
نوشته اصلی توسط
نارجیس
سلام مهسای عزیز. تا حد زیادی میتونم درکت کنم. کاملا میفهمم زمانی که با تمام وجود با همسرت درد و دل میکنی و اون به جای همدردی شروع میکنه یه مسخره بازی و تمسخر. یا اینکه یه جای دیگه از جرفات سواستفاده میکنه.
من خودم تمام اینها رو کشیدم. برای همینه که ازت میخوام خیلی خوب در موردش فکر کنی. واقعا سخته وقتی ببینی طرفت نتونه حرفتو بفهمه.
اینکه بهش فرصت دادی به نظرم کار بدی نیست. ولی این رو هم یادت باشه که مردا میتونن برای یه مدت کوتاه خوب نقش بازی کنن. من تو دوران نامزدی اصلا ابه این رفتارهای شوهرم توجه نمیکردم و الان میفهمم که ای کاش همون موقع کاری کرده بودم.
الان تازگیه ها شوهرم یه بازی جدید رو گوشیش نصب کرده و فقط دنبال یه فرصته تا بره سر گوشیش و خودشو سرگرم کنهو واین منم که باید به خودم عذاب بدم. چون هر چی هم بهش میگم فایده ای نداره. درسته که زن و مزد مال دو عالم متفاوتند ولی نه تا این جد.
به نظرم مهم اینه که زن و شوهر بتونن تو سختی ها به داد هم برسن. شوهرم بتونه بفهمه که چه زمانی من بهش نیاز دارم تا ارومم کنه. بابد به این چیرا دقت کنه و براش مهم باشه. باید بدونه چطوری و چه وقت به زنش محبت کنه.
وگرنه تو شرایطی که من مشکلی ندارم و همه چیز خوبه که کار شاقی انجام نداده. خلاصه مهسا جون من به عنوان تجربه بهت میگم اگر میبینی همسرت نمیتونه حرفاتو بفهمه و نمیتونه نبازها و توقعات تو رو براورده کنه برای تشکیل زندگی اصلا عجله نکن. و خوب فکر کن که این قضبه خیلی مهمه.
علاقه مندی ها (Bookmarks)