به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 40

Hybrid View

  1. #1
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 08 شهریور 05 [ 01:25]
    تاریخ عضویت
    1390-6-17
    نوشته ها
    1,916
    امتیاز
    43,566
    سطح
    100
    Points: 43,566, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    3,893

    تشکرشده 3,096 در 1,314 پست

    Rep Power
    317
    Array

    سلام.
    فکر میکنم من درکت کنم...

    حرف آقا سعید هم بد نبود. اصلا هم حرفی از اینکه باید دنیایی بدون خدا را بخواهید نزده اند بنده ی خدا.


    یلدا جان...
    گمان نمیکنم تو به وجود خدا شک داری.
    بلکه میخواهی مطمئن باشی داری درست میری...میخوای مطمئن باشی اگه داری به خاطر خدا بعضی جاها رو دل خودت پا میذاری ، برای خدا ارزش داره و ضرر نمیکنی؟

    آیا درست درک کرده ام؟
    اگر اشتباه میکنم ببخش.

    اما اگر همین چیزیه که من حس میکنم، میخوام یه چیزایی برات بگم.

    یه روایتی هست...من دقیق ادم نیست...نقل به مضمون میکنم....میدونیم که سلمان فارسی و ابوذر هر دو از یاران واقعی حضرت محمد بوده اند و ایمان هر دو هم قوی بوده. اما یکبار حضرت محمد به یکی از صحابه(که دقیقا نمیدونم کدوم بوده...فکر کنم حضرت علی...)میگه:"اگر ابوذر و سلمان از شکل ایمان م به خدا خبر داشتند، همدیگر رو کافر میدونستند"

    میدونی یلدا؟
    به نظر من ایمان هر کسی هم مثل اثر انگشتش مختص به خودشه.

    مهم وجود ارتباط قلبی و عملیه. اما به درست و غلطش فکر نکن.

    اون داستان موسی و شبان رو یادته؟



    دید موسی یک شبانی را به راه
    کو همی گفت ای خدا و ای اله
    تو کجایی تا شوم من چاکرت
    چارقت دوزم کنم شانه سرت
    ای خدای من فدایت جان من
    جمله فرزندان و خان و مان من
    تو کجایی تا سرت شانه کنم
    چارقت را دوزم و بخیه زنم
    جامه ات شویم شپش هایت کشم
    شیر پیشت آورم ای محتشم
    ور تو را بیماریی آید به پیش
    من تو را غمخوار باشم همچو خویش
    دست ِ کت بوسم بمالم پای کت
    وقت خواب آید بروبم جای کت
    گر ببینم خانه ات را من دوام
    روغن و شیرت بیارم صبح و شام
    هم پنیر و نان های روغنین
    خمرها چغرات های نازنین
    سازم و آرم به پیشت صبح و شام
    از من آوردن ز تو خوردن تمام
    ای فدای تو همه بزهای من
    ای به یادت هی هی و هی های من
    زین نمط بیهوده می گفت آن شبان
    گفت موسا با کی استت ای فلان ؟!
    گفت با آن کی که ما را آفرید
    این زمین و چرخ از او آمد پدید
    گفت موسا های خیره سر شدی !
    خود مسلمان ناشده کافر شدی
    این چه ژاژ است این چه کفر است و فشار
    پنبه ای اندر دهان خود فشار
    گند کفر تو جهان را گنده کرد
    کفر تو دیبای دین را ژنده کرد
    چارق و پا تابه لایق مر تو راست
    آفتابی را چنین ها کی رواست ؟!
    گر نبندی زین سخن تو حلق را
    آتشی آید بسوزد خلق را
    آتشی گر نامده است این دود چیست
    جان سیه گشته روان مردود چیست ؟!
    گر همی دانی که یزدان داور است
    ژاز و گستاخی تو را چون باور است؟!
    دوستی بی خرد خود دشمنی است
    حق تعالی زین چنین خدمت غنی است
    با که می گویی تو این با عم و خال ؟!
    جسم و حاجت در صفات ذوالجلال !؟
    شیر او نوشد که در نشو و نماست
    چارق او پوشد که او محتاج پاست
    ور برای بنده است این گفتگوی
    آن که حق گفت او من است و من خود او
    آن که گفت انی مرضت لم تعد
    من شدم رنجور و او تنها نشد
    آن که بی یسمع و بی یصبر شده است
    در حق آن بنده این هم بیهده است
    بی ادب گفتن سخن با خاص حق
    دل بمیراند سیه دارد ورق
    گر تو مردی را بخوانی فاطمه
    گرچه یک جنس اند مرد و زن همه
    قصد خون تو کند تا ممکن است
    گر چه خوشخوی و حلیم و ساکن است
    فاطمه مدح است در حق زنان
    مرد را گویی بود زخم سنان
    دست و پا در حق ما آسایش است
    در حق پاکی حق آلایش است
    لم یلد لم یولد او را لایق است
    والد و مولود را او خالق است
    هرچه جسم آمد ولادت وصف اوست
    هر چه مولود است او زین سوی جوست
    زانکه از کون و فساد است و مهین
    حادث است و محدثی خواهد یقین
    گفت : ای موسا دهانم دوختی !
    وز پشیمانی تو جانم سوختی
    جامه را بدرید و آهی کرد تفت
    سر نهاد اندر بیابان و برفت
    []
    وحی آمد سوی موسی از خدا
    ـ بنده ی ما را زما کردی جدا ؟!
    تو برای وصل کردن آمدی
    نی برای فصل کردن آمدی
    تا توانی پا منه اندر فراق
    ابغض الشیاء عندی الطلاق
    هر کسی را سیرتی بنهاده ایم
    هر کسی را اصطلاحی داده ایم
    در حق او مدح و در حق تو ذم
    در حق او شهد و در حق تو سم
    در حق او نور و در حق تو نار
    در حق او ورد و در حق تو خار
    در حق او نیک و در حق تو بد
    در حق او خوب و در حق تو رد
    ما بری از پاک و ناپاکی همه
    از گرانجانی و چالاکی همه
    من نکردم خلق تا سودی کنم
    بلکه تا بر بندگان جودی کنم
    هندیان را اصطلاح هند مدح
    سندیان را اصطلاح سند مدح
    من نگردم پاک از تسبیحشان
    پاک هم ایشان شوند و دُرفشان
    ما برون را ننگریم و قال را
    ما درون را بنگریم و حال را
    ناضر قلبیم اگر خاشع بود
    گر چه گفت لفظ ناخاضع بود
    زانکه دل جوهر بود گفتن عرض
    پس طفیل آمد عرض جوهر غرض
    چند ازاین الفاظ و اضمار و مجاز
    سوز خواهم سوز با سوز ساز
    آتشی از عشق در خود برفروز
    سر به سر فکر و عبارت را بسوز
    موسیا آداب دانان دیگرند
    سوخته جان و روانان دیگرند
    عاشقا ن را هر زمان سوزید نی است
    بر ده ویران خراج و عشر نیست
    گر خطا گوید ورا خاطی مگو
    گر شود پر خون شهید آن را مشو
    خون شهیدان را از آب اولی تر است
    این خطا از صد صواب اولی تراست
    در درون کعبه رسم قبله نیست
    چه غم ار غواص را پا چیله نیست
    تو ز سرمستان قلاووزی مجو
    جامه چاکان را چه فرمایی رفو؟!
    ملت عشق از همه دین ها جداست
    عاشقان را ملت و مذهب خداست
    لعل را گر مهر نبود باک نیست
    عشق در دریای غم غمناک نیست
    بعد از آن در سر موسی حق نهفت
    رازهایی کان نمی آید به گفت
    بر دل موسی سخن ها ریختند
    دیدن و گفتن به هم آمیختند
    چند بی خود گشت و چند آمد به خود
    چند پرّید از ازل سوی ابد
    بعد از این گر شرح گویم ابلهی است
    زان که شرح این ورای آگهی است
    ور بگویم عقل ها را برکند
    ور نویسم بس قلم ها بشکند
    ور بگویم شرح های معتبر
    تا قیامت باشد آن بس مختصر
    لاجرم کوتاه کردم من زبان
    گر تو خواهی از درون خود بخوان
    چون که موسی این عتاب از حق شنید
    در بیابان در پی چوپان دوید
    بر نشان پای آن سرگشته راند
    گرد از پره ی بیابان برفشاند
    گام پای مردم شوریده خود
    هم زگام دیگران پیدا بود
    یک قدم چون رخ ز بالا تا شکیب
    یک قدم چون پیل رفته بر اریب
    گاه چون موجی برافرازان علم
    گاه چون ماهی روانه بر شکم
    گاه بر خاکی نوشته حال خود
    همچو رمالی که رملی برزند
    گاه حیران ایستاده گه دوان
    گاه غلطان همچو گوی از صور جان
    عاقبت دریافت او را و بدید
    گفت مژده ده که دستوری رسید
    هیچ آدابی و ترتیبی مجو
    هر چه می خواهد دل تنگت بگو
    کفر تو دین است و دینت نور جان
    ایمنی وز تو جهانی در امان
    ای معاف یفعل الله ما یشا
    بی محابا رو زبان را برگشا
    گفت ای موسی از آن بگذشته ام
    صد هزاران ساله زان سو رفته ام
    تازیانه برزدی اسبم بگشت
    گنبدی کرد و ز گردون برگشت
    محرم ناسوت ما لاهوت باد
    آفرین بر دست و بر بازوت باد

    حال من اکنون برون از گفتن است
    آن چه می گویم نه احوال من است
    نقش می بینی که در آیینه ای است
    نقش توست آن نقش آن آیینه نیست
    [IMG]file:///C:/Users/NAVIDP%7E1/AppData/Local/Temp/msohtmlclip1/01/clip_image002.gif[/IMG]
    زنگ انش

  2. کاربر روبرو از پست مفید Pooh تشکرکرده است .

    yalda.69 (چهارشنبه 29 آبان 92)

  3. #2
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 08 تیر 93 [ 18:49]
    تاریخ عضویت
    1392-6-05
    نوشته ها
    35
    امتیاز
    753
    سطح
    14
    Points: 753, Level: 14
    Level completed: 53%, Points required for next Level: 47
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    86

    تشکرشده 95 در 28 پست

    Rep Power
    0
    Array
    ممنون بچه ها.

    "توجیه" عزیز. شما اشاره کردید به یه چشم داشت دنیوی که احیانا هم خواست خانوم هاست و گفتید واسه چی میخوام؟

    من انقدر مغرور و کله شق هستم که نه به بهشت چشم دارم، نه از جهنم واهمه. نمیگم خوبه. ولی خب اینجوریم. الان هم اگر اینجا هستم واسه اینه که از بهش های زیادی گذشتم. از چیزهایی که دلم به شدت مایل بوده گذشتم.

    من خدا رو فقط به خاطر خودش میخوام. نه به خاطر اینکه سرورمه یا کارم گروشه. توی دنیا هیچ چیز ترسناک تر از خوم نیست. نه خدا. فکر نمیکنم اعتماد چشم داشت دنیوی محسوب بشه. بلکه لازمه ی عشقیه که من خواهانشم. لازمه ی تردید زدایی، لازمه ی بهشت های دیگه ای که نتونستم با اطمینان ازش بگذرم. وگرنه اگر نیازمو پیش خدا نبرم پیش کی ببرم؟ از کسی نمیپرسن خدا رو واسه چی میخوای. شاید جالب تر باشه بپرسید خدا رو واسه چی نمیخوای؟ هان؟ به نظر من که هیچ چیز بدون اون معنی نداره. واسه همین در جواب سعید عزیز گفتم دنیای بدون اون رو نمیخوام. بخورم، بخوابم، معروف شم، پولدار شم که چی بشه؟ نون در بیارم کار کنم، کار کنم نون در بیارم که چی؟ مثل آب ریختن از این کاسه به اون کاسه و برعکس هست.
    و دانش به هم بزنم که چی؟ که 10 سال بعد یکی دیگه تکذیبش کنه؟ کارهای تکراری و نسل در نسل مدرن تر با یک جور تولد و یک جور مرگ منو توجیه نمیکنه که بخوام تو این دنیا باشم.

    مشکلم حضور خدا نیست. حتی هدفم. مشکلم ناتوانیه. اینکه اگه به حال خودم رها شده باشم چی؟ اگر اشتباه میکنم که تصمیمم خواست خدا هست چی؟ میدونم دستمو میگیره، اما نمیتونم توکل کنم. میدونم با حکمته، اما نمیتونم دانش و خواست خودمو دخالت ندم. میدونم توبه پذیره،اما نمیتونم باور کنم توبه منم میپذیره. از غضبش میترسم. از همه ی کارم پشیمون میشم، از تغییر خودم ناتوانم. و بعد از هر شکست به خودم میگم چرا بهم سخت میگیری. نمیتونم. تجربه ی شکست های متوالی خیلی سنگینه، اما هر بار پا شدم و دوباره شروع کردم.

    دیگه نا امیدم. نه از خدا. از خودم. و این پرسش ها شروع میشه....

    و اما جناب سعید من اگر شما رو رنجوندم عذر خواهی میکنم. من الان نیاز به تمرکز دارم. خواستم تاپیک متمرکز باشه. وگرنه اگر یک تاپیک بحث گونه بود خودم کوچیکتونم هستم، همه جوره هم بحث میکردیم. ولی اینجا نه اینکه بخوام صحت گفته ی کسی رو تایید کنم یا نه اینکه سخن شما رو تکذیب کنم، فقط خواستم تو تاپیکم سخن از دل باشه، نه عقل. وگرنه از نظر من نظر شما قابل احترامه. باز هم از شما معذرت میخوام.

  4. #3
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 26 دی 92 [ 19:23]
    تاریخ عضویت
    1392-7-26
    نوشته ها
    71
    امتیاز
    398
    سطح
    7
    Points: 398, Level: 7
    Level completed: 96%, Points required for next Level: 2
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class31 days registered250 Experience Points
    تشکرها
    92

    تشکرشده 77 در 41 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام
    میشه بگی از چی ناراحتی که باعث شده به وجود خدا شک کنی؟

  5. کاربر روبرو از پست مفید N.I.K.I تشکرکرده است .

    yalda.69 (چهارشنبه 29 آبان 92)

  6. #4
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 08 تیر 93 [ 18:49]
    تاریخ عضویت
    1392-6-05
    نوشته ها
    35
    امتیاز
    753
    سطح
    14
    Points: 753, Level: 14
    Level completed: 53%, Points required for next Level: 47
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    86

    تشکرشده 95 در 28 پست

    Rep Power
    0
    Array
    ناراحتیم اینه: چقدر بگذرم از چیزایی که خودم دوست دارم و اون دوست نداره و چقدر تن بدم به چیزایی که خودم دوست ندارم و اون دوست داره.
    منتی نیست اما چرا شرط حضورش کنارم دل و غرور شکستنمه؟ و وقتی نیمتونم اونی باشم که میخواد، وقتی گناه میکنم مجازاتم تنهاییه. آدم علایقش با شوهرش فرق کنه دردسره چه برسه به خدا.
    همه چیز یادمه. یک دفعه کاری ازم سر میزنه، یه کارهیجانی. چه هیجانم مثبت باشه چه منفی، بعد فکر میکنم که صحیح نبوده و عذاب میشم. نمیتونم ازش دور باشم. سختمه.
    میدونم اگر عشق باشه با خدا یکی میشم و واسه هرچی که ازم میخواد عذاب نمیشم. اما هنوز شرایط عشقش رو ندارم. شرایطش هم اینجور که منم حاصل نمیشه.

  7. #5
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 22 بهمن 92 [ 18:22]
    تاریخ عضویت
    1392-5-19
    نوشته ها
    93
    امتیاز
    742
    سطح
    14
    Points: 742, Level: 14
    Level completed: 43%, Points required for next Level: 58
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    79

    تشکرشده 116 در 57 پست

    Rep Power
    0
    Array
    خدا....
    خدا؟؟؟
    من یه بار نشستم تمام کتاب ها و اوراد و کتب عهد عتیق و جدید و قران رو خواندم...تاریخ ادیان جان ناس رو هم خواندم...بی رو در بایستی به خیلی چیزها درباره ادیان شک کردم...انگار همشون کپی برداری از هم هستن...
    میتونید این کتب رو از اینجا دریافت کنید...
    کتابخانه الکترونیکی فرهنگ مسجدالانبیاء شاهجهان آباد
    در کل دید جالبی بهتون میده که ادیان رو بشناسید...
    من فقط و فقط به خاطر این یک جمله خدا رو قلبا قبول دارم:
    خیلی سادست...اگر دین نباشه...خدا نباشه واقعا به این نتیجه رسیدم که سنگ رو سنگ بند نمیشه...
    همین...
    اما یه چیزی هم بگم...اگه خدارو قبول دارید...فارق از اینکه چجوری قبولش دارید...خیلی دل نبندید...امیدی نبندید...
    فکر نکنید که اگه خیلی ایمان داشته باشید مثلا خیلی هواتونو داره...
    اینا همش خیاله...از هیچکس انتظاری نداشته باش...حتی از خدا...
    مطمعن باش فرضا دعاهامون...حتی از گوش هامون هم بالاتر نمیره.دعا یه چیزیه که به من و شما ارامش میده همین.هیچ خاصیت دیگه ای هم نداره...اخه مگه خدا الافه بیاد بشینه ببینه هفت هشت ملیارد ادم اونم فقط رو کره زمین...ما که از جاهای دیگه خبر نداریم که ببینه کی چی میخواد...چی میگه...
    خلاصه حرفم اینه که در وجودش و خالق بودنش شک نکن...اما دنیا انقدر هام در و پیکر نداره...جای بی در پیکر و بی حساب کتابیه...هیچ کسیم هیچ کس رو نمیشناسه...حتی خدا بنده هاش رو...یه جاییه این افریده هاش چند صباحی توش وول میخورن بعدم میمیرن...

    - - - Updated - - -

    حالا خدا رو هم شناختیم...اثبات شد...که چی؟؟؟ چی بهمون اضافه شد...

    خدا بین بنده هاش فرق میگذاره...فرقهای مزخرف...من از اینش خوشم نیومد...یکی بدنیا میاد در اوج ثروت.با ثروت بدنیا میاد.در ثروت بزرگ میشه و با ثروتی که عاملش از اون اول هم خودش نبوده میمیره...یکی هم با ایدز بدنیا میاد.چون والدینش ایدز داشتند.بعدم در فقر و گرسنگی میمیره...
    .................................................. ...
    ببخشید من الان با خوندن این سوالتون کلی فکر منفی اومد تو ذهنم.کلی فکر.کلی دلیل و استدلال...هرچی تو ذهنم بود اومده تا پشت چشمم.حالم خرابه.دیگه دوست ندارم بنویسم...
    بازم عذر میخوام...

  8. #6
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 08 شهریور 05 [ 01:25]
    تاریخ عضویت
    1390-6-17
    نوشته ها
    1,916
    امتیاز
    43,566
    سطح
    100
    Points: 43,566, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    3,893

    تشکرشده 3,096 در 1,314 پست

    Rep Power
    317
    Array
    چرا فکر میکنی خدا میخواد تو از خواسته هات بگذری؟ چرا فکر میکنی باید حتما برای اینکه خدا کنارت باشه و رهات نکنه از خواسته هات بگذری؟

    ما آدمیم. هر نیازی داریم خود خدا در ما قرار داده. ما میتونیم و حق داریم و حتی شاید وظیفه داریم از هر نعمت حلال خدا استفاده و لذت کامل رو ببریم.

    مگه همون حضرت علی که رب النوع ایمان به خداست، عاشق حضرت زهرا نبود؟ مگه او هم وقتی حضرت زهرارو از دست داد غم به دلش ننشست؟ مگه ناله نکرد از ته دلش و نکفت زهرایم از دست رفت؟

    اگه اینجوری پیش بری یه روزی مثل من کلا از هرچی ایمانه زده میشی. دلت از خدا هم میشکنه.

    تو حق النفس رو هم به گردن داری. تو به بهونه ی عشق به خدا لازم نیست از نیازهات بگذری. لازم نیست ریاضت بکشی.
    فقط لزمه نیازهات رو در مسیری که خدا حلال قرار داده پاسخ بدی.
    همین.

  9. 2 کاربر از پست مفید Pooh تشکرکرده اند .

    yalda.69 (چهارشنبه 29 آبان 92), اشنای قدیمی (چهارشنبه 29 آبان 92)

  10. #7
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 08 شهریور 05 [ 01:25]
    تاریخ عضویت
    1390-6-17
    نوشته ها
    1,916
    امتیاز
    43,566
    سطح
    100
    Points: 43,566, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    3,893

    تشکرشده 3,096 در 1,314 پست

    Rep Power
    317
    Array
    یلدا جان....
    درکت میکنم.
    اونم خیلی شدید و خفن.......

    اما صبر کن.
    من دوست ندارم تو به اون جایی که من رسیدم برسی.

    منم دقیقا عین تو فکر میکردم.

    اما یلدا جان.....
    داری به خودت سخت میگیری.
    و حتی شاید مثل من داری به خدا بهتان میزنی.

    من خیلی درکت میکنم. محکومت هم نمیکنم. چون میفهمم چی میگی. اما اگه میخوای نتیجه این فکرت و نوع عشقی که میخوای به خدا داشته باشی رو ببینی، برو یه سر بزن به تاپیکای من ببین من به کجا رسیدم.

  11. کاربر روبرو از پست مفید Pooh تشکرکرده است .

    yalda.69 (چهارشنبه 29 آبان 92)

  12. #8
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 22 بهمن 92 [ 18:22]
    تاریخ عضویت
    1392-5-19
    نوشته ها
    93
    امتیاز
    742
    سطح
    14
    Points: 742, Level: 14
    Level completed: 43%, Points required for next Level: 58
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    79

    تشکرشده 116 در 57 پست

    Rep Power
    0
    Array
    ببخشید من این حرفو میزنم.عذر میخوام.عذر تقصیر.اما ادم این استدلال هارو میخونه یاد کتاب دینی سوم ابتدایی میافته...چمیدونم یاد شعر هرچه که بی ندیده خدایش افریده...خورشید و ماه تابان...ستاره درخشان...این همه را به قدرت خدا نموده خلقت میافته

  13. کاربر روبرو از پست مفید نگارگر 1986 تشکرکرده است .

    saeed.a (پنجشنبه 30 آبان 92)

  14. #9
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 08 تیر 98 [ 05:40]
    تاریخ عضویت
    1389-9-30
    نوشته ها
    1,362
    امتیاز
    19,687
    سطح
    88
    Points: 19,687, Level: 88
    Level completed: 68%, Points required for next Level: 163
    Overall activity: 25.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger Second Class1000 Experience PointsVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    7,910

    تشکرشده 7,657 در 1,487 پست

    Rep Power
    153
    Array
    سلام
    یک نکته اول حرفام بگم:
    این حرفایی که پایین میزنم، خطاب به خودم هم هست.
    یه وقت فکر نکنی نشستم بالا منبر و دارم روضه میخونم!



    دوست عزیزم، ما که پیامبر نیستیم برای شما معجزه بیاریم و شما ایمانت تقویت بشه.

    مسائلی که ماها هر کدوم تو زندگی خودمون تجربه کردیم هم یه سری مسائل شهودی و شخصی هست که اغلب واسه هر کس به درد خودش میخوره و زیاد به درد دیگران نمیخوره.

    مسائلی که توی کتابا هستن هم که... نمیدونم معرفی کتاب به درد شما میخوره؟



    راستش من نمیفهمم شما در این تاپیک چه چیزی میخوای از ما.

    اگه از مشکلات و سختی ها به نبود خدا رسیدی، به نظرم تاپیک دیگه ای باز کن و سعی کن مسائلت رو باز کنی و اونها رو از جنبه های مختلف بررسی کن تا ذهنت راحت تر بتونه مشکلات رو از شک به خدا تشخیص بده و اونها رو قاطی نکنه.



    =====================

    من از حرف الکی زدن خوشم نمیاد. میخوام اگر تو نمازم میگم تنها تورو میپرستم و تنها از تو یاری میطلبم دروغ نگفته باشم، حرفم حرف باشه. اگر بگم منزهی، از تصورات اشتباهم مبرا باشه، اگه میگم گواهی میدم یگانه ای واقعا برام تک باشه.

    نمیخوام منافق باشم. یا میگم هستم و سعی میکنم حد توانم پاش وایسم. یا میگم نه نیستم. قول نمیدم.
    عزیزم این یک اشتباهه.
    این حدیث رو نشنیدی مگه؟ (نقل به مضمون)
    به پیامبر گفته شد: فلانی نماز میخواند و خلاف هم میکند، پیامبر فرمود: "نماز او روزی نجاتش خواهد داد"


    توی خیلی از متد های درمان تلقینی، یک سری جملات هستن که باید هر روز چند بار برای خودت تکرار کنی. مثلا فردی خودش رو بسیار کم جرات میبینه موازی با یک سری کارهای درمانی دیگه، هر روز، با اینکه اون جملات رو قبول نداره، باید به خودش بگه من جرات مندم. (یه چیزی تو همین مایه ها)
    و اینجوری به مرور این کلمات روی ذهن و سیستم فکر و در آخر روی عملش تاثیر میذاره.
    حالا کاری به این روش ندارم. اما اگه به خود شما این کار بعنوان یه متد درمانی پیشنهاد بشه مثل خیلی های دیگه ممکنه بپذیری. اما برای نماز...!
    در حالیکه اون کلمات و عبارات تجویز خداست و این یکی، تجویز یه انسان که ممکنه اشتباه یا درست باشه.

    ===================================

    ازم چی میخواد؟
    دوست عزیزم، میدونم توی ذهنت ممکنه چیزای خیلی خیلی بالا و عرفانی میاد.
    من هم یک مدت اینجوری بودم و خودم رو درگیر این مسائل میدیدم.
    نه که بگم بده. این خیلی خوبه. اما یک مساله ای که هست اینه که آدم بعضی چیزایی که خدا واضح گفته رو ول میکنه و به دنبال یک چیز خیلی خارق العاده میگرده.
    این یه خطای بزرگه توی دین من درآوردی ما هست.

    یاد یه داستانی افتادم که حضرت داوود از همنشین خودش در بهشت از خدا میپرسه و بقیه شو از لینک زیر بخون:
    شماره 96 این صفحه رو بخون
    میبینی؟ چیز خارق العاده ای در زندگی ایشون نیست. جز رزق حلال و شکر گزاری و شکر گزاری و شکر گزاری!

    من به چند تا چیز رسیدم که :

    1) من قراره خودم رو موظف بدونم به همه چیزی که تا حدی بهش مطمئنم خواست خدا هست.
    خیلی هم قرار نیست در مطمئن شدن مته به خشخاش بذارم.
    میشه اینا: انجام واجبات و ترک محرمات. (واجبات و محرمات هم که توی همه جا نوشته و گفته میشه. خیلی واضح هست)

    2) در برخورد با مشکلات، ضمن اینکه شرایط بهتر رو از خدا میخوام، تا جای ممکن سعی کنم نا امید نشم و صبر کنم. صبر. صبر. صبر. حتی اگه نا امید شدم هم، اشکالی نداره. خدا سعی من رو در نا امید نشدن دیده.

    3) جاهایی توی زندگی هست که نمیشه کاری کرد. (نمیشه یعنی تلاش کردم و به نتیجه نرسیده.) باید رها کنم و بسپرم به خدا.

    به مرور به جزییات این سه تا شاخه اضافه میشه. و اگه مورد جدیدی بود هم بندهای چهارم و .. اضافه میشه.
    ولی همشون ساده و قابل فهم هستن. قرار نیست چیز عجیبی بیاد توش.

    ===========================

    من انقدر مغرور و کله شق هستم که نه به بهشت چشم دارم، نه از جهنم واهمه. نمیگم خوبه. ولی خب اینجوریم. الان هم اگر اینجا هستم واسه اینه که از بهش های زیادی گذشتم. از چیزهایی که دلم به شدت مایل بوده گذشتم.
    تناقض میبینم بلدا جان تو حرفات!
    توی اینکه بهشت جای آدمای مغرور نیست که هیچ شکی نیست!:)
    و اینکه به بهشت و جهنم انقدر سطحی نگاه نکن! (یادت نره این حرفا خطاب به خودمم هست)
    چیزایی که توی این دنیا ازش گذشتی بهشت نبوده! بهشت رو داری با یه قسمت کوچیک ِ کوچیک ِ کوچیک از این دنیا مقایسه میکنی!!

    ============================

    بعضی وقتا فکر میکنیم اومدیم این دنیا که یک سری کارها و مراحل رو پشت هم انجام بدیم و بعدش بمیریم.
    درس بخونیم، سرکار بریم، عاشق بشیم، ازدواج کنیم، بچه دار شیم، بچه مون خوب باشه، ازدواج کنه، نوه مون رو ببینیم، بعدشم بمیریم.
    و اگه اون کارا انجام نشه، یعنی بنده خوبی نبودیم!

    این یه فکر اشتباهه.

    هر کسی ممکنه زندگیش یه مسیری داشته باشه. مهم اینه که اون مسیر روخطا نریم.

    ============================
    بازم میگم، مشکلت رو بگو.
    ببین ریشه این فکرا از کجا داره آب میخوره.

    خیلی حرف زدم.
    بیشترش هم شاید واسه یادآوری به خودم بود.
    ببخشید سرتو درد آوردم.
    از زندگی چه می خواهی که در خدایی ِخدا، آنرا نمیابی؟
    ویرایش توسط دختر مهربون : چهارشنبه 29 آبان 92 در ساعت 03:25

  15. 2 کاربر از پست مفید دختر مهربون تشکرکرده اند .

    yalda.69 (چهارشنبه 29 آبان 92), جاثیه (جمعه 01 آذر 92)

  16. #10
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 01 اردیبهشت 97 [ 02:14]
    تاریخ عضویت
    1390-1-11
    نوشته ها
    1,700
    امتیاز
    16,289
    سطح
    81
    Points: 16,289, Level: 81
    Level completed: 88%, Points required for next Level: 61
    Overall activity: 16.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    4,578

    تشکرشده 5,967 در 1,568 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    203
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط yalda.69 نمایش پست ها
    ناراحتیم اینه: چقدر بگذرم از چیزایی که خودم دوست دارم و اون دوست نداره و چقدر تن بدم به چیزایی که خودم دوست ندارم و اون دوست داره.
    منتی نیست اما چرا شرط حضورش کنارم دل و غرور شکستنمه؟ و وقتی نیمتونم اونی باشم که میخواد، وقتی گناه میکنم مجازاتم تنهاییه. آدم علایقش با شوهرش فرق کنه دردسره چه برسه به خدا.
    همه چیز یادمه. یک دفعه کاری ازم سر میزنه، یه کارهیجانی. چه هیجانم مثبت باشه چه منفی، بعد فکر میکنم که صحیح نبوده و عذاب میشم. نمیتونم ازش دور باشم. سختمه.
    میدونم اگر عشق باشه با خدا یکی میشم و واسه هرچی که ازم میخواد عذاب نمیشم. اما هنوز شرایط عشقش رو ندارم. شرایطش هم اینجور که منم حاصل نمیشه.
    به نظرم ادمها چون خودشون رو مرکز کائنات می دونند و خودشون رو خیلی دوست دارند فکر می کنند خداشونم اونها باید تعریف کنند و خاص اونها باشه و اگر خداشون مطابق با تعریف و انتظاراتشون نبود به این نتیجه می رسند که باید در وجودش شک کنند. به نظرم تعریفت از خدا اشتباهه (با توجه به قسمتی که قرمز کردم).

    - - - Updated - - -

    تعریف خدا و می تونی توی قران از زبان خودش پیدا کنی.
    هر آنچه را برای خود می پسندی برای دیگران هم بپسند
    و هر آنچه را برای خود نمی پسندی برای دیگران هم نپسند

  17. 2 کاربر از پست مفید deljoo_deltang تشکرکرده اند .

    yalda.69 (چهارشنبه 29 آبان 92), جاثیه (جمعه 01 آذر 92)


 
صفحه 2 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: چهارشنبه 14 تیر 96, 19:57
  2. استفاده از سایت همسریابی برای آشنایی و ازدواج درست هست
    توسط شمیم بهار در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 18
    آخرين نوشته: پنجشنبه 14 فروردین 93, 17:30
  3. پاسخ ها: 37
    آخرين نوشته: چهارشنبه 13 فروردین 93, 16:14
  4. پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: سه شنبه 28 شهریور 91, 23:34
  5. پسری که دنبال تصاویر جنسی تو نت هست ممکنه مشکل درست کنه برای اطرافیانش؟
    توسط بهار.زندگی در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: جمعه 12 اسفند 90, 15:20

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 03:02 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.