سلام خانم پو
خوبید ؟
شما مشکل تاپیک قبلیتون رو حل کردید ؟ بنظر من تا اون مشکل حل نشده به ازدواج فکر نکنید یا اینکه فکر میکنید با ازدواج مشکلتون برطرف میشه ؟
تشکرشده 1,090 در 430 پست
سلام خانم پو
خوبید ؟
شما مشکل تاپیک قبلیتون رو حل کردید ؟ بنظر من تا اون مشکل حل نشده به ازدواج فکر نکنید یا اینکه فکر میکنید با ازدواج مشکلتون برطرف میشه ؟
همیشه لبخند بزن......
برآمدگی گونه هایت توان آن را دارد که امید را باز گرداند....
گاهی قوسی کوچک میتواند معماری یک سازه را عوض کند..
Pooh (شنبه 30 دی 96)
تشکرشده 3,096 در 1,314 پست
والا ايشون كه من احساسي درونشون نمي بينم. و خودمم كه احساسي به ايشون بيدا نكرده ام. بنابراين فكر نكنم وابستكي عاطفي بيش بياد.
ولي واقعا خودم رو ميشناسم. من كع خودم ادميم كه زود دركير احساس ميشم, به ايشون حس بيدا نكرده ام. ميدونم ادامه دادن فقط معطل كردنه.
المای (یکشنبه 01 بهمن 96)
تشکرشده 3,096 در 1,314 پست
سلام.
بفرماااا...... هی من خواستم جواب منفی بدم هی گفتن صبر کن. طرف خودش نه گفت. مثل تمام موارد قبلی.
فقط انگار قرار بود نه رو من بشنوم.
هه....
وقتی میگم دیگه خواستگار سنتی و به شکل معرفی راه ندم همینه. اصلا نمیفهمی طرف خواسته یا نه. هر لحظش باید یه حس بلاتکلیفی داشته باشی. مزخرفه واقعا.
خواستگار به اونی میگن که پسر دختر رو در جایی دیده باشه و مدتی تحت نظرش گرفته باشه بدون اظلاع خود دختر، بعد اگر واقعا پسندید و خواست، مظرحش کنه.
خواستگار سنتی و معرفی، هر لحظه دختر این حس رو داره که در حال پروف شدنه که طرف ببینه بهش میاد یا نه. اصلا وقتی دختر اطمینان خاطر از اینکه طرفش واقعا خواستاره نداشته باشه، واقعا روی چی فکر کنه؟ حالا فرضا هم دختر فکر کنه و مورد پسند دختر هم واقع بشه، ولی انگار توی هیچ مرحله ای ازش، معلوم نیست اصلا پسر در چه مرحله ایه.
--------------------------------------------------------------------------------------------------------
البته شاید برای دخترهای دیگه این چیزها آزار دهنده نباشه. شاید من چون خودم حساس هستم اذیت میشم ازش. من میدونم تمام احساساتی که من دارم، هر چند عمیقا حسش می کنم، ولی نادرسته. همیشه سعی می کنم مرتب به خودم تذکر بدم که پووو.. تو مشکل داری،( تازه چند ماهه فهمیدم مشکلم چیه. اختلال شخصیت ناپایدار) پووو.... مشکل از رفتار دیگران نیست. مشکل از توه. از کسی نرنج. از کسی توقع نداشته باش.
درسته من دلم میخواد ازدواج کنم. و دلم میخواد کسی واقعا دوستم داشته باشه و دوسش داشته باشم. ولی میدونم هم شانسم تقریبا صفره.
-------------------------------------------------------------------------------------------------------
الان تا من بگم شاید هم بهتره اصلا بی خیال ازدواج بشم، همه میگن روش اجتنابی و فرار و پاک کردن صورت مساله رو انتخاب کرده ای و مشکل در حل مساله داری و ....
ولی به قول حافظ :
" ما آزموده ایم در این شهر بخت خویش
بیرون کشید باید از این ورطه رخت خویش"
چیزی به اسم مورد پسند واقع نشدن، وقتی طی نه سال، بارها و بارها بدون حتی استثنا، تکرار بشه، خب لابد دیگه باید پذیرفتش دیگه. شاید روزی و قسمت من نیست. و واقعا هم دیگه دلم نمیخواد این رد شدن ها رو باز هم تجربه کنم. و اصلا هم دم نمیخواد دیگه تلاشی داشته باشم برای دوست داشته شدن.
اصلا من هر چی هستم هستم. به درک اگر مشکل دارم یا بقیه باهام مشکل دارن ی کسی ازم خوشش نمیاد یا دوستام ازم دور میشن یا نچسبم یا دوست داشتنی و به درد بخور نیستم یا هر چیز مزخرف دیگه ای که هستم. به درک. آره. من همینم که هستم.
من همینم که هستم.
ویرایش توسط Pooh : یکشنبه 01 بهمن 96 در ساعت 13:00
المای (یکشنبه 01 بهمن 96)
تشکرشده 702 در 242 پست
سلام pooh عزیز
خوبین؟
امروز یا شایدم خیلی وقته که دلم از خیلی چیزها گرفته و طوری که خیلی دلم می خواست یه نفر باشه که باهاش حرف بزنه،اونقدر فکر های مختلف توی سرم میچرخید که سرم داشت منفجر میشد ،اما اینطور مواقع حواسمو پرت میکنم مثلا با دوستم در مورد یه موضوع دیگه ،نه در مورد مشکلاتم صحبت میکنم،با خدا حرف میزنم ،سعی میکنم معنی فارسی دعا ها رو بخونم خلاصه اینکه منم مثل شما یکی از مشکلاتم همین ازدواجه حالا به نوعی دیگه درگیرش هستم که فعلا نمیخوام اینجا بازش کنم
در مورد اینکه خواستگارها به هر دلیلی ادامه نمیدن،اینو بگم که منم همین طور بودم مثل شما چند سال پیش که بحث خواستگاری مطرح میشد مخصوصا اونایی که سنتی میخواستن بیان جلو ترس من همش از این بود که نکنه بیان و منو نپسندن،و جلو همه آبروم بره و فلان
و به خاطر این طرز فکرم حجم بالایی از استرس رو تحمل میکردم تا اینکه همسر سابقم اومد و خب شد همسرم،یادمه وقتی قرار بود بیان خواستگاری همش خدا خدا میکردم که نکنه نپسنده،که خب انگار دعام مستجاب شده بود ،وقتی به مشکل خوردم می گفتم کاش همون شب خواستگاری همه چیز تموم میشد که الان با این همه مشکل مواجه نشده بودیم
از اون به بعد سعی کردم تلاشمو بکنم اما نتیجه رو بسپارم دست خود خدا،که در واقع همون توکل کردنه،اگه اونشب خواستگاری منو نمیپسندید شاید یکی دو رور فوقش یه ماه ناراحت بودم اما بعدش فراموش میشد
الان هم خب با توجه به همین نامزدی گذشته ،بعضی خواستگارا وقتی میفهمن عقب میکشن،درسته یه خورده ناراحت میشم ،اما پیش خودم میگم هنوز وقتش نشده،هنوز اونی که منو با همه ی خوب و بدم ،گذشته و آینده ام بخوادو منم دوستش داشته باشم خدا سر راهم قرار نداده
این سخن حضرت علی (ع)رو خیلی دوست دارم
������امام علی (ع) فرمودند:
اگر سه چیز را در زندگیتان اصلاح کنید،
خداوند سه چیز دیگر را برای شما اصلاح میکند:
۱_ باطنت را اصلاح کن ؛
خداوندظاهرت را اصلاح میکند و خوبیات
را سر زبانها می اندازد.
۲_ رابطه ات را با خدا اصلاح کن ؛
خداوند رابطه ات را با مردم اصلاح میکند
و باعث احترام خلق به تو میشود ..
۳_ آخرتت را اصلاح کن ؛
خداوند امر دنیای تو را اصلاح میکند ..
"خصال شیخ صدوق"
ان شاالله خدا نیمه ی گمشدتون رو خیلی زودتر از اونچه که فکرش رو بکنید سر راهتون قرار بده و کنارش به آرامش برسید
ویرایش توسط dooo : یکشنبه 01 بهمن 96 در ساعت 16:05
Pooh (پنجشنبه 05 بهمن 96), tavalode arezoo (یکشنبه 01 بهمن 96), المای (یکشنبه 01 بهمن 96), زن ایرانی (سه شنبه 03 بهمن 96)
تشکرشده 1,120 در 173 پست
می دونم نه شنیدن برای دختر ها راحت نیست.
از اونجایی که در مورد احساست نسبت به خواستگارت و همینطور خصوصیاتش از نظر عاطفی بودن شک داشتی من پیشنهاد دادم تا بیشتر باهاش آشنا باشی شاید نظرت تغییر کنه.
به هر حال خواستگاری سنتی مزایا و معایب خودش رو داره. این مدل خواستگاری درخواست آشناییه نه درخواست ازدواج. این حالت برای هر دو طرفه قرار نیست اول یکی بپسنده بعد اون یکی فکر کنه, هر دو به موازات با هم آشنا می شن حالا ممکنه هر کدوم زودتر به نتیجه برسن.
در حالت های دیگه هم که پسر دختر را بیرون ببینه و بپسنده معمولا یکسری خصوصیات اولیه رو می بینه مثل ظاهر و ... خیلی از موارد مهم مثل خصوصیات اخلاقی و خانوادگی از بیرون مشخص نیست یا حداقل کاملا مشخص نیست. در اون حالت هم ممکنه بعد از آشنایی بیشتر پسر نظرش عوض بشه.
می فهمم مورد پسند واقع نشدن حس خوبی نیست ولی حداقل در این مورد که خودت هم حس علاقه ای بهش نداشتی. ولی اگه واقعا بی اغراق این مساله طی نه سال بدون استثنا تکرار شده, خودت فکر می کنی علتش چیه؟
بعضی ها می تونن با این طرز فکر زندگی کنن ولی اگه آدم احساساتی باشی بعیده این مدل برات جواب بده.
تشکرشده 764 در 211 پست
سلام
من بلد نیستم حرفای قشنگ قشنگ بزنم و میدونم که این حرفای ظاهرا قشنگ دردی از شما دوا نمی کنن.
فقط یه جمله میگم و شما دیگه تا تهشو بخونین:روزی که مادر شما برای برادرتون دنبال یه دختر خوشگل و پولدار و شاغل و همه چیز تمام میگشت ،در واقع به دختر خودش پشت می کرد.شما زاده یک فرهنگ اشتباهین و با این فرهنگ اشتباه بزرگ شدین و چاره ندارین جز اینکه با همین فرهنگ اشتباه بسوزید و بسازید و زندگی کنید.همه ما مجبوریم !!!!!!
Pooh (پنجشنبه 05 بهمن 96)
تشکرشده 3,096 در 1,314 پست
هر كي ميره دنبال يكي كه به خودش بخوره. مسلما من مورد مناسبي براي مثلا يك اقايي كه مثلا فوق تخصص داشته باشه و خواهرهاش يا كلا زنها و دخترهاي فاميلشون, شغل هاي خوب داشته باشن و مستقل باشن و از خودشون در امد و ماشين داشته باسن نيستم.
همونطور كه شايد بسري كه اهل دود باشه و دانشكاه نرفته باشه براي من مناسب نيست.
به هر حال هر كي در سطح خودش انتخاب مبكنه.
ولي اينكه من رد ميشم, دو دليل عمده داره.
يكي ظاهر من. كه فكر ميكنم دليل خيلي از رد شدن هام بوده.ث
ولي خب, مواردي هم بوده كه بيشتر از يك جلسه بيش رفته و بعد رد شدم. توي اين موارد خب اثر عامل ظاهر كمتر مطرح ميشه. جون اكر از قيافم بدش مي اومد كه دلبل
اينكه به جلسه دوم برسه نداشت. ولي اينكه در حلسات بعد رد ميشم دليلش حتما رفتار و روحياتمه.
فكر كنم ضعف و عدم ثبات و عدم اعتماد به نفس و حتي دردي كه توي وجودم هست رو از بس لبخندهاي ظاهريم ميفهمن.
تشکرشده 3,096 در 1,314 پست
سلام.
البته من مامانم شايد دلش ميخواست جنين مواردي رو براي داداشام بيئا كنه. ولي خود داداشام موردايي رو ديده بودن و خواسته بودن و از اونجايي كه مانع ازدواج من شدن و بيامدهاش براشون درس عبرت شده بود, مقاومتي در برابر خواسته برادرهام نكردن. و كذاشتن اونا با موراي مورد علاقه خودشون ازدواج كنن.
البته عروس هامون, فقط يكيشون شاغله. ولي به نظر من كه همون دو تاي ديكه كه شاغل نيستن جيزي كم ندارن. من هر سه تاشون رو دوست دارم. و اتفاقا خيلي هم ازشون طرفداري ميكنم و اكه ببينم دادتشام رفتار اشتباهي با خانمشون داشته باسن, بهشون تذكر ميدم.
كلا خواهر شوهر ادم فمينيست باشه خيلب نعمته :)
تشکرشده 2,355 در 760 پست
سلام
ببین دوست عزیز
کاری به این مورد ندارم که چرا نشد.....ولی در کل نحوه اشنایی خیلی مهمه
و شما تو این مورد با تلفن!!!!!!اشنایی رو پیش می بردین
و یک جلسه همو دیدین...تاثیر نگاه رو دست کم نگیر
- - - Updated - - -
کاش ی تاپیک تو همدردی بود که از تجربیات واقعی جلسه خواستگاری بگه
ی سری سوالاتی که تو نت یا حتی اینجا هست برای چلسه خواستگاری کافی نیست برای اطلاع دادن به جوون ها...چه پسر چه دختر
چه سوالی رو کجا بپرسیم؟ جلسه چندم؟ اگه چی جواب داد ما پشتش چی بگیم؟
خودمون برای سوالها چی جواب داریم؟ و چقدر واقعیه؟
همه سوالها هم برای همه موارد درست نیست
چی کار کنیم که خودمون و درست بشناسونیم و طرف رو درست بشناسیم...گاهی بیخودی ی چیزهایی بولد میشه ...سو تفاهم میشه و مورد از دست میره
چی کار کنیم از حس واقعیمون باخبر بشیم؟اصلا این حس پیدا کردن چقدر مهمه؟ کی باید پیدا بشه؟
کسی ظاهرا به فکر نیست.....از مسئو لین....و با این فرهنگ جدید جوون ها رو تنها گذاشتن...پس خودمون باید بهم کمک کنیم
و ی چیز خیلی مهم
ببین عزیزم منم هم سن خودتم..... منم دخترم.. درکت میکنم..ولی این خیلی مهمه که چه نگاهی به زندگیمون و خودمون داشته باشیم
فعلا از فرصت زندگی که لطف خداست بهمون لذت ببر
- - - Updated - - -
برای همه دختر ا و پسر های سرزمینم ارزوی ی زندگی شیرین متاهلی رو دارم
ویرایش توسط الهه زیبایی ها : سه شنبه 03 بهمن 96 در ساعت 14:09
Pooh (پنجشنبه 05 بهمن 96)
سلام پوو عزیز
۱-اینکه میگید از خواستگاری سنتی خسته شدید ...به دلیل اینکه جواب نه میشنوید
بله حق با شماست... اما در نظر داشته باشیم کسی که سنتی قدم جلو میگذاره تکلیفش با خودش روشنه.. می خواد ازدواج کنه... بنابراین شما ازش نمی شنوید که امادگی ازدواج نداره یا بیا مدتی با هم باشیم تا ببینیم چی میشه ... پس بنابراین احتمال رو هوا موندن شما ، بلاتکلیفی شما در حالتی که غیر سنتی با کسی آشنا میشید( علیرغم اینکه طرف ظاهر شما رو پسندیده و خودش شما رو انتخاب کرده ) خیلی بیشتره...
۲_اینکه گفتید تکلیف شغلش معلوم نبوده خیلی جای بحث داره ... ۳۸ ساله ولی هنوز معلوم نیست وضعیت شغلیش چطوره ؟؟؟؟
بهتر بود اول از همه چیز رو این نکته دست میذاشتید...
۳-بين صحبت هاتون گفتيد گاهي به جلسه دوم كشيده ميشه ولي كات ميشه ... و خودتون گفتيد شايد اعتماد به نفس نداريد ... رو اين مورد خيلي كار كنيد ... چون اعتماد به نفس عين جذابيته ... و شاهدش دخترايي كه ظاهر انچناني ندارن اما ازدواج هاي موفقي مي كنن ( حتما دور و ورتون ديديد)
شاد باشيد
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)