تشکرشده 218 در 126 پست
من توي همكلاسي هاي( دانشگاه)ديدم دختر خانوم(مانتويي معمولي) نه بي حجاب بودن ولي ترم بعد در كمال تعجب ديدم چادري-سنگين وارد كلاس شدن گفتم اين يه چيزيش شده كه ديدم بله خانوم انگشتر نشون دستشون انداخته اين اولين مورد نبود كه من ديدم خانوم بعد ازدواج اينقدر عوض ميشن--در مورد بد حجاب هم ديدم بعد ازدواج مراعات ميكنن ولي نه اينكه كنفيكون بشه طرف-خب مورد هم داشتيم مثلا من خودم خواستگارم بهم گفت چادر براي من خييييييلي مهمه با اينكه چادري هستم متوجه شدم طرف ناموس پرسته و چقدر باهم تفاوت داشتيم و من در توانم نبود خواسته هاشون-شايد خالي از لطف نباشه لااقل در مورد ملاك هاتون چيزي بدونيد شايد طرف ادم منعطفي باشن/
angel-dream (چهارشنبه 24 مهر 92)
تشکرشده 839 در 268 پست
سلام دوست عزیز
با احترام به نظر دوستانی که فرمودن اقدام کنید،به نظر من وقتی تو همین ظاهر امر مشکل هست چرا میخواید به کنکاش درون همدیگر بپردازید و احساسات خود را بیدار کنید.ایجاد ارتباط شما با ایشون قطعا با احساسی کردن شرایط مشکلاتی در راه تصمیم گیریتون ایجاد خواهد کرد.مثلا اینکه شما در اون شرایط سعی می کنید این موضوع رو بپذیرید(در واقع امیدتون به بعد از ازدواجه که بتونمید رو ایشون تاثیر بذارید)و حتی با قبول این تفاوت ازدواج کنید.
مساله حجاب رو کمی وسیعتر در نظر بگیرید.ظاهر ایشون نشاندهنده یه فرهنگ متفاوته که ایشون در اون رشد پیدا کردن.جدا از اینکه خود حجاب به تنهایی(به خصوص برای کسانی که ان را جزو اولویت هاشون قرار میدن)تعیین کنندست.
فقط خدا![]()
abi.bikaran (چهارشنبه 24 مهر 92), angel-dream (چهارشنبه 24 مهر 92), Naashena (پنجشنبه 25 مهر 92), ویدا@ (پنجشنبه 25 مهر 92), مدیرهمدردی (پنجشنبه 25 مهر 92)
تشکرشده 37,362 در 7,160 پست
با سلام
2 نکته مهم وجود دارد.
اول :
بذر احساس این خانم در شما افکنده شده است. و به مرور و ناخودآگاه در حال رشد هست و ترس اینکه همین بحث احساسی سیر همسرگزینی شما را تحت الشعاع قرار بدهد وجود دارد. و این را می توان از تمرکز روی این مورد فهمید. از پست اول شما استنباط می شود که این سئوال را در تالار گفتگوی دیگری هم مطرح کرده باشید. پس مسئله از پشتوانه احساسی برخوردار هست. اگرچه کم، اما رو به رشد.
دوم:
شما فردی مقید هستید. که علیرغم احساستون، نتوانستید به سادگی از روی مسئله حجاب این فرد عبور کنید و برای خودتون سریعا توجیه کنید و خود را مجاب کنید.
این دو نکته شما را به تعارض کشانده است. و این تعارض هم بذری هست که روز به روز بیشتر می شود.
چون هم احساس با گیر کردن به موانع رشد می کند. و هم مسئله حجاب ایشون یک نکته محدود نیست. بلکه همانطور که دوستان تاکید دارند بخشی از پازل مهمتری از اعتقادات، طرز تفکر، فرهنگ و مسائل عادتی این فرد هست. که هر چه شما بیشتر با ایشون آشنا شوید این تعارضها بیشتر می شود.
شما می توانید جلو بروید ، خواستگاری بروید. اما باید هزینه افزایش این تعارض را بپردازید.
چون احساساتون شدیدتر می شود. و تفاوت فرهنگی و اعتقادی را هم بیشتر درک می کنید.
و اگر از احساس بخواهید کوتاه بیایید ضربه موقت و سنگین می خورید.
و اگر از اعتقادات خود (با توجیهاتی کوتاه )بیایید ضربه بزرگتری در زندگی متحمل می شوید.
در مشاوره قبل از ازدواج قانون این است، با وضعیت فعلی افراد ازدواج می کنید. نه تغییرات احتمالی آینده آنها. (اگر روی استثناء این قانون بخواهید تاکید کنید، ریسکی هست که هزینه اش را شخص شما باید بپردازید.)
angel-dream (پنجشنبه 25 مهر 92), Naashena (پنجشنبه 25 مهر 92), ویدا@ (پنجشنبه 25 مهر 92)
با تشکر از مدیر محترم سایت که در من را راهنمایی کردید .....
مدیر محترم واقعا به نکته مهمی اشاره کردید و همین دقیقا مسئله است
چون دارم این را احساس میکنم که کم کم دارم زیاد به ایشون فکر میکنم .....
و اصلا نمیخواهم سیر همسر گزینی من این قضیه دچار انحراف بکنه .....
ببینید ایده من به طور کلی این بود که با ایشون یک صحبت کلی و یک گفتمانی به صورت کلی انجام بشه و بعد از آن روی این مسئله یک مانوری بدم
اگر راهی برای بهبود این قضیه بود. که بقیه مسائل را با ایشون جلو ببریم و یا این که اگر واقعا یک نقطه کاملا مقابل بنده هست سریعا تمومش کنم
یکی از دوستام میگفت که چرا انقدر اصرار به این آشنایی داری
و من هم بهش گفتم که واقعا چون احساس میکنم ایشون دختر خوبی هستند و این که اگر سر این قضیه با ایشون صحبت نکنم احساس میکنم در آینده ممکن هست احساس کنم که چرا به ایشون چیزی نگفتم و مدام وقتی میخوام از این قضیه بگذرم این جمله از ذهنم میگذره و پیش خودم بگم که ای کاش بهشون میگفتم
ولی طبق صحبت های شما اگر برم با ایشون صحبت کنم باید هزینه های افزایش این تعارض را بپردازم .....
و قطعا نمیخوام طوری برم جلو که بعدها به مشکلی بخورم و ضربه بخورم روی این مسئله .....
از نظر کارشناسی به نظرتون راهی نیست که با ایشون راجع به این مسئله صحبتی کنم ؟؟
همونطور که بالا هم گفتم نظرم این بود که یک واسط بفرستم جلو و شرایط کلی من را به ایشون بگه
یا قبول میکنه ایشون شرایط بنده را و شروع به حرف زدن میکنیم یا این که ایشون میگه که من کلا نمیتونم با شما حرف هم بزنم و قضیه تموم میشه ....
ویرایش توسط angel-dream : پنجشنبه 25 مهر 92 در ساعت 15:37
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)