به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 28
  1. #11
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 26 آذر 93 [ 20:48]
    تاریخ عضویت
    1392-7-13
    نوشته ها
    165
    امتیاز
    1,059
    سطح
    17
    Points: 1,059, Level: 17
    Level completed: 59%, Points required for next Level: 41
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    131

    تشکرشده 275 در 125 پست

    Rep Power
    0
    Array
    چه جوری تونست قید دختر 5 سالشو برنه (مگه مقدس تر از عشق مادر به فرزند هست؟)

    همش تو ناخود آگاه ذهنم دخترشو با برادر زادم که هم سن هم هستند مقایسه می کنم (اون بچه با این همه شور و شوق کودکی چه گناهی کرده این وسط؟)

    خیلی با خودم کلنجار رفتم این جملرو نگم , چه جوری یه آدم می تونه شب کنار همسرش خواببیده باشه و با کسی دیگه تلفنی حرف بزنه؟ چی می شه که اینجوری می شه؟

    اصلا مگه داریم؟ مگه می شه؟ اینکه میگی چجوری میشه ، اصلا تعجبی نداره ، میشه از این بدتر هم میشه ، حتی شده طرف شوهرش رو بخاطر یکی دیگه میکشه پس این تلفن و خیانت دیگه اصلا تعجبی نداره . ممکن هست تعریف کنید شما چطوری با ایشون آشنا شدین ؟ چطوری صمیمی شدین ؟

  2. #12
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 24 دی 93 [ 15:18]
    تاریخ عضویت
    1392-6-29
    نوشته ها
    64
    امتیاز
    1,248
    سطح
    19
    Points: 1,248, Level: 19
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 52
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    3

    تشکرشده 67 در 39 پست

    Rep Power
    0
    Array
    همسر داداش رفیق و صاحب کار و بچه محل دوستم بود!
    در حد 30 ثانیه تو ماشین شوهرش منو دیده بود ولی من اصلا ندیده بودمش...
    شمارمو از تو گوشی شوهر برداشته بود.... کار که از کار گذشت تازه فهمیدم کی بوده!!!

  3. #13
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 26 آذر 93 [ 20:48]
    تاریخ عضویت
    1392-7-13
    نوشته ها
    165
    امتیاز
    1,059
    سطح
    17
    Points: 1,059, Level: 17
    Level completed: 59%, Points required for next Level: 41
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    131

    تشکرشده 275 در 125 پست

    Rep Power
    0
    Array
    این جور که شما تعریف کردید ، این خانم خیلی ماجراجو و عاشق پیشه هستند ، بعضی ها ژنتیکی این طوری هستند و پایبندی و خویشتن داری ندارند. یه وقت هست یک پسر بعد از کلی سعی و تلاش و وقت میتونه با یک خانم متاهل دوست بشه ، اما اینجا ایشون خودش پیش قدم شده . اینجا شما زیاد خودت رو گناهکار ندون ، ایشون شما رو به این کار سوق داده . حالا چرا این کار رو کرده میخواسته از شوهرش مثلا انتقام بگیره یا واقعا فقط از شما خوشش امده بوده؟

  4. #14
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 08 شهریور 05 [ 01:25]
    تاریخ عضویت
    1390-6-17
    نوشته ها
    1,916
    امتیاز
    43,566
    سطح
    100
    Points: 43,566, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    3,893

    تشکرشده 3,096 در 1,314 پست

    Rep Power
    317
    Array
    آقای جنوب سرخ
    من یک بار شنیدم که زنا حق الله است.
    یعنی شما اگر پیش خدا توبه کنید و تکرار نکنید توبتون کاملا پذیرفته میشه. و بخشیده میشید.

    و این رو هم شنیده اید که خدا وقتی یک گناهکار توبه واقعی کنه جوری اورو میبخشه که حتی ملائکه هم گناه او رو یادشون میره.فقط خدا میدونه و خود اون شخص.

    و یک حدیث از ائمه هم هست:" که هرکس رابطه خود و خدایش را اصلاح کند خداوند رابطه او با دیگران را اصلاح میکند."

  5. کاربر روبرو از پست مفید Pooh تشکرکرده است .

    میشل (چهارشنبه 01 آبان 92)

  6. #15
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 24 دی 93 [ 15:18]
    تاریخ عضویت
    1392-6-29
    نوشته ها
    64
    امتیاز
    1,248
    سطح
    19
    Points: 1,248, Level: 19
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 52
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    3

    تشکرشده 67 در 39 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط alireza35 نمایش پست ها
    این جور که شما تعریف کردید ، این خانم خیلی ماجراجو و عاشق پیشه هستند ، بعضی ها ژنتیکی این طوری هستند و پایبندی و خویشتن داری ندارند. یه وقت هست یک پسر بعد از کلی سعی و تلاش و وقت میتونه با یک خانم متاهل دوست بشه ، اما اینجا ایشون خودش پیش قدم شده . اینجا شما زیاد خودت رو گناهکار ندون ، ایشون شما رو به این کار سوق داده . حالا چرا این کار رو کرده میخواسته از شوهرش مثلا انتقام بگیره یا واقعا فقط از شما خوشش امده بوده؟
    نه بنده خدا شوهره آدمه سالم و سر براهیه , خانومه قبل از من با دوستم رابطه داشته (در حین اینکه متاهل بوده)
    وقتی که همه چی معلوم شد فکر کردم خواسته از دوست من انتقام بگیره که اومده سراغ من.... اما هیچ موقع اینو گردم نگرفتتتتتتتتتت

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط Pooh نمایش پست ها
    آقای جنوب سرخ
    من یک بار شنیدم که زنا حق الله است.
    یعنی شما اگر پیش خدا توبه کنید و تکرار نکنید توبتون کاملا پذیرفته میشه. و بخشیده میشید.

    و این رو هم شنیده اید که خدا وقتی یک گناهکار توبه واقعی کنه جوری اورو میبخشه که حتی ملائکه هم گناه او رو یادشون میره.فقط خدا میدونه و خود اون شخص.

    و یک حدیث از ائمه هم هست:" که هرکس رابطه خود و خدایش را اصلاح کند خداوند رابطه او با دیگران را اصلاح میکند."
    این حدیث که گفتی خیلی آرومم کرد
    اما من درگیری های شدیدی با خودم پیدا کردم
    خانومه دلش با منه
    اما من از خدا می ترسم که بخوام یه خانواده رو از هم جدا کنم و یه زندگی رو خراب کنم از اینکه بخوام یه دختر بچه 5 ساله بچه طلاق شه
    من وقتی مرتکب اون گناه شدم طرفم رو نمی شناختم
    الانم ذلت اون گناه هنوز تو دلمه
    واسه این آرزوی مرگ می کنم که نمی خوام 3 نفر آدمو بد بخت کنم واسه اینکه نه می تونم جواب دلمو بدم نه جواب خداروووووووووووو
    دارم نابود می شم....

  7. 2 کاربر از پست مفید jonube-sorkh تشکرکرده اند .

    Pooh (چهارشنبه 01 آبان 92), میشل (چهارشنبه 01 آبان 92)

  8. #16
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 08 شهریور 05 [ 01:25]
    تاریخ عضویت
    1390-6-17
    نوشته ها
    1,916
    امتیاز
    43,566
    سطح
    100
    Points: 43,566, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    3,893

    تشکرشده 3,096 در 1,314 پست

    Rep Power
    317
    Array
    آقای جنوب سرخ
    ببینید
    اولا که ایشون یک زن شوهر دار هستند.
    اینکه به شما علاقه دارند مشکل خودشونه. نه شما. شما نمیخواد به فکر او باشید.شما مسئول سهم خوتون در این مساله هستید. و گمان میکنم وظیفه ی شما در این وضعیت اینه که به نوبه ی خود کاملا این خانم رو کاملا از زندگیتون بیرون کنید. هم از زندگی عملیتون هم از فکرتون. هم از دلسوزی هاتون.وظیفه ی شما اینه. بقیه اش هم به شما مربوط نیست.

    دوما،منظورتون از جواب دل خودتون چیه؟

    - - - Updated - - -

    آقای جنوب سرخ
    ببینید
    اولا که ایشون یک زن شوهر دار هستند.
    اینکه به شما علاقه دارند مشکل خودشونه. نه شما. شما نمیخواد به فکر او باشید.شما مسئول سهم خوتون در این مساله هستید. و گمان میکنم وظیفه ی شما در این وضعیت اینه که به نوبه ی خود کاملا این خانم رو کاملا از زندگیتون بیرون کنید. هم از زندگی عملیتون هم از فکرتون. هم از دلسوزی هاتون.وظیفه ی شما اینه. بقیه اش هم به شما مربوط نیست.

    دوما،منظورتون از جواب دل خودتون چیه؟

    - - - Updated - - -

    برادر گرامی
    باز هم میگم.
    شما خودتونو درگیر چیزهایی کرده اید که آزارتون میده.
    ول کنید. رها کنید. این چیزا رو از خودتون بکنید و بندازید دور.
    سهم خودتونو انجام بدید و خودتونو از این قضیه بکشید بیرون.
    بقیه اش دیگه کار شما نیست. مربوط به شما نیست. بیشتر از سهم خودتون هم کاری از دستتون برنمیاد.
    بقیه اش رو بسپارید به خدا.
    همین.

    کلاسهاتونو هم برید. وقتتون رو با چیزهایی که سلامت و مفید بودنشون مشخصه پر کنید. شما راه ها آسفالت رو رها کرده اید و زدید به خاکی. بعد میگید چرا پر از گرد و خاکم و چرا همه جا غبار آلوده.

    مگه درس خوندن و یه شغل سالم چه ایرادی داره که سراغ اونا نمیرید؟چرا کلاسهاتونو نمیرید؟
    برادر عزیز، من اصلا قصد سرزنش ندارم.
    باور کنید شما هم عین برادرهای خودم.
    با همه ی دلسوزی های خواهرانه ای که برای اونا دارم ، دارم برای شما هم مینویسم. نمیدونم نوشته های منو با چه لحنی میخونید. ولی با لحن دلسوزی خالصانه ی یک خواهر بخونیدش.
    برادر، خودتو بکش بیرون. خواهش میکنم. اول خودتو نجات بده. اول خودتو قوی کن.
    تا وقتی وقت اضافی داری فکرت هم مشغول این چیزا میشه. به زور هم که شده کلاسها رو برید. درس بخونید. کارتون رو ادامه بدید. اگر میبینید این کار باعث میشه اون خانم از ذهنتون نره بیرون، خب برید یه جای دیگه سر کار.

    - - - Updated - - -

    وققتون رو با چیزای سالم پر کنید. بعد خود به خود دیگه فضایی در ذهن و وقتتون باقی نمی مونه که به این چیزا فکر کنید.

    کم کم ظرف وجودتون از همون چیزای خوب و سالم پر میشه.

    فقط باید اول خودتو خلاص کنی.
    باید بیای بزنی تو جاده آسفالت.
    وظیفه ی شما الان فقط همینه.

  9. کاربر روبرو از پست مفید Pooh تشکرکرده است .

    میشل (چهارشنبه 01 آبان 92)

  10. #17
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    دوشنبه 05 آبان 04 [ 19:04]
    تاریخ عضویت
    1391-12-24
    نوشته ها
    1,691
    امتیاز
    45,402
    سطح
    100
    Points: 45,402, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteranOverdrive25000 Experience Points
    تشکرها
    6,934

    تشکرشده 6,911 در 1,649 پست

    Rep Power
    350
    Array
    سلام آقای جنوب سرخ،

    از خوندن تاپیکتون ذهنیت مثبتی نسبت بهتون پیدا کردم، خوشحالم که شما روی این سیاره زندگی میکنید، و امیدوارم زندگیتون پایدار باشه، چون افراد مقید و اخلاق گرایی چون شما به اصلاح امور این سیاره کمک میکنند.

    دوستان جواب های خوبی به شما دادن، توصیه میکنم پاسخ ها رو چند بار از اول و با دقت بخونید. (و تو پرانتز هم بگم پاسخ های مفصلی که دوستان براتون گذاشتن، بازخوردی به شخصیت شماست. پس قدر خودتون رو بیشتر بدونید و شایستگی هاتون رو نادیده نگیرید.)

    من از پاسخ هایی که دوستان برای شما گذاشتن، خودم یادگرفتم، و قصد ندارم تکرارشون کنم. فقط یک نکته به ذهنم رسید که براتون میذارم.

    در رابطه با این چالش ذهنی شما که اون خانوم باوجود پاکی و سربه راهی شوهرش اینکار رو انجام داده، نظر من اینه که:

    صد در صد حق باشماست و اون خانوم به همسرش بد کرده، در این شکی نیست. اما این اتفاق (که به شکل های مختلف در اطراف ما تکرار میشه) به این معنا نیست که بازخورد خوبی، بدی شده.

    اون آقا درسته که سربه راه و سالم هست (از این جهت که شما گفتید) اما خطاهای دیگری داره که موجب شده این اتفاق براش رخ بده. یعنی بدی ای که دریافت کرده، در جواب نقص های دیگش بوده.

    بعنوان مثال این احتمالات رو میشه داد:

    1. تشنگی جنسی زن. که قطعا همسرش درش نقش داره.
    2. پررنگ نشدن خط قرمز های اخلاقی برای زن، توسط همسرش.
    3. این آقا موقع انتخابش دقت نکرده که با چه تیپ شخصیتی داره ازدواج میکنه.
    4. منفعل یا پرخاشگر بودن مرد.
    5. منفعل بودن خانوم تو رابطه، و عدم موفقیت (یا عدم تلاش) مرد برای تغییر این حالت.

    همه ی اینها فرض هستند، ممکنه کاستی های دیگه ای تو اون زندگی وجود داشته باشن، اما اینطور نیست که اون آقا هیچ سهمی در اتفاقی که براش افتاده نداشته باشه.

    هر اتفاق بدی، یه اتفاق خوبه...



  11. کاربر روبرو از پست مفید میشل تشکرکرده است .

    Pooh (چهارشنبه 01 آبان 92)

  12. #18
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 24 دی 93 [ 15:18]
    تاریخ عضویت
    1392-6-29
    نوشته ها
    64
    امتیاز
    1,248
    سطح
    19
    Points: 1,248, Level: 19
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 52
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    3

    تشکرشده 67 در 39 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط Pooh نمایش پست ها
    آقای جنوب سرخ
    ببینید
    اولا که ایشون یک زن شوهر دار هستند.
    اینکه به شما علاقه دارند مشکل خودشونه. نه شما. شما نمیخواد به فکر او باشید.شما مسئول سهم خوتون در این مساله هستید. و گمان میکنم وظیفه ی شما در این وضعیت اینه که به نوبه ی خود کاملا این خانم رو کاملا از زندگیتون بیرون کنید. هم از زندگی عملیتون هم از فکرتون. هم از دلسوزی هاتون.وظیفه ی شما اینه. بقیه اش هم به شما مربوط نیست.

    دوما،منظورتون از جواب دل خودتون چیه؟

    - - - Updated - - -

    آقای جنوب سرخ
    ببینید
    اولا که ایشون یک زن شوهر دار هستند.
    اینکه به شما علاقه دارند مشکل خودشونه. نه شما. شما نمیخواد به فکر او باشید.شما مسئول سهم خوتون در این مساله هستید. و گمان میکنم وظیفه ی شما در این وضعیت اینه که به نوبه ی خود کاملا این خانم رو کاملا از زندگیتون بیرون کنید. هم از زندگی عملیتون هم از فکرتون. هم از دلسوزی هاتون.وظیفه ی شما اینه. بقیه اش هم به شما مربوط نیست.

    دوما،منظورتون از جواب دل خودتون چیه؟

    - - - Updated - - -

    برادر گرامی
    باز هم میگم.
    شما خودتونو درگیر چیزهایی کرده اید که آزارتون میده.
    ول کنید. رها کنید. این چیزا رو از خودتون بکنید و بندازید دور.
    سهم خودتونو انجام بدید و خودتونو از این قضیه بکشید بیرون.
    بقیه اش دیگه کار شما نیست. مربوط به شما نیست. بیشتر از سهم خودتون هم کاری از دستتون برنمیاد.
    بقیه اش رو بسپارید به خدا.
    همین.

    کلاسهاتونو هم برید. وقتتون رو با چیزهایی که سلامت و مفید بودنشون مشخصه پر کنید. شما راه ها آسفالت رو رها کرده اید و زدید به خاکی. بعد میگید چرا پر از گرد و خاکم و چرا همه جا غبار آلوده.

    مگه درس خوندن و یه شغل سالم چه ایرادی داره که سراغ اونا نمیرید؟چرا کلاسهاتونو نمیرید؟
    برادر عزیز، من اصلا قصد سرزنش ندارم.
    باور کنید شما هم عین برادرهای خودم.
    با همه ی دلسوزی های خواهرانه ای که برای اونا دارم ، دارم برای شما هم مینویسم. نمیدونم نوشته های منو با چه لحنی میخونید. ولی با لحن دلسوزی خالصانه ی یک خواهر بخونیدش.
    برادر، خودتو بکش بیرون. خواهش میکنم. اول خودتو نجات بده. اول خودتو قوی کن.
    تا وقتی وقت اضافی داری فکرت هم مشغول این چیزا میشه. به زور هم که شده کلاسها رو برید. درس بخونید. کارتون رو ادامه بدید. اگر میبینید این کار باعث میشه اون خانم از ذهنتون نره بیرون، خب برید یه جای دیگه سر کار.

    - - - Updated - - -

    وققتون رو با چیزای سالم پر کنید. بعد خود به خود دیگه فضایی در ذهن و وقتتون باقی نمی مونه که به این چیزا فکر کنید.

    کم کم ظرف وجودتون از همون چیزای خوب و سالم پر میشه.

    فقط باید اول خودتو خلاص کنی.
    باید بیای بزنی تو جاده آسفالت.
    وظیفه ی شما الان فقط همینه.
    جواب دلم یعنی اینکه به خودم نمی تونم دروغ بگم نمی تونم بش فکر نکنم نمی تونم فراموش کنم... هر چی هم که از زندگیم بیرونش کرده باشم
    تو لحظه لحظه هام دارم حسش می کنم ... صداش تو گوشم می پیچه و هزار تا مورد دیگه که نمی تونم بگم...

    خودم کاملا قبول دارم که باید به قول شما ول کنم رها کنم اما چه جوری؟؟ خوشم نمی یاد که الکی خودمو اذیت کنم!
    شاید بالاخره فراموشش کنم اما من اون آدم سابق می شم؟ می تونم به زندگی عادی برگردم؟ منی که همیشه تو گذشته دارم سیر می کنم...
    می تونم فراموش کنم چیزهایی رو که دیدم؟ اتفاق هایی که افتاد؟ اتفاق هایی که تو دیدار دوم افتاد داره مثل خوره روحمو می می خوره...

    ممکنه روزی برسه که دیگه شخصیتش واسم مهم نباشه حتی این که آیندش چی میشه و حتی اینکه دیگه من حسی بش نداشته باشم اما من به زندگی طبیعی بر نمی گردم همش یه چیزی تو گذشته هست که اذیتم می کنه
    تا الانم اگه وایسادم واسه این بوده که اگه چیری معلوم شد من همرو گردن بگیرم و زندگیش از هم نپاشه....

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط میـشل نمایش پست ها
    سلام آقای جنوب سرخ،

    از خوندن تاپیکتون ذهنیت مثبتی نسبت بهتون پیدا کردم، خوشحالم که شما روی این سیاره زندگی میکنید، و امیدوارم زندگیتون پایدار باشه، چون افراد مقید و اخلاق گرایی چون شما به اصلاح امور این سیاره کمک میکنند.

    کاش این هایی که گفتین حقیقت داشت.... به هر حال ممنونم

    دوستان جواب های خوبی به شما دادن، توصیه میکنم پاسخ ها رو چند بار از اول و با دقت بخونید. (و تو پرانتز هم بگم پاسخ های مفصلی که دوستان براتون گذاشتن، بازخوردی به شخصیت شماست. پس قدر خودتون رو بیشتر بدونید و شایستگی هاتون رو نادیده نگیرید.)

    من از پاسخ هایی که دوستان برای شما گذاشتن، خودم یادگرفتم، و قصد ندارم تکرارشون کنم. فقط یک نکته به ذهنم رسید که براتون میذارم.

    در رابطه با این چالش ذهنی شما که اون خانوم باوجود پاکی و سربه راهی شوهرش اینکار رو انجام داده، نظر من اینه که:

    صد در صد حق باشماست و اون خانوم به همسرش بد کرده، در این شکی نیست. اما این اتفاق (که به شکل های مختلف در اطراف ما تکرار میشه) به این معنا نیست که بازخورد خوبی، بدی شده.

    اون آقا درسته که سربه راه و سالم هست (از این جهت که شما گفتید) اما خطاهای دیگری داره که موجب شده این اتفاق براش رخ بده. یعنی بدی ای که دریافت کرده، در جواب نقص های دیگش بوده.

    بعنوان مثال این احتمالات رو میشه داد:

    1. تشنگی جنسی زن. که قطعا همسرش درش نقش داره. اصلا اون آقا از این نظر هیچ کاستی نداشت خود خانوم هم اعتراف کرد.
    2. پررنگ نشدن خط قرمز های اخلاقی برای زن، توسط همسرش. چرا اتفاقا به موقع تذکر های قاطعانه ای می داد.
    3. این آقا موقع انتخابش دقت نکرده که با چه تیپ شخصیتی داره ازدواج میکنه. قطعا دقت نکرده رابطه از دوستی های خیابونی شروع شده بود حتی دوست آقا هم تذکر داده بود که مورد مناسبی نیست این خانوم!
    4. منفعل یا پرخاشگر بودن مرد. هیچ کدوم...
    5. منفعل بودن خانوم تو رابطه، و عدم موفقیت (یا عدم تلاش) مرد برای تغییر این حالت. 100% خانوم شخصیت منفعلی داشت و با من هم همین طور بود , اما چه ارتباطی بین منفعل بودن و خیانت وجود داره؟؟؟

    همه ی اینها فرض هستند، ممکنه کاستی های دیگه ای تو اون زندگی وجود داشته باشن، اما اینطور نیست که اون آقا هیچ سهمی در اتفاقی که براش افتاده نداشته باشه.
    بی نهایت کنجکاو هستم بفهمم کاستی های آقا چی بوده چون الان به عدالت خدا شک کردم... باید واسم مشخص شه این دنیا رو چه قاعده و قانونی استواره (الان به نظرم مثل جنگل می مونه بی هیچ نظارت و قانون مندی) ...

    حتی از خواهر اقا سوال کردم که این چه نونی بود خدا گذاشت تو کاسه آقا , خواهرش به من گفت اون موقع که آقا حلقشو واسه جور کردن پول خرید خونه می فروخت می گفت وقتی نگین های حلقشو در میاوردن انگار قلبشو از تو سینه در میاوردن
    تف به این دنیا و آدماش...

  13. کاربر روبرو از پست مفید jonube-sorkh تشکرکرده است .

    Pooh (چهارشنبه 01 آبان 92)

  14. #19
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 08 شهریور 05 [ 01:25]
    تاریخ عضویت
    1390-6-17
    نوشته ها
    1,916
    امتیاز
    43,566
    سطح
    100
    Points: 43,566, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    3,893

    تشکرشده 3,096 در 1,314 پست

    Rep Power
    317
    Array
    منظور من از سوالم این بود که آیا فقط از نظر وجدانی درگیر اون خانم هستید، یا احساس علاقه ای به اون خانم دارید و نمیتونید دل بکنید؟

    - - - Updated - - -

    خب خود این آقا در انتخابش دقت نکرده. دقت نکرده که اون قدر عشق رو داره به پای آدم لایقی میریزه یا نه. الان هم چوب همین بی دقتی خودش رو داره میخوره.
    این عادلانه نیست؟!!

  15. کاربر روبرو از پست مفید Pooh تشکرکرده است .

    میشل (پنجشنبه 02 آبان 92)

  16. #20
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 24 دی 93 [ 15:18]
    تاریخ عضویت
    1392-6-29
    نوشته ها
    64
    امتیاز
    1,248
    سطح
    19
    Points: 1,248, Level: 19
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 52
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    3

    تشکرشده 67 در 39 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط Pooh نمایش پست ها
    منظور من از سوالم این بود که آیا فقط از نظر وجدانی درگیر اون خانم هستید، یا احساس علاقه ای به اون خانم دارید و نمیتونید دل بکنید؟

    - - - Updated - - -

    خب خود این آقا در انتخابش دقت نکرده. دقت نکرده که اون قدر عشق رو داره به پای آدم لایقی میریزه یا نه. الان هم چوب همین بی دقتی خودش رو داره میخوره.
    این عادلانه نیست؟!!
    100% عادلانه نیست ... کاش خدا واسه پاکی اون آقا پا در میونی می کرد و این اتفاقا نمی افتاد
    بله از نظر عاطفی هم درگیرم که البته وجدان بر احساسم غلبه می کنه...


 
صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. مادرم مریضیمو تو فامیل و غریبه جار میزنه چیکار کنم جرات خودکشی هم ندارم
    توسط golii در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: جمعه 29 اسفند 93, 04:46
  2. من خیلی بی اراده و بی انگیزه شدم تو زندگی....
    توسط abi.bikaran در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 15
    آخرين نوشته: پنجشنبه 10 مهر 93, 20:44
  3. پاسخ ها: 12
    آخرين نوشته: یکشنبه 11 خرداد 93, 10:55
  4. شمارو بخدا بگید چه خاکی بریزم تو سرم؟
    توسط coyote_coquetry در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 57
    آخرين نوشته: شنبه 23 آبان 88, 06:58
  5. بدبینی تو تالار موج میزنه
    توسط who در انجمن پیشنهادات ،انتقادات و مشکلات تالار
    پاسخ ها: 17
    آخرين نوشته: جمعه 18 بهمن 87, 08:12

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 02:33 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.