95
    Level completed: 32%, Points required for next Level: 683
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,759

    تشکرشده 3,304 در 1,073 پست

    Rep Power
    220
    Array
    در مقابل فحاشی منم بهش توهین میکردم مثلا بهش گفتم
    تو خودتو بهم چسبوندی

    این جمله برای نابود کردن یه خانوم کافیه ...اون رفته تا ببینه می خواینش یا نه ؟براتون مهمه یا از خداتونه که رفته ؟ می خواد مطمئن شه ...شما محبتتونو با پول و مهریه و خونه ثابت کردین اما برای خانوما اینا وسیله هست نه هدف
    هدف چی بوده؟
    این که دوسش داشته باشین
    اما

    - - - Updated - - -

    راه رو درست نرفته
    اون از اول صادقانه شما رو دوست داشته اما وقتی احساس کرده دیگه دوسش ندارین احتمالا از بقیه مثلا همکاراش راهنمایی خواسته و متاسفانه راههای خوبی رو بهش نگفتند اما اون دنبال هدفش بوده عشق شما
    اما در مورد عصبانیتش فحاشی کار درستی نیست اما هر کی یه طوری عصبانی می شه دیگه ... اینم به خوبیهای دیگه ای که داره در کنید .. در ضمن اگه موقع فحاشی شما سکوت کنید وناراحت شید ایشون خیلی شرمنده می شه و با گذر زمان کنار می ذاره این کارشو

  5. کاربر روبرو از پست مفید zendegiye movafagh تشکرکرده است .

    tamanaye man (یکشنبه 05 خرداد 92)

  6. #14
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 13 مرداد 92 [ 14:09]
    تاریخ عضویت
    1392-1-17
    نوشته ها
    69
    امتیاز
    792
    سطح
    14
    Points: 792, Level: 14
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 8
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    2

    تشکرشده 30 در 23 پست

    Rep Power
    0
    Array
    ببینبد خانم یا اقای زندگی موفق این وقت شب از استراحت خودم زدم مزاحم اوقات سریف شما هم شدم بلکه راه حلی پیدا کنم پس دلیلی برای خدای ناکرده دروغ گویی نیست. روز قبل از اینکه بره مادرش زنگ زد و گفت میخاییم بیاییم خونتون منم سرمست از اینکه بعداز این همه اسرار بالاخره واسه دومین با تو این 2 سال میخوان بیان خونمون. شروع کردیم به نظافت خونه و................................. منم طبق معمول جاروبرقی میکشیدم که دسته جارو برقی خراب شد. با دیدن این وضع شروع کرد به قر زدن و توهین کردن که تو شعور رفتار با وسایل خونه رو نداریو.............منم گفتم چیزی که درمانش پوله واسش غصه نخور دایم به این فکر میکردم علت فحاشی چی میتونه باشه که به این نتیجه رسیدم احتمالا مربوط به محیط کارشه. صبح زنگ زد از دلم در بیاره البته بخاطر اینکه خانوادش نفهمن مشکل داشتیم والا از این کارا نمیکنه. منم ازش خواستم تا آخر ماه بیشتر نرو سر کار گفت باشه که عصر اومدم دیدم رفته درست 5 روز بعد از انتقال سند بهم گفت کارمو ازم گرفتی منم همه چیزتو ازت میگیرم

  7. #15
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    دوشنبه 20 دی 00 [ 13:07]
    تاریخ عضویت
    1390-10-20
    نوشته ها
    1,523
    امتیاز
    24,667
    سطح
    95
    Points: 24,667, Level: 95
    Level completed: 32%, Points required for next Level: 683
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,759

    تشکرشده 3,304 در 1,073 پست

    Rep Power
    220
    Array
    باور کنید اصلا منظورم این نبود که دروغ می گین احساس کردم همه چی رو نگفتین .. خب ایشون اشتباه کردند اما این جای تحسین داره که شما می خواهید راه حلی پیدا کنید تا زندگیتون بهتر شه

  8. #16
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    صبح شما گفتی نرو سرکار،
    عصر کارش را ول کرد و رفت یک شهر دیگه؟

    اقلا می موند استعفاش را می نوشت ;)

    یه چیزی این وسط مبهمه.
    یعنی این خانم هیچ امیدی نه کارش داره ( سریع با یه جمله ولش کرد) و نه به زندگیش؟

    اگر اینطور که می گید باشه، مواظب بقیه مال و اموالت باش که اوضاع خیلی خرابه.

  9. #17
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    دوشنبه 20 دی 00 [ 13:07]
    تاریخ عضویت
    1390-10-20
    نوشته ها
    1,523
    امتیاز
    24,667
    سطح
    95
    Points: 24,667, Level: 95
    Level completed: 32%, Points required for next Level: 683
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,759

    تشکرشده 3,304 در 1,073 پست

    Rep Power
    220
    Array
    تو این مدت ابراز پشیمونی نکرده یا شما ناراحتیتونو بهش نگفتید ؟

  10. #18
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 13 مرداد 92 [ 14:09]
    تاریخ عضویت
    1392-1-17
    نوشته ها
    69
    امتیاز
    792
    سطح
    14
    Points: 792, Level: 14
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 8
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    2

    تشکرشده 30 در 23 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام قبلا چندباری بهش گفته بودم بهتره نری سر کار و بیشتر وقتتو رو زندگیت بذاری میگفت زندگی من کارمه بدون کار تو این شهر تنهام و میمیرم . این کارو خودم براش پیدا کردم. یادمه اولین روز کاریش مصادف بود با روز زن من شبکار بودم اومدم خونه ناهار درست کردم شربت .میوه آماده کردم تا خانم بیاد البته وقت نکرده بودم کادو روز زن بگیرم وقتی اومد خونه ازش پذیرایی کردم و گفتم شما 2تا هدیه از من طلبکاری یکی به مناسبت روز زن دومی به مناسبت اولین روز کاریت. میدونید چی جواب داد! گفت خاک بر سرت کنن کارگرای شرکت ما همه واسه زنشون هدی و گل و... خریدن و تو اسم خودتو گذاشتی مهندس؟دلم بدجوری شکست باید همونجا گربه رو دم حجله میکشتم و نمیذاشتم کار به اینجا میکشید فقط یه جمله میتونم بگم لیاقت این زندگی و این شوهرو نداشت.

  11. #19
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 14 شهریور 94 [ 22:55]
    تاریخ عضویت
    1391-9-16
    نوشته ها
    80
    امتیاز
    2,666
    سطح
    31
    Points: 2,666, Level: 31
    Level completed: 44%, Points required for next Level: 84
    Overall activity: 1.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    33

    تشکرشده 50 در 27 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام دوستان لطفاً بهم بگید چجوری میتونم یه تاپیک جدید ایجاد کنم خیلی ضروریه. خواهش میکنم راهنماییم کنید

  12. #20
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 04 مرداد 04 [ 11:37]
    تاریخ عضویت
    1391-1-16
    محل سکونت
    همین نزدیکی
    نوشته ها
    176
    امتیاز
    13,347
    سطح
    75
    Points: 13,347, Level: 75
    Level completed: 25%, Points required for next Level: 303
    Overall activity: 75.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    825

    تشکرشده 878 در 168 پست

    Rep Power
    46
    Array
    به نام خدا
    سلام
    وقتی نوشته هاتون رو میخوندم یک لحظه فکر کردم خودم اونا رو نوشتم. شاید تاپیک من یک کمکی براتون باشه : http://www.hamdardi.net/thread-27950.html
    توصیه من به شما اینه که جلوی ضرر رو هر وقت بگیری منفعته!
    باید قبول کنیم که دیگران حتی همسر آدم ممکنه اونی که ما تصور میکنیم نباشند. قبول این برای آدمهایی که اهل محبت کردن هستند و دنبال آرامش هستند، سخته اما باید در محبت کردن به همسرتون خویشتندار بشید و کمی عزت نفستون رو مهم بدونید.
    بازم اگر مطلبی به ذهنم اومد براتون مینویسم و امیدوارم که آرام و موفق باشید.
    در پناه حق.
    ویرایش توسط Aram_577 : شنبه 04 خرداد 92 در ساعت 10:14


 
صفحه 2 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. وقتی ناراحتم به سختی می تونم حرف بزنم(دوستان قدیمی لطفا باهام صحبت کنید)
    توسط ستاره آشنا در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 10
    آخرين نوشته: یکشنبه 01 مهر 97, 23:46
  2. پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: دوشنبه 09 بهمن 96, 14:47
  3. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: یکشنبه 19 مهر 94, 23:08
  4. پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: یکشنبه 11 آبان 93, 00:32
  5. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: جمعه 30 فروردین 92, 11:55

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 05:49 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.