به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 37

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 28 اردیبهشت 98 [ 09:19]
    تاریخ عضویت
    1392-7-08
    نوشته ها
    160
    امتیاز
    6,982
    سطح
    55
    Points: 6,982, Level: 55
    Level completed: 16%, Points required for next Level: 168
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    116

    تشکرشده 84 در 51 پست

    Rep Power
    32
    Array
    خسته شدم اینقد نی نی به لالاش گذاشتم...شاید نباید صبوری میکردم اینقد..هر پیشنهادی دوستان دادن رو انجام دادم یکی بحث اخلاق مزخرف و بدبینی و مغروریشه یکی بحث فحش دادنش......اخه کجای دلم بزارمشون..........به خدای محمد نمیدونم به چیش مینازه نه کار درست و حسابی داره نه تحصیلات بالا نه پول نه خانواده درست و حسابی.......تا سکوت میکنم و ناراحت باشم تو خونه هم میگه چیه ناراحتی برو خونه بابات من همینم که هستم........دوباره دو دقیقه بعد میگه من با تو مشکلی ندارم بابات چرا این حرفو زد!! من از اونا خوشم نمیاد ما زندگیه خودمونو داریم....یکی بشنوه فکرمیکنه مامان بابای من همش تو زندگیه ماان..نه به خدا.....فقط بهونه مسخره میاره..تربیتش خرابه دوست داره همه بله قربان گوش باشن و خودش رو از همه بالتر میدونه مادرش بهش یاد نداده که باباجون گاهی اوقات تو مقصری و باید کوتاه بیای....بهش یاد نداده فحش دادن بده و تحقیر کردن بدتر...من از گل به مادرش نگفتم تا حالا جلو خودش ولی اون بدترین فحش ها و تحقیرها رو نثار خانواده من کرده....آخه میشه با این مرد زندگی کرد و دختر دو ساله رو بزرگ کرد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  2. #2
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 27 اردیبهشت 04 [ 12:05]
    تاریخ عضویت
    1390-2-14
    نوشته ها
    1,634
    امتیاز
    43,486
    سطح
    100
    Points: 43,486, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    SocialOverdriveVeteranTagger First Class25000 Experience Points
    تشکرها
    5,992

    تشکرشده 8,211 در 1,575 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    369
    Array
    سلام

    زن وشوهر توی یک تیم و گروه هستند . اصول کار گروهی می گه همکاری و برطرف کردن نقایص اعضاء گروه.

    اینکه حالا چون بیماره جدابشم روش حل مشکل نیست. بلکه باید به ایشون کمک کنید تا این مساله در زندگی تون حل بشه.

    به قول خودتون می گید همسرتون بیماره ، برای درمان یک بیماری باید به متخصص رجوع کرد با ناز و نوازش و انفعال که بیماری رفع نمی شه.

    باید تمام تلاشتون رو به کار بگیرید که همسرتون رو پیش یک روانشناس بالینی ببرید .

    برای شروع می تونید خودتون به تنهایی مراجعه کنید و راهکارهای لازم جهت چگونگی دریافت موافقت همسرتون برای حضور در چنین جلساتی رو دریافت نمایید.

  3. #3
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 19 تیر 95 [ 16:01]
    تاریخ عضویت
    1395-2-23
    نوشته ها
    11
    امتیاز
    252
    سطح
    5
    Points: 252, Level: 5
    Level completed: 4%, Points required for next Level: 48
    Overall activity: 2.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class31 days registered250 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 5 در 2 پست

    Rep Power
    0
    Array
    عزیزم جالبه بگم من هم دقیقا شرایط شما رو دارم
    با این تفاوت که من بچه ندارم شوهر من هم سر هر موضوعی بی احترامی میکنه به من میگه ات واشغالات و جمع کن از خونه من گمشو بیرون!
    واقعا درموندم فکر میکردم بچه دار بشم درست مبشه ولی با این شرایط شما گویا فرقی نمیکنه

  4. #4
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 28 اردیبهشت 98 [ 09:19]
    تاریخ عضویت
    1392-7-08
    نوشته ها
    160
    امتیاز
    6,982
    سطح
    55
    Points: 6,982, Level: 55
    Level completed: 16%, Points required for next Level: 168
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    116

    تشکرشده 84 در 51 پست

    Rep Power
    32
    Array
    دارم تمامه نظرات دوستان رو جمع اوری میکنم و به کار میگیرم: مثلا اصلا دیگه در مورد اون موضوع صحبت نکردم ازش گله نکردم اگرم خودش بحث رو باز کرد من فقط سکوت کردم فقط بهش گفتم یه جورایی حق با تو و تمومش کردم اصلا بهش نگفتم بیا بریم خونه بابام اینا برای عید نیمه شعبان اصلا نگفتم زنگ بزن تبریک بگو و اصلا پیشنهاد پارک و پیک نیک رو ندادم...عوضش خودم با مادر و خواهرم رفتم پنج شنبه پارک اونم گفت برو خوش بگذره.بعد خودش روز عید گفت بریم شیرینی بگیریم بریم خونه بابات اینا و رفتیم بیست دقیقه نشستیم اومدیم نه اون حرفی زد نه پدرم راجبه اون اتفاق.پدرم هم خیلی گرم باهاش برخورد کرد...موقع برگشت بهم گفت دوست داشتی اومدم خونه بابات منم گفتم اره خیلی خوب کردی و ازش تشکر کردم همین و تمام.
    ولی یه چیزی خیلی نگرانم کرده.........بابای من یه ویلا داره که میخاد بفروشه دو روز پیش ازم پرسید بابات ویلاشو چیکار کرد منم کفتم هیچی برا فروش گذاشته شاید یکی از دوستاش بره ببینه خوشش بیاد هیچی نگفت..چندساعت بعد گفت دعا کن سال دیگه اینموقع خونه دار بشیم فکر کنم داره پول میرسه!!!!!!منم گفتم از کجا؟؟؟؟گفت بابات ویلاشو بفروشه یه صد تومن بده ما بریم خونه بگیریم دیگه...منم گفتم خیلی پر رویی برو خجالت بکش بابای من یه بار صد تومن داده ما خونه گرفتیم خودمون فروختیم به جاش مغازه گرفتیم....گفت اوه ه ه اون گذشته الان که خونه نداریم بابات میده تو غصه نخور!!!!!!!!با وقاحته تمام........منم گفتم خیلی رو داری بابای من خودش زن داره یه دختردیگه هم داره اون کمک و محبتشو بیش از اندازه هم به ما کرده دیگه توقع چی داری؟؟؟؟؟؟؟
    حالم بده.......خیلی بد..........بهش گفتم دیگه این حرفو نزن ازت بدم میاد وقتی میگی اونم گفت برو بابا..همین.....شاید فقط به خاطر این اومد خونه بابام اینا
    من واقعا موندم چی بگم بهش که از این فکر کثیف بیاد بیرون من یه قرون هم از بابام نمیگرم .............تا یه ماهه پیش میخاس مغازه رو بفروشه خونه بگیریم ولی الان کاملا نظرش عوض شده میگه من مغازمو نمیفروشم !!!!!!!!

  5. 2 کاربر از پست مفید abs تشکرکرده اند .

    ستاره زیبا (جمعه 07 خرداد 95), شیدا. (دوشنبه 03 خرداد 95)

  6. #5
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 15 شهریور 98 [ 10:44]
    تاریخ عضویت
    1395-2-21
    نوشته ها
    176
    امتیاز
    4,752
    سطح
    44
    Points: 4,752, Level: 44
    Level completed: 1%, Points required for next Level: 198
    Overall activity: 10.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    0

    تشکرشده 319 در 122 پست

    Rep Power
    44
    Array
    من فکر میکنم از اول منفعل بودید. احتمالا روزهای اول که به مرور فحاشی رو شروع کرد اگه ساکت نمیموندید و سکوت نمیکردید، اینطور جرات و جسارت پیدا نمیکرد تا فحشها رو ناموسی کنه.
    امیدوارم دوستان کمک کنن مشکلتون حل بشه.

  7. کاربر روبرو از پست مفید سوشیانت2 تشکرکرده است .

    abs (سه شنبه 21 اردیبهشت 95)

  8. #6
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 28 اردیبهشت 98 [ 09:19]
    تاریخ عضویت
    1392-7-08
    نوشته ها
    160
    امتیاز
    6,982
    سطح
    55
    Points: 6,982, Level: 55
    Level completed: 16%, Points required for next Level: 168
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    116

    تشکرشده 84 در 51 پست

    Rep Power
    32
    Array
    هیچ کدوم از دوستا ن نظر دیگه ای ندارن؟ خواهش میکنم کمکم کنید

  9. #7
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 28 خرداد 99 [ 23:36]
    تاریخ عضویت
    1392-2-20
    نوشته ها
    227
    امتیاز
    7,750
    سطح
    58
    Points: 7,750, Level: 58
    Level completed: 50%, Points required for next Level: 200
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Recommendation Second ClassVeteranTagger First Class5000 Experience Points
    تشکرها
    887

    تشکرشده 279 در 146 پست

    Rep Power
    43
    Array
    خانوم محترم شما خیلی شوهرتون رو قاطی خانوادتون کردید و این اشتباهه

    1 ضرب المثل خوبی داریم : نه به این شوری شوری نه به این بی نمکی یا دوری و دوستی

    بنظر من شوهر و داماد رو باید نه خیلی نزدیک کرد به خانواده نه خیلی دور ، حد تعادل و وسط با حفظ حرمت ها و حریم ها

    این قاطی شدن شما باعث شده خیلی حریم ها و حرمت ها از بین بره و باعث خیلی مشکلات و دلخوری و حرف و حدیث و... بشه

    بعنوان مثال ، هم خودتون گفتید اینکه پدرتون به ایشون میگه بیا تو سایه بشین سرت درد میگیره یا اینکه لفظ آقا پسر رو در مورد شوهرتون بکار میبرن این باعث میشه که در قدم اول اینکه این حسو به 1 مرد منتقل میکنه که ایشون بچست و قدرت تصمیم گیری نداره و پدرتون باید به ایشون بگه چه کاری براشون خوبه یا نه؟ و بیان تو سایه بشین !
    و این برای 1 مرد خیلی سنگینه و ضربه خیلی بزرگیه وخط قرمز هر مردی هست و این توهین و زیرسئوال بردن بزرگی برا هر مردی حساب میشه

    و اینکه از لفظ آقاپسر پدرتون استفاده کردن ، معنی خوبیرو تداعی نمیکنه و احسانس بچه بودن و کوچک بودن رو منتقل میکنه به هر مردی حتی اگه ایشون مجرد بود ، پس حس بی احترامی و تمسخر و کوچ شموردن رو به شخص منتقل میکنه

    این دلخوری و نارحتی ها جمع میشه و اندک اندک جمع گرد وانگهی دریا شود و چشم باز میکنید می بینید بخاطر هیچی زندگی و صمیمیت و حرمت و... ازبین رفته

    بخاطر 1 پیک نیک کلی کدورت و بی احترامی به 2 طرف پیش اومده ،چه سودی و تفریحی از پیک نیک با خانوادتون بردید؟ سود و منفهتشو بزارید 1 طرف و مضرراتشو بزارید 1 طرف ؟

    ولی اگه پیک نیک رو نمی رفتید هیچ اصطکاکی بین شما و خانوادتون و شوهرتون با پدرتون و خانوادتون و.... پیش نمیومد و....

    منظورم این نیست که تفریج نکنید یا ... منظورم اینکه رو ارتباطتون با همسرتون و سیاست های خانومانه و زنانه کار کنید و فضا و محیط 2 و 3 نفره باوشوهرتون و بچتون ایجاد کنید و سیستم زندگیتون رو تغییر بدید


    در اینکه رفتار ایشون و نوع رفتار و تربیتشون اشکال داره بحثی نیست ولی شما نمیتونید اخلاق و تربیت ایشون رو تغییر بدید و شخصیت و اخلاق ایشون شکل گرفته منتها شما میتونید با تدبیر و مدیریت و ترفند چالش و فرمایش رو کم کنید و به حداقل برسونید و اگه بتونید درست مدیریت کنید و ایشون رو به آرامس برسونید ، کم کم این آرامش برای ایشون نهادینه و اپیدمی میشه و بهش عادت میکنن و مداوم میشه

    من فکر میکنم مشکل اصلی شما ، تفاوت دیددتون به زندگی و نوع اخلاق و تربیت و خصوصیت اخلاقیتون هستش و عدم مهارت زناشویی 2 طرف و عدم بکار بردن سیاست های زنانه شما

    بنظر من به شخصه ، دوری و ودوستی

    ارتباطتون رو با خانواده خودتون و ایشون کم رنگ و در چارچوب احترام و سر زدن باشه ( به پیک نیک ، بیرون رفتن ، مسافرت ، تفریح و... نرسه ) و رو رابطه خودتون و شوهرتون و خط قرمزاتون و خط قرمزای شوهرتون کار کنید
    که بتونید چسب زندگیتون رو قوی کنید و ارتباط صمیمی و گرمی داشته باشید و مهارت های زندگیتون رو بالا ببرید

    متاسفانه خانوم ها ومخصوصا خانواده خانوم ها ( الخصوص مادرشون ) فکر میکنن که اگه با دامادشون صمیمی و رفت امد و نزدیک بشن همه چی اکی میشه و دامادشون احساس شوالیه میکنه

    و خیلی تلاش میکنن که داماشون به خانوادشون نزدیک بشه و صمیمیتی با مارشون ایجاد بشه و باهم مسافرت برن باهم خرید برن ، غذای سوبله برای داماد سرو کنن و...


    در صورتی که هرچی بیشتر تلاش کنن (غیر از 1 سری استثنا ) برای دامادشون بیشتر انرژی منفی و دور شدن بهشون دست میده ( چون مردا در هر صورت بیشتر دوست دارن تو زندگیشون استقلال و قدرت داشته باشن و احساس مردونگیه و قدرتشون قویتر شه نه تضعیف ) و کلا مردا از چیزی ازسمت سوم شخصی فشار و نیرویی بهشون وارد شه در برابرش مقاومت میکنن و میجنگن و هیچ وقت تمام و کمال زیر بارش نمیرن حتی اگه چاره نداشته باشن

    حالا اون خانواده خانومشون باشه یا طلا باشه هرچیزه دیگه ای

    1 جورایی احساس منفی و استعمار بهشون دست میده



    مگه خودشون بخان به خانواده همسرشون نزدیک بشن که براش تلاش میکنن و بحثش جداست

    آقایاون با 1 چشم و بوس و ناز و عشوه نرم میشن وبا 1 دفاع و مبارزه میشن آرنولد ، این خیلی مهمه

  10. 2 کاربر از پست مفید mercedes62 تشکرکرده اند .

    sara 65 (پنجشنبه 30 اردیبهشت 95), شادی ظهوریان (دوشنبه 27 اردیبهشت 95)

  11. #8
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 28 اردیبهشت 98 [ 09:19]
    تاریخ عضویت
    1392-7-08
    نوشته ها
    160
    امتیاز
    6,982
    سطح
    55
    Points: 6,982, Level: 55
    Level completed: 16%, Points required for next Level: 168
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    116

    تشکرشده 84 در 51 پست

    Rep Power
    32
    Array
    ممنون دوست عزیز از نظرتون....باهاتون موافقم تا حدودی .......همسره من یه بدی داره اونم اینه که نمک نشناسه و تمام خوبیهای یه آدم رو با یه بدی از یاد میبره....خانواده من به من وابسته ان چون کسی رو ندارن ما کلا دو تا بچه ایم که خواهرم از من کوچکتره و ازدواج نکرده و چون خیلی بچه منو دوست دارن دلشون پر میزنه که با ما برن بیرون که شوهر من فقط فکر یه بهونس که سرش دعوا بگیره

  12. #9
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 28 خرداد 99 [ 23:36]
    تاریخ عضویت
    1392-2-20
    نوشته ها
    227
    امتیاز
    7,750
    سطح
    58
    Points: 7,750, Level: 58
    Level completed: 50%, Points required for next Level: 200
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Recommendation Second ClassVeteranTagger First Class5000 Experience Points
    تشکرها
    887

    تشکرشده 279 در 146 پست

    Rep Power
    43
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط abs نمایش پست ها
    ممنون دوست عزیز از نظرتون....باهاتون موافقم تا حدودی .......همسره من یه بدی داره اونم اینه که نمک نشناسه و تمام خوبیهای یه آدم رو با یه بدی از یاد میبره....خانواده من به من وابسته ان چون کسی رو ندارن ما کلا دو تا بچه ایم که خواهرم از من کوچکتره و ازدواج نکرده و چون خیلی بچه منو دوست دارن دلشون پر میزنه که با ما برن بیرون که شوهر من فقط فکر یه بهونس که سرش دعوا بگیره
    بله به حرحال هرکسی 1 سری صفات مثبت و منفی داره

    ولی شما سیاست های زنانه و کار کردن رو خودتون میتونید رو ایشون تاثیر بزارید


    من خانوم هایی رو دیدم که با سیایت های خانومانه و زنانه ، قاتل و زورگیر چنتا محلرو مثل موم تو دستش

    در مورد وابستگی خانوادتون هم قابل درکه منتها میتونید خط قرمز تعیین کنید و تایم و شرایط رو به شکلی ترتیب بدید که حساسیت برا شوهرتون و خانوادتون ایجاد نشه و اصطکاکی بین 2 طرف ایجاد نشه

    منطقی نیست که شما بخاطر وابستگی خانوادتون تو زندگیتون فرسایش و اصطکاک ایجاد کنید

    اینا با چاشنی مدیریت همش قابل حله

  13. #10
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 28 اردیبهشت 98 [ 09:19]
    تاریخ عضویت
    1392-7-08
    نوشته ها
    160
    امتیاز
    6,982
    سطح
    55
    Points: 6,982, Level: 55
    Level completed: 16%, Points required for next Level: 168
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    116

    تشکرشده 84 در 51 پست

    Rep Power
    32
    Array
    چطور می تونم مدیریت کنم و خط قرمز تعریف کنم.میشه بیشتر راهنماییم کنید ممنون


 
صفحه 2 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 07:36 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.