به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 23
  1. #11
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 30 مرداد 92 [ 13:58]
    تاریخ عضویت
    1388-5-24
    نوشته ها
    1,225
    امتیاز
    2,219
    سطح
    28
    Points: 2,219, Level: 28
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 81
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranSocialTagger Second Class5000 Experience Points
    تشکرها
    7,577

    تشکرشده 8,601 در 1,498 پست

    Rep Power
    142
    Array
    آقای احمدی من که خیلی خوشحالم که شما نمیتونید اینجا رو ترک کنید :p

    تازه شدی یکی مثل خود ما ما هم تا بحال زغال خوب و رفیقای ناباب همدردی نگذاشتند که ترک کنیم.

    منتظرتیم زود زود زود برگرد و لینک تاپیکهای قبلی ات رو هم بگذار.

    ترسیم هات رو هم بیار با هم کاملش کنیم. باشه؟

    هیچکی به شما نخواد گفت ضعیف یا پست یا .... چون هممون یه جورایی همدردیم.

    بی دلی در همه احوال خدا با او بود
    او نمی دیدش و از دور خدایا میکرد


  2. 5 کاربر از پست مفید بی دل تشکرکرده اند .

    ahmadi`00 (یکشنبه 09 تیر 92), reihane_b (یکشنبه 09 تیر 92), roze sepid (دوشنبه 10 تیر 92), بهار.زندگی (یکشنبه 09 تیر 92), باران بهاری11 (یکشنبه 09 تیر 92)

  3. #12
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    جمعه 19 تیر 94 [ 19:52]
    تاریخ عضویت
    1390-7-30
    نوشته ها
    1,886
    امتیاز
    17,095
    سطح
    83
    Points: 17,095, Level: 83
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 255
    Overall activity: 61.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocial1000 Experience Points10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    9,194

    تشکرشده 9,665 در 1,930 پست

    Rep Power
    214
    Array
    سلام اقای احمدی.
    شما نه تنها معتادین ذغال فروش خوبی هستین.تاپیکاتون ذغالن.

    زندگیم جدیدا به نظرم خیلی بی روح و خشک شده
    تنهام و هیچ کسی رو توی زندگیم ندارم که بتونم بهش تکیه کنم .
    آیییییی اینکه گفتی درددل خیلی از بچه های تالاره و بیشتر از اون،جامعس.میخوای یه ندا بدم بچه های مجرد تالار ردیف شن.بعد متاهلایی که حس تنهایی میکنن.

    فقط اگه توی دنیا یک نفر رو هم داشتم که منو دوست داشت و درکم می کرد برام کافی بود .
    خیلیا هستن که دوستمون دارن و ابراز نمیکنن.خیلیا میگن اما ما جدی نمیگیرمشون.خیلیام شیوه ابرازشون با شیوه درک ما متفاوته.یه کم سنسورای گیرندتو دستکاری کن.سر دیشو بچرخون ببین تصویر محبتشونو میگیری؟

    اما اگه منظورت همسر هست که باید تلاش کنی.حتماً برای هرکسی با هرعقیده و شرایطی پارتنر خوب تو دنیا هست باید بگردی تا پیداش کنی.خوب گاهی شرایط محیطی کارمونو سختتر میکنه و این اصلا مختص تو نیست.برو خدارو شکر کن پسری و نسبت به خیلی پسرا شرایطتت بهتره.فقط یه سری چیزا رو باید کنترل کنی.تو پسر بااحساسی هستی.باید احساستو مدیریت کنی.بهش جهت بدی.یه وقتایی نذاری هرکاری خواست بکنه،هرچی خواست بگه.مثه یه بچه باید تربیتش کنی.اونوقت ایندت برات واضحتر و روشنتر میشه.

    آخه من باید به چی توی زندگیم دلم رو خوش کنم .
    به خودت...که تونستی تو ارشد موفق بشی.به اینکه خیلی مسائل اخلاقی رو رعایت میکنی.اینا کم نیستا.انقد پسر ریخته که فقط تو فکر دوست دختری(مودبانشو گفتم) و این چیزان.اونوقت اینکه دلت نمیخواد دوست بشی و میخوای ازدواج کنی خیلی خوبه.

    خیال نکن همه همچیشون روبراهه و یه پاشونو انداختن رو اون یکی پاشون و کیف میکنن.فکر نکن همه ذهنشون ارومه و هیچ شک و تردیدی و دغدغه ای ندارن.

    کاش جراتش رو داشتم وقتی که دیدم نمی تونم توی بازی زندگی درست بازی کنم لااقل از ادامه ی بازی منصرف بشم .
    می دونم که زنده بودنم با بدبختی یک نفر یا چند نفر دیگه همراهه اما من خیلی آدم جون دوستی هستم و نمی خوام از فرصتی که واسه ی زندگی کردن دارم بگذرم .
    اگه بازی بلد نبودی،اگه مهره سوخته بودی خواه ناخواه تا حالا حذف شده بودی.وقتی هستی یعنی فرصت داری.

    اگر دوباره اینجا برگشتم یعنی خیلی آدم ضعیف و پستی هستم . البته شاید خیلی هاتون تا الآن هم به این نتیجه رسیده باشید .
    اه اه..بزن تو دهن این ذهن سطحی لوس و ننر.اصلا بیا روشو کم کن.چارچنگولی چسبیده بهت که چی؟


    به جای ننه من غریبم بگو چیکار کردی؟کدوم یک حرفای کللللل تاپیکاتو عملی کردی یا بهش فکر کردی؟
    مرثیه سرایی احساسی ممنوع.

    پ.ن:انی هنوز نیومده؟دلم بغلشو میخواد.یکی بهم روحیه بده.

    - - - Updated - - -

    این جمله ریحانه رو دوباره میارم.دقت کن.

    آقای احمدی شما ذهن آشفته ای دارید، و همین که یه کاری رو به انتها نمی رسونید، و باز سراغ یه برنامه جدید،فکر جدید میرید ، همینطور دغدغه هاتون بیشتر وبیشتر میشن. و چون ذهن آرومی ندارید نمیتونید زندگی آرومی رو برای خودتون ترسیم کنید
    صورت مسئله ها تو تاپیکاتون معلوم شدن اما تحمل درد درمان رو نداری.

  4. 4 کاربر از پست مفید بهار.زندگی تشکرکرده اند .

    ahmadi`00 (یکشنبه 09 تیر 92), reihane_b (یکشنبه 09 تیر 92), roze sepid (دوشنبه 10 تیر 92), دختر مهربون (یکشنبه 09 تیر 92)

  5. #13
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 14 تیر 92 [ 16:12]
    تاریخ عضویت
    1392-4-03
    نوشته ها
    13
    امتیاز
    76
    سطح
    1
    Points: 76, Level: 1
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 24
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class7 days registered
    تشکرها
    18

    تشکرشده 3 در 2 پست

    Rep Power
    0
    Array
    بچه ها از همتون ممنونم . شرمندم کردید .
    حرفاتون رو خوندم و بشون فکر کردم . اما نمی دونم دقیقا چی بگم .

    به
    خودت...که تونستی تو ارشد موفق بشی.به اینکه خیلی مسائل اخلاقی رو رعایت میکنی.اینا کم نیستا.انقد پسر ریخته که فقط تو فکر دوست دختری(مودبانشو گفتم) و این چیزان.اونوقت اینکه دلت نمیخواد دوست بشی و میخوای ازدواج کنی خیلی خوبه.
    .
    من اگه الآن دوست دختر ندارم به خاطر رعایت اصول اخلاقی نیست . جدود سه ماه پیش برادر آبجی آخرین دختری که باش دوست بودم منو با اون دید و یک ماجراهایی بعدش پیش اومد . به خانواده ی دختره گفت و خانواده ی اون هم رفتند توی فکر شوهر دادن دخترشون و دختره رو تهدید کردند که از روی شماره ی پلاک آدرس منو گیر می یارند منم دیدم اون یک خواستگار خوب داره بش گفتم لازم نیست به خاطر من معطل بمونی و خیلی خونه ی بابات بمونی می ترشی و .... راستش از طرفی می ترسیدم اگه بخواهیم دوباره باش برم بیرون خانوادش برامون نقشه بکشند و به نظرم اون موقع هنوز زود بود برای ازدواجم .

    الآنم اگه دوست دختر نمی خوام به خاطر اخلاقیات نیست بلکه به خاطر دردسرهاش هست . یعنی دیگه داره یک سنی هم ازم می گذره دیگه حوصله ی این کارا رو ندارم .
    خودم رو که نمی تونم گول بزنم

    اما برای ازدواج چون با بیشتر افراد جامعه ای که توش زندگی می کنم عقایدم فرق می کنه و با بیشتر افرادی که شبیه خودم فکر می کنند رفتارام فرق می کنه پیدا کردن آدمی مثله خودم خیلی خیلی خیلی برام سخته .

    تازه اگه به سختی بتونم کسی رو پیداش کنم که قیافش برام قابل تحمل باشه و عقایدش شبیه من باشه احتمالش زیاده که به اخلاقیات پایبند نباشه و اون موقع براش کاری نداره که در مورد رفتارهاش بم دروغ بگه .

    هر چی هم که بزرگ تر می شم می فهمم که مهاجرت از اونی که فکر می کردم خیلی سخت تره برام و ریست کردن رفتارام توی این سن هم برام توی یک مملکت غریت آسون نیست .

    تاره فکر می کنم تا زمانی که ارشدم رو نخوندم و احیانا اگه دکترا قبول شدم اون رو نخوندم و سریازی نرفتم اگه بخوام ازدواج کنم برام زندگی خیلی سخت می شه . نمی شه هم که یک دختر رو ۵ یا ۶ سال عقد کرده نگه داشت ...........

    همین الآن ۶ صبح از خوب بلند می شم که برم سرکار و ۵ بعدالظهر هم خونه می رسم . بعدشم خیلی خسته می شم و دو ساعت هم رو هم رفته دیگه بازده کاری ندارم .
    چطور می خوام کار کنم تا خرج یک زندگی رو دربیارم و از اون ور هم بخوام در یک شهر دیگه درس بخونم یا اینکه بخوام سربازی برم . تازه از کارمم الان راضی نیستم . کارم خطرناکه و بیشتر یک کار فنی هست تا یک کار مهندسی .

    از طرفی هم هر چی سنم بیشتر بشه و به طبع اون بخوام زن با سن بیشتر بگیرم احتمال اینکه عقایدش شبیه من باشه اما سالم باشه کمتر می شه .

    تنهایی هم تحملش برام خیلی آسون نیست .مخصوصا وقتی که فکر می کنم که باید تا چند ساله دیگه تنها باشم و احتمالا هم کسی گیرم می یاد که شاید دوستی با پسرا اصلا براش مساله ای نباشه .

    خب مغز بیچاره منم حق داره دیگه برای اینکه هنگ کنه !


    اه اه..بزن تو دهن این ذهن سطحی لوس و ننر.اصلا بیا روشو کم کن.چارچنگولی چسبیده بهت که چی؟

    به جای ننه من غریبم بگو چیکار کردی؟کدوم یک حرفای کللللل تاپیکاتو عملی کردی یا بهش فکر کردی؟
    به سه تا دوست دختر آخرم حقیقت رو در مورد خودم و شرایطم گفتم

    اونی هم که قبول کرد آخرش این شد . بش گفتم که تا ۵ یا ۶ ساله دیگه شرایط ازواج رو ندارم و بعدش می یام خواستگاریت و قبول کرده بود . بش گفتم که قبل از آشنایی باش دوست دختر داشتم و بعدشم هر چی ازم پرسید در مورد گذشتم و اینکه چی شد تا با دوست دخترای قبلیم به هم زدم توضیح دادم .
    در مورد عقایدم هم بش گفتم و با اینکه ۱۸۰ درجه با عقایدش متفاوت بود قبول کرد بام دوست بمونه تا ازواج کنیم . البته همیشه بم می گفت که تو عقایدت اون چیزی که می گی نیست .بم می گفت این حرفم بش بهونه هست که هر وقت خواستم به خاطر این موضوع باش به هم بزنم .

    خب من اینکه در مورد عقاید و گذشتم باید بگم رو از اینجا یاد گرفته بودم .
    ارتباطم با خانوادم هم بهتر شده و دیگه باشون مشکلی ندارم و در این مورد هم از همدردی مشورت گرفتم .

  6. کاربر روبرو از پست مفید ahmadi`00 تشکرکرده است .

    roze sepid (دوشنبه 10 تیر 92)

  7. #14
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    جمعه 19 تیر 94 [ 19:52]
    تاریخ عضویت
    1390-7-30
    نوشته ها
    1,886
    امتیاز
    17,095
    سطح
    83
    Points: 17,095, Level: 83
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 255
    Overall activity: 61.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocial1000 Experience Points10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    9,194

    تشکرشده 9,665 در 1,930 پست

    Rep Power
    214
    Array
    خوب شرایطی که نوشتی رو کم و بیش همه دارن.مشکلات سرراه ازدواج واقعا تو این زمونه همه گیره.به نظر من اول باید تکلیف سربازیت معلوم بشه.ببین کسری چیزی بهت میخوره یا نه؟

    همین الآن ۶ صبح از خوب بلند می شم که برم سرکار و ۵ بعدالظهر هم خونه می رسم . بعدشم خیلی خسته می شم و دو ساعت هم رو هم رفته دیگه بازده کاری ندارم .
    چطور می خوام کار کنم تا خرج یک زندگی رو دربیارم و از اون ور هم بخوام در یک شهر دیگه درس بخونم یا اینکه بخوام سربازی برم . تازه از کارمم الان راضی نیستم . کارم خطرناکه و بیشتر یک کار فنی هست تا یک کار مهندسی .
    اینکه کار فعلیت مناسبته یا نه رو خودت تشخیص میدی.تو تاپیک قبلیت مثه اینکه به این نتیجه رسیده بودی زیاد ضرر نداره.حالا پیدا کردن یه کار مناسبترو هم بذار موازی کار کردن فعلیت.

    اما تقریبا همه صبح تا عصر کار میکنن.این مخل ازدواج کردن نیست.شرایط اقتصادی ادمارو مجبور به اینکار میکنه.

    بلاخره تا شرایطتت فراهم بشه و مورد مناسب ازدواجتو پیدا کنی خواهی نخواهی زمان میبره.میگن تو این زمان دمیدن تنور احساسات ممنوع.تا جایی که ممکنه باید از مسائلی که احساسات رو زیاد میکنه دوری کرد.و از تمرکز زدایی هم استفاده کرد.

    اما برای انتخاب همسر بهتره معیاراتو یه رفرشی کنی.از یه متخصص هم کمک بگیر.بعضی معیارا ممکنه منطقی نباشن یا راهی که بهشون میرسی ممکنه درست نباشه.مثلا اینکه بگی دبیرستانی باشه تا اهل دوستی نباشه یه کمی ساده انگارانه است.فقط یه بعد قضیه رو میبینی و گرنه معلومه دوستی ربطی به سن نداره.یه چرخی بین دختر دبیرستانیا بزنی متوجه میشی.تازه بلفرض وقت نکرده باشه دوست بشه هزارتا ایراد دیگه میتونه داشته باشه.مثلا:1-به بلوغ فکری نرسیده باشه و اماده زندگی مشترک نباشه. 2-سن 17 تا 23 معمولا خلقیات ادما تغییر میکنه و... خلاصه خودتو محدود نکن به سن خاص.سنش کم بود و شرایط دیگه رو هم داشت چه بهتر و گرنه ملاکای مهمترو فدای جزئیات نکن.

    اما برای ازدواج چون با بیشتر افراد جامعه ای که توش زندگی می کنم عقایدم فرق می کنه و با بیشتر افرادی که شبیه خودم فکر می کنند رفتارام فرق می کنه پیدا کردن آدمی مثله خودم خیلی خیلی خیلی برام سخته .

    تازه اگه به سختی بتونم کسی رو پیداش کنم که قیافش برام قابل تحمل باشه و عقایدش شبیه من باشه احتمالش زیاده که به اخلاقیات پایبند نباشه و اون موقع براش کاری نداره که در مورد رفتارهاش بم دروغ بگه .
    پیدا کردن همچین دختری خیلیم سخت نیست.سخت هست اما برای هرکی این سختیا هست.
    به نظرم چون تو شهر مذهبی هستی دخترایی که فرهنگی که تو میخوای رو دارن کم نیستن.پس اول اونایی که فرهنگشون با تو یکیه رو انتخاب کن.بعد از بین اونا کسی که عقایدش با تو خیلی متضاد نیست رو انتخاب کن.خیلیا ممکنه عقایدشون به تو نزدیک باشه اما تحت تاثیر محیط خیلی چیزارو رعایت کنه.تو هم زیاد عجیب نیستی.گفتی نمیخوای خودتو محدود به مکتب خاصی کنی،(صرفنظر از درست و غلط بودنش) ادمای زیادی مثه توان.

    ---------

    اینکه در مورد عقاید و گذشتم باید بگم رو از اینجا یاد گرفته بودم .
    5-6 سال دوستی به امید ازدواجی که ایا بشه ایا نشه اینجا همیشه رد شده.ضمنا میگن کلیاتی از گذشته رو بگین نه جزئیات هررابطه ای رو.اینکار غلطه.اعتماد طرف مقابلتو از بین میبره.تازشم خودتم نباید درگیر جزئیات گذشته بشی.باید ببندی بذاریش کنار.

    http://www.hamdardi.net/thread-3528.html

  8. 4 کاربر از پست مفید بهار.زندگی تشکرکرده اند .

    ahmadi`00 (دوشنبه 10 تیر 92), reihane_b (دوشنبه 10 تیر 92), roze sepid (دوشنبه 10 تیر 92), ویدا@ (دوشنبه 10 تیر 92)

  9. #15
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 14 تیر 92 [ 16:12]
    تاریخ عضویت
    1392-4-03
    نوشته ها
    13
    امتیاز
    76
    سطح
    1
    Points: 76, Level: 1
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 24
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class7 days registered
    تشکرها
    18

    تشکرشده 3 در 2 پست

    Rep Power
    0
    Array
    دیشب خیلی خوب صحبت نکردم . دیروز بعد الظهر حرفاتون رو خوندم .
    خیلی با حرفاتون بم روحیه دادید . حتی داشتم بعضی از ارسال ها رو که می خوندم داشت گریم می گرفت .

    اما اون موقع به نظرم روحیم طوری نبود که جوابتون رو بدم . دیشب هم وقتی خواستم جواب بدم خیلی خسته بودم و بد جوری خوابم می یومد اما از طرفی هم به نظرم زشت بود که هیچی نگم .

    به نظرم بده که نخوام جواب حرفاتون رو بدم .
    ریحانه-ب به من لطف دارید . ممنونم که فکر می کنید تایپیک هام و جواب بچه ها به اون ها تونسته به شما و بقیه ی بچه ها کمک کنه .

    دختر مهربون فکر کنم قبلا هم یک یا چند بار توی تایپیکم نظر دادید . فکر کنم شما بودید که به اشتباه فکر می کردید من خونم مشهد و بعدش من گفتم نه خونم مشهد نیست و یک شهر دیگه هست . ازتون هم ممنونم که تایپیک هام رو دنبال می کنید .منم براتون آرزوی موفقیت روزافزون می کنم .

    مینوش ممنون که دوباره در تایپیکم اومدید . شما جای خواهر بزرگتر من می مونید و همیشه براتون آرزوی موفقیت می کنم . تایپیک هاتون رو هم همیشه دنبال می کنم . خدانکنه شما از من تنهاتر باشید . امیدوارم که هر چه زودتر از تنهایی در بیایید و زندگی خیلی خوبی رو که لیاقتش رو دارید داشته باشید .
    مینوش شما فکر می کنید مشکل اصلی من چیه یا چطور پیداش کنم . خودم که متوجه نشدم . شما فکر می کنید داشتن ذهن سطحی پر لوس و ننر مشکل اصلی منه . خودم که فکر می کنم مشکلی ندارم . شاید ذهنم سطحی و ننر و از خودراضی هست !

    بی دل ممنون که می خوای راهنمایی ام کنی . اما ریحانه خانم که گفت من تعداد کاربری هام به تعداد ... بوده و خوندن همشون کار ساده ای نیست . واقعا هم نمی دونم که کدوم یکی رو لینک بدم که بخونید . اما وقتی می خواهید ترسیم ها رو کامل کنید و نقاشی تون هم خوبه دیگه وسوسه می شم که چند تا از تایپیک هام رو بذارم . حالا چند تاش رو می ذارم .
    به ترتیب تاریخ این چهار تا تایپیک رو انتخاب کردم .

    http://www.hamdardi.net/thread-28672.html

    http://www.hamdardi.net/thread-27691.html

    http://www.hamdardi.net/thread-24580.html

    http://www.hamdardi.net/thread-18011.html

    - - - Updated - - -

    خوب شرایطی که نوشتی رو کم و بیش همه دارن.مشکلات سرراه ازدواج واقعا تو این زمونه همه گیره.به نظر من اول باید تکلیف سربازیت معلوم بشه.ببین کسری چیزی بهت میخوره یا نه؟
    بابام یک مدتی جبهه داره ولی چون یک داداش دیگه هم دارم بیشتر از ۳ ماه از سربازی ام کم نمی شه . باید فقط ۳ ماه کمتر از ۲۴ ماه برم سربازی .

    بلاخره تا شرایطتت فراهم بشه و مورد مناسب ازدواجتو پیدا کنی خواهی نخواهی زمان میبره.میگن تو این زمان دمیدن تنور احساسات ممنوع.تا جایی که ممکنه باید از مسائلی که احساسات رو زیاد میکنه دوری کرد.و از تمرکز زدایی هم استفاده کرد.
    حالا من شرایطم کی فراهم می شه . اگه ۵ یا ۶ ساله دیگه سربازی ام تمام بشه باید تا اون موقع صبر کنم

    وای الان دو ساعته که توی همدردی هستم . از ۷ تا ۹ شب . همش هم دارم اینجا به حرفاتون فکر می کنم .

    - - - Updated - - -

    فقط دو تا نکته یادم رفت که بگم

    اول اینکه به دوست دخترم نمی خواستم کامل در مورد دوستی های قبلی ام توضیح بدم اما خودش ازم در مورد اون ها سوال می پرسید . مخصوصا وقتی که ازم پرسیده بود که قبلا چند تا دوست داشتی و تعدادشون خیلی کم نبود . راهی به جز اون نداشتم

    ضمنا یک موضوع دیگه هم هست . می دونید اصل موضوع اینکه می گم رفتارام رو ریست کنم چیه ؟
    این حرف زندنش برای خودم هم سخته
    راستش به نظر من اگه با دختری ازدواج کنم که مدتی حتی با یک پسری ارتباط جنسی هم داشته باشه و بعدا به دلایلی از هم جدا شدند ابدا اون دختر دختر بدی نیست و شاید هم گزینه ی مناسبی برام باشه .
    من خودم اهل این مسائل نبودم چون از مشکلاتی که می تونه برای دختری که باش ارتباط دارم ایجاد کنه می ترسیدم وگرنه خیلی مشکلی با این مسئله نداشتم .

    حالا الآن مشکلم اینه که به دختری که بخوام باش ازدواج کنم و اون قبل من ارتباط داشته حسودیم می شه . چون من همچین ارتباطی رو نداشتم . به خودم می گفتم که برم خارج و یک مدتی مثله اونا زندگی کنم و اگر پارتنر داشتم باش راحت باشم تا بعدش دیگه به یک دختری که قبلا ارتباط داشته حسودیم نشه . می دونم شاید به نظرتون خیلی این حرفم احمقانه باشه .
    ولی دقیقا منظورم از ریست رفتارام همین بود .
    اگرم شو نگاه نمی کنم برای اینه که یک آدم مجردی مثله من نباید کاری کنه که تحریک بشه . وگرنه مشکلی با شو و .... ندارم .
    می خوام بگم خیلی هم رفتارام شاید به دلیل تاثیر پذیری از میحط مذهبی که توش هستم نباشه و اگه شبیه اون ها هم باشه دلیلش فرق می کنه
    این حسودی رو نمی تونم حلش کنم

  10. #16
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    جمعه 19 تیر 94 [ 19:52]
    تاریخ عضویت
    1390-7-30
    نوشته ها
    1,886
    امتیاز
    17,095
    سطح
    83
    Points: 17,095, Level: 83
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 255
    Overall activity: 61.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocial1000 Experience Points10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    9,194

    تشکرشده 9,665 در 1,930 پست

    Rep Power
    214
    Array
    حالا الآن مشکلم اینه که به دختری که بخوام باش ازدواج کنم و اون قبل من ارتباط داشته حسودیم می شه . چون من همچین ارتباطی رو نداشتم . به خودم می گفتم که برم خارج و یک مدتی مثله اونا زندگی کنم و اگر پارتنر داشتم باش راحت باشم تا بعدش دیگه به یک دختری که قبلا ارتباط داشته حسودیم نشه . می دونم شاید به نظرتون خیلی این حرفم احمقانه باشه . ولی دقیقا منظورم از ریست رفتارام همین بود
    به دختره حسودی کنی؟!جواب سوال خودتو خودت دادی.

    من خودم اهل این مسائل نبودم چون از مشکلاتی که می تونه برای دختری که باش ارتباط دارم ایجاد کنه می ترسیدم
    داری احساسی برخورد میکنی.خودت میدونی این ارتباطا حتی در حد کم چه به روز دختر میاره اونوقت حسودی میکنی؟ساده انگارانس.فقط داری سطحیترین حالت قضیه رو میبینی.(ذهن سطحی)

    تو حتی اگه بری خارج پارتنر جنسی هم داشته بگیری یه عااالمه مشکل گریبانگیرت میشه.به هرموضوعی از همه جوانبش فکر کن تا سطحیترینش.
    یه مورد دیگه که خودتو توش غرق کردی خارج رفتنه.به معنای اینکه بتونی چیزی که تا حالا برات ممنوع بوده رو امتحان کنی.تو اون تاپیکتم گفتم هرچی میخوای رو همینجا پرس و جو کن.بدون ذهن سطحی اگه به این نتیجه رسیدی که باید انجام بدی،انجام بده.اگه نه ببند بذارش کنار.

    یه چیزی بهت بگم:( من چوب همین قضایا رو خوردم.کسی نبود درکم کنه و راهنماییم کنه.تو اینکارو نکن.:( لازم نیست همیشه همه چیو تجربه کنیم.عبرت از تجربه دیگران یه هنره.مثلا من بلایی که مشروب خوری یا اعتیاد سر ادما میاره رو به چشم دیدم.پس نیازی نیست خودم تجربش کنم.

    بگذریم.

    اگرم شو نگاه نمی کنم برای اینه که یک آدم مجردی مثله من نباید کاری کنه که تحریک بشه . وگرنه مشکلی با شو و .... ندارم . می خوام بگم خیلی هم رفتارام شاید به دلیل تاثیر پذیری از میحط مذهبی که توش هستم نباشه و اگه شبیه اون ها هم باشه دلیلش فرق می کنه
    کلا فکر میکنی هرجایی که حروف م ذ ه ب میاد اثری از عقل وجود نداره.نه؟خوب برادر من اون دلایلی که واسه ندیدن شو و نگرفتن دوست دختر و... میاری دلایل عقلی همین مذهبه دیگه.مذهب مرض نداره محدودیت ایجاد کنه.دلیل داره. میخوام بگم فکر نکن هرکی گفت من مذهبیم یعنی هیچی از دلایل عقلی تو رو نمیهمه.این مرزبندیا رو بذار کنار.راحتتر با ادما ارتباط خواهی گرفت.

    حالا من شرایطم کی فراهم می شه . اگه ۵ یا ۶ ساله دیگه سربازی ام تمام بشه باید تا اون موقع صبر کنم
    چرا 5-6سال؟قدم به قدم که جلو بری مسائل برات حل و شفاف میشه.اگه همینطور بمونی شاید بیشترهم طول بکشه. ببین تو اگه ذهنتو ول کنی 100هزارتا از حرفایی از جنس همینایی که گفتی میزنه و گمراهت میکنه.اگه دهنشو نبندی ولت نمیکنه.دیگه خود دانی.

    فقط من یه سوال ازت داشتم برای خودم،اما چون ربطی به تاپیکت نداره نمیدونم اینجا بپرسم یا نپرسم؟

    حتی داشتم بعضی از ارسال ها رو که می خوندم داشت گریم می گرفت .
    مطمئنم از ارسالای من 1قطره اشک هم به چشمت نیومد،ما کلا سوز و گدازشو زیاد نمیکنیم، پس منبر میدم به نفر بعدی.:)
    موفق باشی
    ویرایش توسط فرشته مهربان : سه شنبه 11 تیر 92 در ساعت 00:56

  11. 5 کاربر از پست مفید بهار.زندگی تشکرکرده اند .

    ahmadi`00 (سه شنبه 11 تیر 92), reihane_b (سه شنبه 11 تیر 92), مارتا63 (سه شنبه 11 تیر 92), احسان. (دوشنبه 10 تیر 92), دختر مهربون (سه شنبه 11 تیر 92)

  12. #17
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 14 تیر 92 [ 16:12]
    تاریخ عضویت
    1392-4-03
    نوشته ها
    13
    امتیاز
    76
    سطح
    1
    Points: 76, Level: 1
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 24
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class7 days registered
    تشکرها
    18

    تشکرشده 3 در 2 پست

    Rep Power
    0
    Array
    به دختره حسودی کنی؟!جواب سوال خودتو خودت دادی.
    اگه حسودی ام دلیل منطقی هم داشته باشه کار درستی نیست .

    کلا فکر میکنی هرجایی که حروف م ذ ه ب میاد اثری از عقل وجود نداره.نه؟
    نه ، به نظرم همیشه این طوری نیست .

    چرا 5-6سال؟قدم به قدم که جلو بری مسائل برات حل و شفاف میشه.اگه همینطور بمونی شاید بیشترهم طول بکشه.
    امیدوارم . البته فکر می کنم که یک سه یا چهار سالی که اصلا نباید به ازدواج فکر کنم . امیدوارم توی این مدت شرایطم بهتر بشه .

    فقط من یه سوال ازت داشتم برای خودم،اما چون ربطی به تاپیکت نداره نمیدونم اینجا بپرسم یا نپرسم؟
    سوالی داشتید بفرمایید . شما این همه وقت می ذارید تا به سوال های من جواب بدید بعدش یک سوال خودتون رو نمی خواهید بپرسید .

    [quote]
    مطمئنم از ارسالای من 1قطره اشک هم به چشمت نیومد،ما کلا سوز و گدازشو زیاد نمیکنیم .

    درست حدس زدید .

  13. #18
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 28 مرداد 01 [ 19:21]
    تاریخ عضویت
    1392-3-18
    نوشته ها
    62
    امتیاز
    7,573
    سطح
    58
    Points: 7,573, Level: 58
    Level completed: 12%, Points required for next Level: 177
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    10

    تشکرشده 30 در 20 پست

    Rep Power
    0
    Array
    خوش بین باش ب زندگی خوب ب خودت نگاه کن خیلی چیزا خود تو داری ک هرکسی نداره خیلیا آرزوی وضعیت تو رو دارن
    مشکل شما منفی گرایی هست..
    درکم نمیکنن همدرد ندارم..این حرفا بنداز دور..
    خود من خیلی احساس تنهایی میکنم ولی از تنهاییم لذت میبرم!..

  14. 2 کاربر از پست مفید kambiz619 تشکرکرده اند .

    ahmadi`00 (سه شنبه 11 تیر 92), بهار.زندگی (چهارشنبه 12 تیر 92)

  15. #19
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 28 شهریور 00 [ 14:58]
    تاریخ عضویت
    1391-12-05
    نوشته ها
    604
    امتیاز
    13,683
    سطح
    76
    Points: 13,683, Level: 76
    Level completed: 9%, Points required for next Level: 367
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,960

    تشکرشده 2,293 در 573 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    0
    Array
    سلام
    خب من که خوشحالم دوستاتون منتظر قول ازدواج شما در 5،6 سال آینده نموندن!:rolleyes:

    منم یه سوال دارم!
    شما با کسانی که اخلاقیات رو رعایت میکنن(خانم یا آقا فرقی نمیکنه) تا حالا مشکلی داشتید؟تو جامعه
    اصلا کاری به مذهبی بودنشون ندارم.

    راستی مشکل شما برای ازدواج مشکل اکثر جووناست. فکر می کنید راهکار فرار از تنهایی دوستی با جنس مخالفه تا وقتی که شرایط ازدواج فراهم بشه، درسته؟
    خب فکر کنید همین آسیب هایی که به دختروپسر میزنه(روحی روانی) که نمونه اش رو داریم صبح تا شب می بینیم! خیلی نتایج خوبیه؟! راهکار شما نتیجه اش چیزیه که الان داریم می بینیم
    من که چیزای خوبی نمی بینم شما رو نمیدونم!

    اساس منع این روابط بخاطر حفظ بنیاد خانواده است.
    این خواسته شما نیست؟ شمایی که در آینده میخوای خانواده تشکیل بدی

    شما اهل مطالعه هستید ظاهرا، اگه دنبال این مطالب بوده باشید خیلی دلایل واضح وقانع کننده ای رو پیدا میکنید که دوستی های بی هدف رو منع کردن.
    که با عقل قابل پذیرشه

    - - - Updated - - -

    راستی همونطور که خودتون فرمودید آمادگی تشکیل یه زندگی نسبتا ساده رو دارید. میتونید کم کم برای ازدواج اقدام کنید. و مابقی مسیر رو به کمک همسفرتون طی کنید!

  16. 2 کاربر از پست مفید reihane_b تشکرکرده اند .

    ahmadi`00 (سه شنبه 11 تیر 92), بهار.زندگی (چهارشنبه 12 تیر 92)

  17. #20
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    جمعه 19 تیر 94 [ 19:52]
    تاریخ عضویت
    1390-7-30
    نوشته ها
    1,886
    امتیاز
    17,095
    سطح
    83
    Points: 17,095, Level: 83
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 255
    Overall activity: 61.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocial1000 Experience Points10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    9,194

    تشکرشده 9,665 در 1,930 پست

    Rep Power
    214
    Array
    ممنون.راستش سوالم درمورد درس خوندن و ادامه تحصیله.میخوام بدونم موقع درس خوندن خصوصا برای ارشد اینجوری میشی که پای کتاب و دفتر فکرت هزارجا بره؟بعد مجبور شی بری سراغ انجام کارای دیگه؟

    مطمئنم از ارسالای من 1قطره اشک هم به چشمت نیومد،ما کلا سوز و گدازشو زیاد نمیکنیم .

    درست حدس زدید .
    فیلم هندی دوست ندارم :)


 
صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. روش نقشه کشی ساختمان با اتوکد-مهندسین معمار
    توسط siam در انجمن ارتباط مراجعان - مشاوران
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: چهارشنبه 27 مهر 90, 09:03
  2. کسی میدونه این چه حسیه؟
    توسط sh_atk در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 15
    آخرين نوشته: دوشنبه 11 بهمن 89, 04:39

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 15:56 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.