دوستاي عزيزم ممنون از نظراتون خيلي روم تاثير مثبت داشت من دوست دارم كه مراسم جداگانه اي داشته باشم ولي هم بودجش نيست هم اينكه اگر اينجور باشه تو مراسم خانواده همسرم نباشن چون عقد هم داريم خيلي زشت ميشه ،ممنون از نظرات خوبتون![]()
تشکرشده 10 در 7 پست
دوستاي عزيزم ممنون از نظراتون خيلي روم تاثير مثبت داشت من دوست دارم كه مراسم جداگانه اي داشته باشم ولي هم بودجش نيست هم اينكه اگر اينجور باشه تو مراسم خانواده همسرم نباشن چون عقد هم داريم خيلي زشت ميشه ،ممنون از نظرات خوبتون![]()
تشکرشده 6,499 در 1,515 پست
سلام عروس خانم
از صمیم دل ازدواجتون را بهتون تبریک می گم و امیدوارم در کنار همسرت روزهای بسیار خوبی را در پیش داشته باشی.
ابتدا از نکات باارزشی که واحد گرامی گفتند خیلی تشکر می کنم. واقعا خیلی به نکات ظریفی اشاره کردند.
من راستش در این جور موارد نظرم شاید خیلی مهم نباشه ولی نظر شخصیم را می گم گفتم شاید بهتر باشه از این زاویه هم به موضوعت نگاه کنی.
به نظر من اختلاف فرهنگی که همیشه هست. خدا را شکر با خود همسرت اختلافی نداری و فقط با خانواده همسرت داری... این خوبه چون تاثیر این اختلاف باز هم محدودتر میشه.
خیلی سخت میشه آدم یکی را پیدا کنه که اختلاف فرهنگی اصلا نباشه. من خودم به شخصه که با پدر و مادرم اختلاف فرهنگی دارم!!! :d دیگه معلومه وقتی آدم با پدر و مادر خودش اختلاف سلیقه یا نظر داشته باشه با پدر و مادر یکی دیگه این احتمال چقدر بیشتر میشه!!!
حالا برای شما هم اینجور نمود پیدا کرده و باید باهاش برخورد درست بشه.
ببین این شب فقط یک شبه ولی مواظب باش تاثیرش را برای بقیه شب های عمرت نمونه.
اولین برخوردها همیشه خیلی مهم هستند.خیلی... حتی می تونه استارت بقیه برخورد ها و نگرش ها را بزنه.در حدی که بعدا با صد تا برخورد بهتر اثر برخورد اول نره!
من اصلا به درستی حرف کدوم طرف کار ندارم.چون چیزی که روی زندگیت اثر می ذاره مسلما خود مساله آهنگ نیست! و گاهی آدم مجبور میشه به خاطر مسائل مهم تر تو زندگیش بین بد و بدتر یکی را انتخاب کنه.
درک می کنم که تو فرهنگ ما مراسم عروسی برای دخترها خیلی نقش پررنگ داره. ولی مهم کردن خود این مراسم در حدی که ما تو کشورمون شاهدیم گاهی باعث میشه به جای شادی اختلاف و کدورت ایجاد کنه.
الان چقدر از جوانان عروسیشون فقط به خاطر هزینه مراسم عروسی عقب میفته یا چقدر جوانان اصلا به خاطر این مساله ازدواج نمی کنند حتی!!!
از اغلب افراد بپرسی که این مراسم را چه حسی داشتید و بیشتر اون شب نگران بودید یا خوشحال؟ بهتون جواب می دن اون شب ما همش نگران بودیم و کلی استرس داشتیم!
شب عروسی که باید آدم شاد باشه به خاطر حرف مردم (!) نگران بودند!
خب چه ارزشی داره واقعا؟
بعد هم این همه نگرانی کشیده میشه بالاخره از توش حرف درمیاد.باور کن خیلی هم فرق نداره که مراسم را چه طور بگیری!با آهنگ یا بی آهنگ .هر کاری کنید حرف درمیاد... از اینکه شام خوب نبود یا بود و...
بعد از یک هفته دیگه اگر خبری از این مردم باشه! دیگه این شمایید و این هم مادرشوهر و خواهر شوهر گرامی شما! و این هم یک عمر زندگی....
همون مردم دیگه نیستند که ببینند به خاطر یه شب شام عروسی شما که بهشون خوش بگذره شما چه تاثیراتی متحمل شدید!!! چقدر حرص خوردید.
اصلا ازشون بپرسی تو اون شب شام چی خوردند مگه یادشون مونده؟ ازشون بپرسید کدوم آهنگ گذاشته شده بود مگه یادشونه؟ اصلا ممکنه مراسم عروسی شما را با مراسم یکی دیگه هم قاطی کنند حتی!
می دونی چی می خوام بگم؟ می خوام بگم به خاطر یه چیزی که اصلا تو ذهن هیچ کی هم نمی مونه و یک شبه الکی این قدر خودت را اذیت نکن! شادیت را به هم نزن!
ببین تو می خوای یه مراسم جدا برای این مردم بگیری که برقصند؟ همین؟ این همه هم هزینه بشه؟ برای یه شب که اصلا یادشون هم می ره و هرکی می ره پی زندگی خودش؟
ببین اون شب فقط مهم خودت و همسرتی... بذار بقیه هر جور دوست داشتند رفتار کنند! مهم اینه فقط به تو و همسرت خوش بگذره و آدم می تونه حتی از چیزهای کوچیک هم خاطرات قشنگ بسازه به شرط اینکه قشنگ ببینه و روی بعضی مسائل غیر مهم فوکوس نکنه..... خانواده ها هرجور دلشون خواست مراسم بگیرند...
اگر مادرشوهرتون بتوانند یک مجلس گرم کن حرفه ای و طناز پیدا کنه که خیلی خوب میشه.(چون من دیدم و خیلی هم تو اون مجلس به من خوش گذشت از بس خندیدیم)ولی نبود هم نبود ...
اگر بتونی یکمی از مراسم بالاتر را ببنی کمتر اذیت میشی...
من حتی تو همین سایت دیدم خانمهایی که کلا می خواستند عروسی نگیرند! یعنی این قدر براشون این مراسم بی اهمیت بوده و یه چیزای دیگه براشون مهم تر بوده.
حالا اینم درست نیست ولی می خوام بگم همه چیز به زاویه دید خودت بستگی داره!
می تونی این شب را برای خودت قشنگ ببینی و به نکات مثبتش نگاه کنی می تونی هم نه و نیمه خالی لیوان را ببینی...
فقط نظر شخصی خودمو گفتم.
برای شما آرزوی خوشبختی می کنم. امیدوارم این روز آغاز گر روزهای بسیار خوب برای شما و همسرت باشه![]()
اگر روزی ،محبت کردی بی منت، لذت بردی بی گناه ، بخشیدی بی شرطبدان آن روز را واقعا زندگی کرده ای
یا ضامن بی ضامن ها...!!!
حسرت کرب و بلا در دل من پنهانیست؛
من ندانم که چه اندازه ز عمرم باقیست؛
کربلا گر نشدم دعوت، از این بار گناه،
ضامن من بشود ضامن آهو کافیست؟
با توکل بر خدای متعال:محکم، با امید و با انگیزه
ویرایش توسط مصباح الهدی : دوشنبه 10 فروردین 94 در ساعت 00:28
تشکرشده 18 در 4 پست
سلام
منم همين مشكلو دارم، البته به شكل ديگه اي
من مخالفتي با مراسم و آهنگ ندارم ولي خودم به شدت از رقيصدن بدم مياد،نمي دونم چطور اينو خواستگاري كه رفتم بگم،وقتي به بقيه ميگم تعجب ميكنن و ميگن مثلا تو عروسيت خودت شركت نميكني، واقعا نميدونم چطور مطرح كنم
تشکرشده 16 در 10 پست
سلام به همگی. وای خیلی ذوق زده هستم چون بلاخره تونستم ثبت نام کنم
خب اما در مورد این دوستمون. عزیزم اصلا کوتاه نیا ازخواسته خودت ولی با سیاست پیش برو حالا چی جوریش هم خداییش خیلی سخته اما اگه کوتاه بیای همین مساله به این کوچیکی بعدها تاثیرات بد خودش رو خواهد گذاشت.
بارن (دوشنبه 10 فروردین 94)
تشکرشده 268 در 91 پست
سلام
اول این رو برای خودتون مشخص کنید که هدف از ازدواجتون چی بوده؟
با خودت خلوت کن به این فکر کن که با گرفتن جشنی که اقوام خودتون دوست دارن چی رو از دست میدی و چی رو بدست میاری؟
و اگر در این مورد گذشت کنی چی رو بدست میاری؟
زندگی متاهلی یعنی گذشت و فداکاری به خاطر همدیگه.اگه دو نفر هیچ کدوم از خاسته ی خودشون کوتاه نیان که زندگی نمیشه کرد.
یه وقت هایی لازمه شما کوتاه بیای و یه وقت هایی همسرت.وقتی بله رو به همسرت گفتی دیگه باید قید سلیقه خاله و دختر خاله رو بزنی.حالا فقط خودتی و همسرت!
ان شاءالله خوشبخت باشید![]()
شمیم الزهرا (دوشنبه 10 فروردین 94)
تشکرشده 8 در 5 پست
سلام من توصیه میکنم مولودی بگیرید .هم عروسی شما بیحال و بی حوصله نمیشه و هم حرف خانواده همسرتون رو زمین نمیوفته.به جا ترانه هم میتونید یکی را وعده بگیرید دف بزنن یکی هم وعده بگیرید اشعار مولودی بخونه.من عروسی های مذهبی که رفتم و شنیدم تو زنونش اینطوری بوده
امیر مسعود (دوشنبه 10 فروردین 94)
تشکرشده 12 در 10 پست
سلام دوست عزیز
به نظر من اهنگ اونقدر مساله خاصی نیست که به دید یک مشکل بهش نگاه کنی و خوشبختی ادم به این نیست مجلسش حتما اهنگ داشته باشه میتونی اهنگ بیکلام بزارید و اونقدر فرقی نداره. مجلس تموم میشه میره.همه چیز اولش توذوقه. فقط کدورت میمونه به نظر من شما کوتاه بیا. به امتیازهای دیگه ای که شوهرت داره نگاه کن و خودت برا خودت سبک سنگین کن. ببین چی به چی می ارزه.
بارن (دوشنبه 10 فروردین 94)
تشکرشده 10 در 7 پست
از همه كسايي كه نظر دادن خيلي تشكر ميكنم مخصوصا از كاربر مصباح الهدي كه برام وقت گذاشتن و نظرات خوب و به جايي دادن و همينطور از بقيه دوستان ، راستشو بخواين من فقط نميخوام مجلسم خشك باشه از مولودي و اينا هم خوشم نمياد ، من يكي از مشكلام مادر شوهرمه كه خيلي پر رو تشريف دارن اصلا به روي خودشون نميارن كه عروسي هستش و خرج داره فقط بيرون گد نشستن نظريه ميدن كه مجلس اينجور باشه ، اگر بخوام راجع به ايشون بگم از من خوششون نمياد و اين موضوع رو چند بار به من گفتن با اينكه خودشون من رو انتخاب كردن ، خودشون رو بالاتر از همه ميدونن و هركسي هم كه از أقوام ما ايشون رو ديدن به من ميگفتن كه چه جور باهاش سر ميكني حتي از اقوامي كه كلا صداشون در نمياد ، حاااالاااااا ايشون هيچ تكوني نميدن به خودشون ، كل خرج مراسم هم پدر من ميده بعد مجلس طوري برگزار بشه كه ايشون ميخوان ، خيلي دلم ميخواد جوري باشه همسرم هم خوشحال باشه ولي خيلي از دست مادرش حرص ميخورم ، چون ميدونم من هر كاري بكنم بازم از نظرش خوب نيستم و از اين موضوع خيلي ناراحتم
تشکرشده 10,678 در 2,786 پست
آهنگ رادیو تلوزیونی بذارید،با اینم مشکل دارن؟
Mr DaNi (سه شنبه 11 فروردین 94)
تشکرشده 3,056 در 916 پست
عروس خانم گل مشکل شما تنها اهنگ و موسیقی نیست . ولی به مطالبی که گفته میشه اصلا توجهی نمیکنید . ارتباط شما و مادر شوهرتون مشکل داره و اگر اینجور پیش بره به مشکل بر خواهید خورد . و اصلا برگزاری جشن عروسی از طرف پدر شما صحیح نیست چه بی اهنگ چه با اهنگ .
تصورات شما از ازدواج و همسر و خانواده همسر ایده الی ست . و باید تعدیل بشه . اغلب نوعروسها فکر میکنند داماد باید یه اقای عاشق باشه که فقط حرف حرف همسرش باشه . فقط پول خرج کنه و بی خیال خانواده اش هم باشه . انگار نه انگار که 25 یا 30 سال با اونها زندگی کرده و زحمتش رو کشیدند .
عروس خانم گل مادر شوهر شما از خیلی وقت پیش حتی زمانی که شما به دنیا نیومده بودید زحمت این اقا رو کشیده و براش هم مادر و هم پدر بوده . توی همه کارهاش نظر داده . از این به بعد هم نظر خواهد داد . در این بین شما اگر درایت و مدیریت به خرج ندید و با ایشون در بیافتید . کسی که مغلوبه و ضرر میکنه شما خواهید بود .
فکر نکنید من طرف مادر شوهر رو گرفتم و کارهای ایشون رو تائید میکنم . ولی مادری که 60 - 70 سال از عمرش گذشته خیلی سخت میشه تغییرش داد . مخصوصا هم که ایشون همسرش رو از دست داده و به تنهایی بچه اش رو بزرگ کرده . شما یا من اصلا تصورش رو هم نمیتونیم بکنیم که چه سختیهایی کشیده . و همین سختیها باعث شده انتظاراتش بیشتر بشه . علاوه براون ما اصلا به ایشون دسترسی نداریم .
برای اصلاح رابطه تون اول تفکراتتون رو اصلاح کنید . اینکه شما فکر میکنید ایشون شما رو دوست نداره رو از فکرتون بیرون کنید . و برعکس این فکر عمل کنید . شما ایشون رو دوست داشته باشید . و از اینکه پسر خوب و رشیدی به دنیا اورده و تربیت و بزرگ کرده تا همسر شما باشه ازش قدر دان باشید . افکار شما اگر مهربانانه باشه رفتار شما هم همینطور خواهد بود . و عکس العملی هم که دریافت میکنید همینگونه خواهد بود . رابطه خوب و مهربانانه بین شما و مادر شوهرتون عشق شما رو در دل همسرتون بیشتر و بیشتر خواهد کرد . ولی درگیری و کدورتها بطور نا خواسته و نا محسوس در عشق شما و همسرتون تاثیر منفی خواهد گذاشت . این نکته ایه که اغلب نوعروسها به این توجه نمیکنند . و فکر میکنند هر چه همسرشون رو از خانواده اش بخصوص مادرش دور کنند . این مرد تنها مال اونها میشه . ولی غافلند از این که مثل اینه که گلی رو چیدند و از ریشه جدا کردند . ممکنه ظاهرا مال اونها شده باشه . ولی یک شاخه گل بی ریشه مگه چند روز دوام میاره ؟ همین که تب و تاب و شور و عشق اولیه فروکش کرد . به یاد ریشه می افته .
khaleghezey (پنجشنبه 13 فروردین 94), meysamm (سه شنبه 11 فروردین 94), فرهنگ 27 (سه شنبه 11 فروردین 94), فرشته اردیبهشت (سه شنبه 11 فروردین 94), هم آوا (سه شنبه 11 فروردین 94), مصباح الهدی (سه شنبه 11 فروردین 94), آویژه (سه شنبه 11 فروردین 94), آنیتا123 (سه شنبه 11 فروردین 94), بارن (سه شنبه 11 فروردین 94), سوده 82 (سه شنبه 11 فروردین 94), عطر بهار (سه شنبه 11 فروردین 94)
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)